در ادامه این روند، شرکت هایی که معاملات مستمر با هم داشتند برای کاهش هزینه های مبادلاتی بین خودشان، ادغام شدند و شرکت های بزرگتری ایجاد کردند که قدرت بازاری بیشتری به آنها می داد. مانند یک شرکت ساختمانی بزرگ که با یک شرکت سیمان ادغام شود.
این روند ادغام را ادغام عمودی می گویند که شاید شنیده باشید.
از زاویه ای دیگر، شرکت های همکار و همتراز، برای هماهنگی بیشتر در قیمت گذاری، تبلیغ و ارتقای کیفیت تولید و در نهایت کسب سهم بازاری بیشتر و قدرت انحصاری، با هم ادغام می شدند که این نوع نیز به ادغام افقی معروف است.
مثال های متعددی از این ادغام ها را در دنیای واقعی در کشورهای پیشرفته دیده اید که برای مثال می توان به ادغام شرکت های سونی و اریکسون و تاسیس شرکت سونی-اریکسون اشاره کرد که حاصل آن سود چشمگیر در آن مقطع بود.
یا خرید شرکت های نرم افزاری و اطلاعاتی مختلف توسط غول هایی مانند گوگل یا مایکروسافت
در نهایت این ادغام ها و بزرگ شدن شرکت ها، به شرکت های چند ملیتی می رسد که برخی اوقات در بیش از 20 کشور کارخانه دارند و در هر کشوری از مزایای آن کشور از مواد اولیه ارزان گرفته تا نیروی کار ارزان یا تکنولوژی پیشرفته آن کشور بهره برداری می کنند.
چنین شرکت هایی با شروع و توسعه کار تیمی شروع کرده اند و با ارتقای کارایی ناشی از کار تیمی و تخصص گرایی و نوآوری توانسته اند کیفیت محصول خود را به اندازه ای بالا ببرند و قیمت تمام شده خود را به اندازه ای کاهش دهند که به راحتی تمام کسب و کارهای کوچک رقیب خودشان را از میدان به در می کنند. این حاصل کار تیمی است
اگر نگاهی به کتاب قاتلین اقتصادی انداخته باشید، می بینید که این شرکت ها تا جایی پیش می روند که به خاطر منافع خودشان حتی دولت های کشورهای جهان سوم را هم عوض می کنند.
اما مقصود از بیان این تاریخچه چیست؟
مقصود مقایسه وضعیت فعلی ما با آنها ست.
واقعیت آن است که در شرایط فعلی شهرمان، کار تیمی بسیار کم می بینیم و در نتیجه رکود حاکم بر اقتصاد شهرمان عمیق تر از شهرهای دیگر است. از نظر من، دلیل عمده آن، این است که نتوانسته ایم برای تقسیم حاصل کار تیمی بین اعضای تیم به توافقاتی پایدار و بلندمدت برسیم.
ایده ی شما برای رفع این مشکلات و بهبود بخشیدن به اقتصاد شهرمان چیست؟
تصور من این است که در وهله اول باید انتظارات خود و سهم خواهی خود از کل نتیجه کار تیمی را تعدیل کنیم و واقع نگرانه ببینیم و عمل کنیم.
در وهله دوم، صداقت و درستکاری و دنبال کردن منافع شخصی در قالب منافع تیم است برای آنکه تیم پایدار بماند.
ممکن است بسته به نوع کار، موانع متعدد دیگری در مسیر کار تیمی وجود داشته باشند. لازم است که اعضای تیم با صبوری وبردباری در پی رفع این موانع باشند و بابت هر بهانه ای تیم را از بین نبرند.
جالب است که آیه ای از قرآن کریم وجود دارد که از نظر من راهکاری جامع برای این مشکلات ارایه می دهد:
تعاونوا علی البر و التقوی
یعنی اولا کارها را با تعاون و مشارکت پیش ببرید و ثانیا در این مشارکت ها ، مبنای شما بر بری بودن از هر پلیدی (اخلاقی) و ترس از خدا باشد.
در این خصوص مطلب زیاد است و من هم قصد تفصیل بیشتر ندارم. چرا که معتقدم بسیاری از مشکلات ما در ندانستن نیست بلکه در نخواستن و یا در عمل نکردن است که هر کدام بسته به مورد می توانند دلایلی داشته باشند. واقعیت آن است دلیل شکل نگرفتن کار تیمی هر چه باشد، هزینه های اقتصادی آن برای جامعه ما بسیار بالا و فزاینده خواهد بود.
در بخش دوم عرایضم وارد حوزه سیاست می شوم.
واقعیت آن است که در اقتصاد از جایی به بعد حمایت دولت ها نیاز است. اساسا نقش دولت و حاکمیت از نظر اقتصادی، تسهیل فضای کسب و کار است و مزد آن را هم از طریق مالیات می گیرد.
اما چند واقعیت وجود دارد: 1- اهداف اقتصادی حکومت معمولا بسیار کلان هستند و دست مدیران ارشد برای انتخاب نحوه و مسیر تامین آن باز است.
2- جامعه یکدست نیست و متشکل از گروه های مختلفی است که اغلب بر اساس منافع یا ویژگی های مختلفی با هم متحد شده و گروه های ذینفعی را تشکیل می دهند که حاکمیت یا دولت را مجبور می کند به جای تامین منافع جامعه، منافع آنها را به عنوان بخشی از جامعه تامین نمایند. مثال در این مورد زیاد است و سیاست های حوزه آب در ده سال گذشته در استان می توانند به خوبی آن را نشان دهند.
3- وجود غول های اقتصادی - سیاسی دنیا در کنار شبکه های حمل و نقل و ارتباطات پیشرفته، تمام دنیا را به هم نزدیک کرده و یک معنای آن در این حوزه، آن است که حاکمیت باید بخشی از توان خود را صرف مقابله با زیاده خواهی های آنها کند تا امنیت جامعه به خطر نیافتد.
اما در این فضای سیاسی چه باید کرد؟
از نظر من هر کدام از واقعیت های مذکور درسی برای ما دارند:
این مورد ایجاب می کند که اگر شهر، منطقه یا هر بخشی از جامعه، دنبال تامین منافع خود است، الزاما باید بتواند برخی از مدیران ارشد اقتصادی را در سطح کشور یا حداقل در سطح استان ارایه نماید. یعنی آن مدیران از آن شهر یا منطقه انتخاب شوند. و البته تعهدات کافی آن افراد به شهر یا منطقه خود باید وجود داشته باشد تا بتوانند در اجرای سیاست های کلان، منافع گروهی را نیز تامین نمایند. به عنوان مثالی در این زمینه عرض کنم، در طول دوره پس از انقلاب، شهرهای تبریز و اصفهان تقریبا در هر دولت بیش از 3 وزیر داشته اند. حاصل آن هم پیشتاز بودن این دو شهر و استان از نظر اقتصادی است.
این مورد اتحاد و کار تیمی ما در حوزه سیاست را می طلبد. واقعیت آن است که بوکان به عنوان جامعه ای کوچک حتی در سطح استان، از تفرقه و ناهماهنگی های زیادی رنج می برد و مانند بسیاری مناطق کشور، هر گونه کار تیمی در حوزه سیاست را با باندبازی، پارتی بازی و امثال آن کوبیده می شود
در حال که به نظر من باید ایرادات تیم ها گرفته شود و جامعه به صورت متحد به رفتارهای گروهی آنها واکنش نشان دهد.
برای مثال اگر گروهی یا تیمی از افرادی که در بوکان گرد هم آمده اند و فعالیت آنها در راستای تامین منافع خود و نه منافع بوکان است، قطعا باید در انتخابات های بعدی با آرای مردم از قدرت کنار روند.
با انتخابات بر سر کار می آید، قبل از انتخابات برنامه ها و ایده های وی برای رفع مشکلات آن حوزه ارایه گردد. حتی در صورت لزوم، مناسب است افرادی که توسط وی منصوب می شود نیز باید به عنوان تیم اداره کننده وی، به مردم معرفی شوند.
مثال بارز آن در انتخابات ریاست جمهوری، اعضای کابینه و وزیران هر کدام از کاندیداها بود که به نظر من نقش اساسی در پیروزی آقای روحانی داشت.
دوستان و همراهان ارجمند نظرات و سوالات خود را به آی دی زیر ارسال فرمایید:
@engineer_mohamadi71
حال سوال این است که آیا کاندیداهای شورای شهر ما نشان داده اند که می توانند تیمی کار کنند؟ آیا ائتلافی تشکیل داده اند که برنامه ها و سیاست های آنها را در حوزه شهری مشخص کند؟ آیا شهردار یا سمت های مهم دیگری را که تعیین آن در حوزه اختیارات آنهاست پیشنهاد کرده اند؟ چرا که حسب اطلاع بنده، مشکل اصلی شورای قبلی تیم نبودن آن بود
در صورتی که کاندیداها یا هر مسئول دیگری، برنامه ای برای رفع مشکلات نداشته باشند و این در بین همه آنها عمومیت داشته باشد، راهکار این است که جامعه در حوزه های تخصصی مختلف، اهداف ملموس، واضح و روشنی را تعیین کند و روی آنها با کاندیداها چانه زنی کند.
برای مثال، آیا حامیان یک کاندیدای ریاست جمهوری در بوکان یا کاندیداهای نمایندگی، تا چه میزان حاضرند برای به نتیجه رساندن سد سیمینه رود که نیاز حیاتی بوکان است چانه زنی کنند؟
یا اگر مسئولین شهری از کاندیدای خاصی حمایت می کنند آیا می توانند از قدرت خود استفاده کرده و ممنوعیت صدور چغندر از استان را که ضربه اساسی به اقتصاد شهر زده است بردارند؟
به نظر من تیمی کار کردن در بوکان حتی اگر به قول برخی بدبیان (به زعم بنده) باندبازی باشد، جامعه می تواند با آنها وارد مذاکره شود. که آیا فلان باند کدام یک از اهداف کلان شهر را می تواند تامین کند؟ یا آیا می تواند یکی از اعضای دلسوز خود برای شهرستان را در کسوت یکی از مدیرکل های اقتصادی استان به کرسی بنشاند و منافعی به شهر برساند؟ اگر این کار را بتواند چرا که نه؟ مردم نیز به آنها رای خواهند داد.
با توجه به تمام شدن فرصت بنده، آخرین مورد را عرض می کنم:
برای تعیین اهداف شهر و برای هدایت مردم در انتخابات ها و مشارکت آنها در انواع کارهای تیمی کلان و سیاسی، یک راهکار اساسی تشکیل سازمان های مردم نهاد یا سمن ها یا همان NGO ها است که در حوزه های تخصصی مختلف موضوعات را واکاوی کرده و اهداف جامعه، مشکلات اولویت دار و بسیاری موارد دیگر را به جامعه منعکس می کنند.
همین می تواند مبنایی برای خواسته های قانونی مردم باشد. به نحوی که کاندیداها به جای تبلیغات پراکنده و نامرتبط، توضیح دهند که چه برنامه ای برای دستیابی به آن اهداف یا رفع آن مشکلات دارند.
با تشکر مجدد
اگر به دلیل سنگین بودن یا نامفهوم بودن مطالب، خسته کننده بود یا نواقصی داشت (که ناشی از کمبود وقت است) عذرخواهم.
هر سوالی باشد در خدمتم
ضمن عرض خسته نباشید خدمت شما کارشناس ارجمند
سوالات دوستان ارسال میشود.
🌹🌹🌹🌹
🌸🌸🌸🌼🌸🌸🌸
👈 لطفاً و خواهشاً نظرات و پرسش های خود را به صورت {صوتی یا نوشته} به آی دی زیر بفرستید: 👇
@engineer_mohamadi71
🌹اینجا هم گذاشتید حذف نمیشه بلکه به ادمین ارجاع میشه تا طی نوبت مطرح بشه.
سلام و خیرمقدم و تشکر بابت تقبل زحمت و دعوت
با وجود اختلافات موجود در بوکان چقدر میتوان روی کار تیمی حساب کرد؟ و راهکار انسجام و جاانداختن کار تیمی در بین جامعه به نظر شما چیه؟
باید دید علت اختلافات در چیست؟ این می تواند اصلی ترین راهکار رفع آن را به ما نشان دهد. متاسفانه به واسطه دور بودن از بوکان در جریان دقیق تمام اختلافات نیستم و نمی توانم وارد جزئیات شوم.
نکته دیگر آنکه، اختلافات درون گروه یا تیم، با اختلافات سطح جامعه متفاوتند. اگر اختلاف درون تیم هست، احتمالا دلیل اصلی آن ناکارآمدی برخی اعضای تیم باشد که به قول اقتصادی ها دنبال سواری مجانی هستند. این افراد باید از تیم خارج شوند. دلیل دیگر و مهم تر آن می تواند ناراضی بودن سهم افراد از عایدی های تیم باشد. این مورد یا از توقع بیش از حد افراد ناشی می شود که باید تعدیل شود و یا توقعی به جا است که با چانه زنی با سایر اعضای تیم یا گروه و توجیه آنها از طریق یادآوری نقش فرد در گروه، این سهم را بهبود بخشید.
اگر اختلاف بین تیم ها یا گروه های مختلف باشد، بهتر است سازمان های مردم نهاد ابتکار عمل را در دست بگیرند و با تعیین اولویت های جامعه و کسب نظر تیم ها در مورد آن اهداف، تیم ها را به رقابت سازنده برای بهبود عملکرد خود و تامین اهداف شهر تشویق کرد.
اصلا به چی میگیم کار تیمی و آیا مردم در جامعه میتونن اجراش کنن یا به تخصص و فرهنگ و روابط و... نیاز داره؟اگه ممکنه با یه مثالی عینی تشریح بفرمایید ممنون میشم
ببینید کار تیمی یعنی اینکه شما انفرادی عمل نکنید. ممکن است تعریف افراد از کار تیمی متفاوت باشد ولی از نظر من، هر شخصی برای هر هدفی، می تواند سایر افرادی را که دنبال همان هدف هستند را گرد هم آورد و با آنها تشکیل یک تیم بدهد برای دستیابی به آن هدف.
در برخی موارد که به واسطه ساختار فنی کار، (مانند ساختمان سازی یا صنعت و ...) باید تخصص های مختلف حضور داشته باشند شکی نیست ولی به صورت کلی اگر صحبت کنیم، این تخصص است که از کار تیمی می آید نه بر عکس.
برای مثال بسیاری مشاغل هستند که در آن فرد خودش تولید کننده و فروشنده است. مانند خیاطی. طبعا اگر چند خیاط (که همگی هم در ابتدای کار ممکن است تخصص یکسانی داشته باشند) با هم متحد شوند و کارگاه خیاطی راه بیاندازند، می توانند اولا هر کدام متخصص تر در حوزه ای خاص مانند برش یا دوخت یا حتی بازاریابی و خرید پارچه شوند ثانیا هزینه هایی مانند اجاره مغازه نیز برای یک تیم کاهش می یابد.
سلام و درود
در این وهله ی زمانی که هیچ کدام از ارگانهای دولتی شهرستان بوکان هماهنگ و هم صدا نیستند.
با توجه پایان انتخابات و اعلام نتایج و شناخت شما از شوراهای دوره پنجم شورای شهرستان بوکان
چه آینده ی رو برای بوکان پیش بینی میکنید.؟
متاسفانه این یک آفت اساسی است.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:27 توسط مترجم سیدخلیل مرتضوی
|
مولف : سیدخلیل مرتضوی -کارشناس مترجمی زبان انگلیسی -ساکن ایران -بوکان