ثروتمندترین افراد جهان چه کسانی هستند؟

 

ثروتمندترین افراد جهان چه کسانی هستند؟ چه کسانی کنترل و مدیریت امور اقتصادی دنیا را به‌دست دارند؟ طبق داده‌ها و تحقیقاتی که در اختیار بیزنس اینسایدر (business insider) قرار گرفت، ۵۰ تن از ثروتمندترین افراد جهان تا اوایل سال ۲۰۱۶ میلادی معرفی شدند. بیشتر این افراد آمریکایی هستند و حوزه‌ی کاری آنها به تکنولوژی‌های جدید مربوط است. با ما همراه باشید تا با ده نفر از ثروتمندترین‌های این لیست آشنا شوید و بدانید نبض اقتصاد دنیا در دستان چه کسانی است و رؤیای بیشتر ما در زمینه‌ی ثروتمند شدن برای چه کسانی خاطره است! این شما و این ثروتمندترین افراد جهان:

حتما بخوانید:

ثروتمندترین فرد جهان کسی نیست جز …

۱. بیل گیتس

بیل گیتس - ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۸۷,۴ میلیارد دلار؛
  • سن: ۶۰ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • صنعت: فناوری؛
  • منبع ثروت: خودساخته، مایکروسافت.

بیل گیتس در ۲۰ سالگی به همراه دوست دوران کودکی خود، پُل آلِن، مایکروسافت را تأسیس کرد و تنها چند ماه مانده به تولد ۳۱ سالگی‌اش، این شرکت بیل را به یک میلیاردر تبدیل کرد. او تا سال ۲۰۰۲ مدیرعامل این شرکت غول‌آسای نرم‌افزاری بود و تا سال ۲۰۱۴ ریاست آن را برعهده داشت و بزرگ‌ترین سهام‌دار شرکت نیز بود.

بیل گیتس هم‌چنان در هیئت‌مدیره فعالیت دارد و ارزش سرمایه و دارایی‌های او رقم بسیار بالایی است. او دیگر حضور چندان فعالی در مایکروسافت ندارد. بیل گیتس نه‌تنها ثروتمندترین مرد جهان بلکه بخشنده‌ترین نیز هست. از سال ۱۹۹۹ تا کنون بیل گیتس و همسرش ملیندا، یکی از قدرتمندترین مؤسسه‌های خیریه جهان را بنا کرده‌اند.

سرمایه‌ی این خیریه رقمی بالغ بر ۴۰ میلیارد دلار است که صرف امور خیریه و از میان برداشتن فقر و بیماری‌های عفونی نظیر HIV، مالاریا و … می‌شود. برنامه‌ی دیگر این زوج خیرخواه ایجاد حساب بانکی از طریق تلفن همراه برای بیش از ۲ میلیارد نفر فرد بزرگ‌سال و بالغ در دنیاست که فاقد حساب بانکی هستند.

تبلیغات

اقدام مهم دیگر بیل گیتس، سرمایه‌گذاری در مؤسسه‌ی جف بزوس است. جف بزوس مؤسسه‌ای است که به تحقیق و ایجاد نمونه‌های خونی برای کشف و مطالعه‌ی انواع سرطان‌ها می‌پردازد. او در سال ۲۰۱۰ نیز به همراهی دوست میلیاردر خود وارن بافِت، اقدام به تأسیس بنیادی کرد که در آن ثروتمندان بیش از ۵۰ درصد ثروت خود را به‌عنوان خیریه و مساعدت در اختیار امور خیر می‌گذارند. در فهرست بلندبالای افرادی که در این بنیاد فعالیت می‌کنند، نام مارک زوکربرگ و ایلان ماسک نیز دیده می‌شود.


حتما بخوانید: هوش مالی چیست و چه تاثیری در پولدار شدن دارد؟

۲. آمانسیو اورتِگا

آمانسیو اورتِگا یکی از ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۶۶,۸ میلیارد دلار؛
  • سن: ۷۹ سال؛
  • کشور: اسپانیا؛
  • صنعت: خرده‌فروشی؛
  • منبع ثروت: خودساخته، شرکت ایندیتکس.

آمانسیو با ثروتی بیش از ۶۶ میلیارد دلار، با فعالیت در زمینه‌ی صنعت مُد اسپانیا در جایگاه دومین فرد ثروتمند دنیا قرار دارد. جالب است بدانید که او کار خود را از یک فروشگاه لباس کوچک و محلی با عنوان شغلی تحویل‌رسان پوشاک به مشتریان آغاز کرد و اکنون صاحب یکی از مجلل‌ترین امپراتوری‌های صنعت مُد و لباس در این کره‌ی خاکی است.

ثروت این مرد به‌خاطر شرکت ایندیتکس است. سال گذشته ارزش سهام این شرکت ۳۴ درصد افزایش پیدا کرد و در ۹ ماهه‌ی آغازین سال ۲۰۱۵، فروش به بالای ۱۶ درصد و سود به بالای ۲۰ درصد رسید و در ۴۸ بازار، ۲۳۰ فروشگاه جدید افتتاح شد. بیشتر این رشد مدیون برند مشهور این شرکت یعنی برند «زارا» است. برندهای این شرکت اشتیاق مشتریان گوناگونی را که ضمن علاقه‌مندی به برندهای معروف و باکیفیت به قیمت پایین نیز می‌اندیشند، به‌خوبی برمی‌انگیزد.

به‌رغم این ثروت شگفت‌انگیز، آمانسیو همچنان ساده و فروتنانه زندگی می‌کند. او همراه با سایر کارکنان در کافه‌تریای شرکت ناهار می‌خورد و در پوشش نیز بسیار ساده ظاهر می‌شود. او همیشه با پیراهن سفید و کت آبی، خیلی معمولی و ساده دیده می‌شود.


حتما بخوانید: چگونه پول خرج کنیم؛ با رعایت ۱۰ توصیه مقتصدانه همیشه پولدار بمانید

۳. وارِن بافِت

وارن بافت - ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۶۰,۷ میلیارد دلار؛
  • سن: ۸۵ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • صنعت: سرمایه‌گذاری‌های متنوع؛
  • منبع ثروت: خودساخته، شرکت برکشایر هاث‌وِی.

وارن بافت، کار خود را از سنین خیلی پایین شروع کرده است. در کودکی روزنامه‌رسان به در منازل بود. این پسرک نبراسکایی باهوش در سن ۱۱ سالگی اولین سهام زندگی خود را خریداری کرد. سهامی به قیمت ۳۸ دلار که سود ۵ درصدی برایش به همراه داشت. او از دانشگاه هاروارد کنار گذاشته شد و در عوض به دانشکده‌ی اقتصاد دانشگاه کلمبیا رفت و تحت آموزش اساتیدی چون بنجامین گراهام قرار گرفت و در آنجا تأمین‌مالی و … را به‌خوبی آموخت.

وارن بافت در اوایل دهه‌ی ۵۰ میلادی، قبل از احداث اولین شرکت خود، تحلیل‌گر امنیتی بود. سپس در سال ۱۹۶۹، شرکت نساجی برکشایر هاث‌وی را خریداری کرد و سپس آن را به هولدینگی بدل کرد که سرمایه‌گذاری‌های سودآور زیادی را پیش می‌برد و ثروت کلان خود را از این طریق به‌دست آورد. او به «دانشمند اوماها» ملقب شد.

سرمایه‌گذاری‌های موفق در شرکت‌های متفاوتی چون کوکاکولا، امریکن اکسپرس، جنرال موتورز و… و ارائه‌ی سبدهای سرمایه و پروژه‌ی متنوع، در ظاهر کمی تصادفی و اتفاقی به‌نظر می‌رسند اما در واقع همه اینها عوامل ثروتمند شدن وارن بافت هستند و مانند ماشین‌های چاپ اسکناس در بلندمدت منجر به تولید ارزش شده‌اند.

در ماه آگوست از چشم‌گیرترین دستاورد او پرده‌برداری شد: خریداری ۳۷,۲ میلیارد دلاری شرکت پرسیژن کست‌پارت (Precision Castparts). وارن بافت علاقه‌ی وافری به فست‌فود دارد. نکته‌ی جالب درباره‌ی ثروت او این است که از ۶۰ میلیارد دلار دارایی‌اش، ۲۱,۵ میلیارد دلار به خودش اختصاص ندارد و در واقع متعلق به بنیاد خیریه‌ای است که با همکاری بیل گیتس تأسیس کرده است. در این بنیاد ثروتمندان متعهد می‌شوند که نیمی از ثروت خود را در اختیار خیریه قرار بدهند.


حتما بخوانید: تنها راه واقعنِ واقعن پولدار شدن

۴. جف بزوس

جف بزوس از ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۵۶,۶ میلیارد دلار؛
  • سن: ۵۱ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • صنعت: فناوری؛
  • منبع ثروت: خودساخته، شرکت آمازون.

ثروت کلان جف بزوس، نتیجه‌ی معرفی تجارت الکترونیک به دنیاست. او وبسایت آمازون را در سال ۱۹۹۴ بعد از فعالیت‌هایش در بورس، در پارکینگ منزل خود واقع در سیاتل راه‌اندازی کرد. آمازون کار خود را در قالب کتاب‌فروشی آنلاین آغاز کرد. تنها ۳ سال بعد از شروع به کار آمازون، موفقیت‌ها یکی پس از دیگری ظاهر شدند و آمازون شهرت گسترده‌ای پیدا کرد. حال دیگر آمازون یک خرده‌فروشی نبود که کتاب می‌فروخت، بلکه به فروشگاهی بزرگ بدل شده بود که همه‌‌ی انواع محصولات از قبیل مواد غذایی، محصولات الکترونیکی تولید خودِ آمازون و … را در اختیار مشتریان قرار می‌داد.

در سال ۲۰۱۴، فروش آمازون به مبلغی در حدود ۸۹ میلیارد دلار می‌رسید. جف بزوس هیچ‌گاه از تلاش و رقابت باز نمی‌ایستد. حتی زمانی‌ که به‌خاطر تولید محصولات خانگی‌ای که به محیط زیست آسیب می‌رساندند، متهم شده بود و تحت هجمه‌های شدیدی قرار گرفته بود، همچنان به تلاش در زمینه‌ی خدمات وب، پردازش ابری و … متمرکز بود و سعی می کرد با رقیب هندی تریلیون دلاری خود مبارزه و رقابت کند.

جف بزوس علاوه بر آمازون، سرمایه‌گذاری‌های متعدد دیگری نیز انجام می‌دهد. مثلا شرکت خصوصی او بلو اوریجین (blue origin) در سال ۲۰۱۵ اولین سفینه‌ی فضایی خود را با موفقیت به فضا فرستاد و در سال ۲۰۱۳ روزنامه‌ی واشنگتن پُست را خریداری کرد. او در مؤسسه‌ای که روی نمونه‌های خون جهت تشخیص انواع سرطان‌ها تحقیق می‌کند میلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری کرده است.


حتما بخوانید: دیوید باخ: با روش من حتما پولدار خواهید شد

۵. دیوید کُچ

دیوید کچ - ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها:‌ ۴۷,۴ میلیارد دلار؛
  • سن : ۷۵ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • صنعت: سرمایه‌گذاری‌های متنوع؛
  • منبع ثروت: ارثیه، خودساخته، سرمایه‌گذاری‌ در صنایع مختلف.

دیوید به همراه برادرش چارلز، مدیریت صنایع کُچ را برعهده داشتند. این شرکت دومین شرکت خصوصی بزرگ دنیاست و مجموعه صنایعی که ارائه می‌کند بسیار متنوع است. درآمد حاصل از فروش این شرکت‌ها ۱۱۵ میلیارد دلار است و حیطه‌ی فعالیت آنها از تولید کود تا فنجان‌های کاغذی، آسفالت، بیودیزل و … را پوشش می‌دهد. برادران کُچ در فعالیت‌های سیاسی هم نقش‌هایی ایفا می‌کنند. او در سال ۲۰۱۶ در کنار فعالیت‌هایی که در شبکه اهدای عضو داشت، مبلغ ۷۵۰ میلیون دلار به فعالیت‌های مربوط به کمپین‌های سیاسی اختصاص داد.

دیوید نسبت به چارلز کمتر در فعالیت‌های سیاسی مشارکت دارد؛ به‌عنوان مثال او علنا اعلام کرد که از هیچ‌یک از کاندیدهای حزب جمهوری‌خواه حمایت نمی‌کند و این نشانه‌ای بر بی‌میلی او در مشارکت‌هایی از این دست است. دیوید تا کنون دو بار از مرگ نجات یافته است؛ یک‌بار در حادثه‌ی هواپیمایی سال ۱۹۹۱ که تمام مسافران قسمت درجه ۱ جان باختند و بار دیگر که از سرطان پروستات نجات یافت.

او در شمار ثروتمندان بسیار بخشنده قرار دارد و حدود ۱,۲ میلیارد دلار بودجه و کمک مالی به تحقیقات در مورد سرطان، بیمارستان‌ها، امور فرهنگی و … پرداخته است. او فعالیت‌های خیرخواهانه‌ی خود را در بنیاد خیریه‌ای با نام خود انجام می‌دهد.

۶. چارلز کُچ

دیوید کچ از ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۴۶,۸ میلیارد دلار؛
  • سن: ۸۰ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • صنعت: سرمایه‌گذاری‌های متنوع؛
  • منبع ثروت: ارثیه، خودساخته، صنایع کُچ.

چارلز به همراه برادرش مدیریت مجموعه‌ی صنایع کُچ را برعهده دارد و صاحب دومین شرکت خصوصی برتر جهان است. برادر کوچک‌تر او، دیوید سمت نایب رئیس اجرایی را برعهده دارد. شرکت‌های مختلف این دو برادر بیش از ۱۰۰ هزار نیرو دارند و ۱۱۵ میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش آنهاست. حوزه‌ی فعالیت این صنایع مختلف بسیار متنوع است: تولید مواد خام برای تولید البسه تا مواد نفتی-شیمیایی و حتی نوعی از ظروف و فنجان‌های کاغذی.

ارزش دارایی‌های این دو برادر در مجموع به ۹۴,۲ میلیارد دلار می‌رسد. برادران کچ تأثیرگذاری خود را در سیاست نیز نشان داده‌اند و در جریان انتخابات گذشته‌ی ریاست جمهوری آمریکا طرفدار مدیرعامل اسبق شرکت HP، کارلی فیورینا بودند. گرچه با اینکه ۷۵۰ میلیون دلار در جریان انتخابات هزینه کردند، علنا این طرفداری را اعلام نکردند.

اخیرا مدارکی دال بر اینکه چارلز کچ قصد دارد در شکل سیاست‌های آمریکایی ۴۰ سال پیش (یعنی زمانی‌که او اقدام به ایجاد استراتژی‌ها و فعالیت‌های آزادی‌خواهانه کرد) تغییر ایجاد کند، مطرح شده است.


حتما بخوانید: بزرگترین تفاوت‌های مهم بین ثروتمندان و فقرا چیست؟

۷. لاری الیسون

لاری الیسون از ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۴۵,۳ میلیارد دلار؛
  • سن: ۷۱ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • صنعت: فناوری؛
  • منبع ثروت: خودساخته، شرکت اوراکل.

در سال ۱۹۷۷، لاری الیسون با ۲ تن از همکاران خود از شرکت تولیدات الکترونیکی خارج شدند و شرکت برنامه‌نویسی خود را احداث کردند. اندکی پس از تأسیس این شرکت قراردادی با CIA امضا کردند که طی آن به راه‌اندازی سیستم مدیریت داده‌های ارتباطی آنها متعهد شدند.

این پروژه رشد و توسعه پیدا کرد و قالب امروزی شرکت اوراکل یعنی دومین شرکت برتر تولید نرم‌افزار پس از مایکروسافت در دنیا را تشکیل داد. در سال ۲۰۱۰، لاری دستمزد خود را از ۱میلیون دلار به ۱ دلار تغییر داد ولی کماکان به مدد سود سهامی که داشت ۶۰ میلیون دلار کسب می‌کند. او در سال ۲۰۱۴ بعد از ۳۸ سال از سمت مدیرعاملی کناره‌گیری کرد و سِمت مدیر ارشد فناوری را عهده‌دار شد.

۴۵ میلیارد دلار ثروت لاری الیسون، از املاک متعلق به وی در کل منطقه‌ی ساحلی-تفریحی هاوایی و خطوط هوایی اوست که زمزمه‌هایی مبنی بر فروش آن شنیده می‌شود. او طرفدار تنیس است و به همین خاطر با هدف احیای تنیس از برنامه‌های پنجمین گرند اسلم در ایندیِن ولز کالیفرنیا حمایت می‌کند.

او سرپرستی بیناد تِک-تایکون را که بنیادی بشردوستانه است و در زمینه‌ی اهداف خیرخواهانه و با انجمن حمایت از فضای وحش فعالیت می‌کند، برعهده دارد. بنیاد دیگری موسوم به مؤسسه‌ی لاری الیسون نیز دارد که در آن از سازمان‌های تحقیقاتی‌ای که درباره‌ی بیماری‌های مرتبط با سالخوردگی و عفونی تحقیق می‌کنند، حمایت می‌کند. در ضمن او عضو مجموعه‌ی خیریه‌ی بیل گبیتس و وارن بافت نیز هست و متعهد شده است که نیمی از ثروت خود را به این خیریه پرداخت کند.

۸. مارک زاکربرگ

مارک زاکربرگ از ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۴۲,۸ میلیارد دلار؛
  • سن: ۳۱ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • صنعت: فناوری؛
  • منبع ثروت: خودساخته، فیسبوک.

در سال ۲۰۰۴، مارک زاکربرگ، جوان ۱۹ ساله‌ای بود که در سال آخر دانشگاه به‌سر می‌برد و برای اولین بار نسخه‌ای ابتدایی از فیسبوک را به اجرا درآورد؛ وبسایتی که بعدها به رشد و موفقیت چشم‌گیری دست یافت. او دانشکده را به‌خاطر پست تمام‌وقت مدیرعاملی فیسبوک رها کرد؛ اندکی بعد فیسبوک آوازه‌ای شگفت‌انگیز و جهانی پیدا کرد.

این وبسایت روزانه بیش از ۱ میلیارد نفر کاربر دارد و ارزش آن بالغ بر ۲۷۵ میلیارد دلار است. ارزش سهام فیسبوک در بعضی از ماه‌های پرتنش بازار به بیشترین میزان خود می‌رسد. زاکربرگ ۳۱ ساله، جوان‌ترین فرد حاضر در فهرست ثروتمندترین افراد جهان است. مارک و همسرش پریسیلا چان، صاحب دختری به‌نام مکس هستند؛ مارک بعد از تولد دخترش به‌مدت ۲ ماه به مرخصی رفت و در واقع قانون مرخصی دادن به والدین برای تولد نوزادشان را در فیسبوک ایجاد کرد.

این زوج تصمیم گرفتند ۹۹ درصد از دارایی‌های خود را به بنیاد خیریه‌ای به‌نام خود اهدا کنند. البته در این زمینه بحث‌هایی مبنی بر اینکه این سازمان خیریه‌ غیرانتفاعی نیست، وجود دارد اما این اولین بار نیست که این زوج خیرخواه در اقدامات بشردوستانه فعالیت دارند. آنها برای رفع ابولا حدود ۲۵ میلیون دلار و برای ترفیع سیستم مدرسه‌ی دولتی نیوجرسی حدود ۱۰۰ میلیون دلار اهدا کردند.


حتما بخوانید: نقش پول در زندگی شما چیست؟

۹. مایکل بلومبرگ

مایکل بلومبرگ از ثروتمندترین افراد جهان

  • ارزش دارایی‌ها: ۴۲,۱ میلیارد دلار؛
  • سن: ۷۳ سال؛
  • کشور: ایالت متحده آمریکا؛
  • منبع درآمد: خودساخته، شرکت بلومبرگLP

مایکل بلومبرگ بعد از گذراندن دوره MBA در دانشگاه هاروارد و درحالی‌که حرفه‌ای پرسود در سرمایه‌گذاری بانک برادران سولومون داشت، در سال ۱۹۸۱ تصمیم گرفت شرکت خود را در زمینه‌ی امور مالی و داده‌ها تأسیس کند.

او در سال ۱۹۹۰، یارانه‌ای برای اخبار و تأسیس رسانه اختصاص داد و درآمد ۹ میلیارد دلاری آن همچنان از فروش اطلاعات مالی بازار به بازاریابان وال‌استریت به‌دست می‌آید. او در سال ۲۰۰۳ شرکت را با هدف شهرداری نیویورک ترک کرد و ۳ دوره این سمت خود را حفظ کرد. پس از اتمام فعالیت‌های او در منصب شهرداری، به بلومبرگ بازگشت و ثروت خود را در مسیر احیای رسانه و قرار دادن شرکت در مسیری تازه صرف کرد. درباره‌ی او زمزمه‌هایی مبنی بر حضورش به‌عنوان کاندیدای مستقل ریاست جمهوری نیز مطرح بوده است.

او یک محافظه‌کار مالی حرفه‌ای است. او از کنترل سلاح، حق سقط جنین و مقابله با افزایش گرمایش زمین نیز حمایت می‌کند و سرمایه‌ی او در حمایت از این موضوعات بسیار کاربرد دارد. او ۲۶۱ میلیون دلار صرف کمپین‌های تبلیغاتی خود برای شهرداری نیویوک و حدود ۱ میلیارد دلار از ثروت خود را صرف انتخابات ریاست جمهوری کرده بود.

۱۰. اینگوار کامپارد

  • ارزش دارایی‌ها: ۳۹,۳ میلیارد دلار؛
  • سن: ۸۹ سال؛
  • کشور: سوئد؛
  • صنعت: خرده‌فروشی؛
  • منبع ثروت: خودساخته، شرکت ایکیا.

اینگوار در ۱۷ سالگی شرکت ایکیا را که امروز فروش آن بالغ بر ۳۳ میلیارد دلار است، تأسیس کرد. کامپارد از ابتدا در نظر داشت که یک شرکت جاودان تأسیس کند، آن را از بازار بورس دور نگه دارد و حالت خیریه را در مدیریت این خرده‌فروشی را در قالب نمایندگی‌ها و فرانشیز حفظ کند و تحت عنوان بنیاد اینگکا ادامه‌ی حیات بدهد.

اگرچه این‌ روزها کامپارد حضور فعالی در شرکت ایکیا ندارد اما همچنان به‌عنوان مشاور ارشد در جلسات هیئت مدیره حضور دارد. به‌رغم ثروت خیره‌کننده، کامپارد بسیار مقتصدانه زندگی می‌کند. او هنوز خودروی ولووی دو دهه‌ی پیش خود را می‌راند، سفرهای هوایی ارزان دارد و در هتل‌های نه‌چندان گران‌قیمت اقامت می‌کند.

در دهه‌ی ۱۹۷۰ برای پرهیز از پرداخت مالیات «ایکیا» و خانواده‌اش را از سوئد خارج کرد. او در سال ۲۰۱۳ پس از مدت زمانی طولانی اقامت در سوئیس به خانه‌ی قبلی خود بازگشت. با وجود همه‌ی این داستان‌ها، کامپارد مرد سخاوتمندی است و در زمینه‌ی حقوق کودکان، واکسیناسیون، محیط زیست و حیات وحش، تحصیل و تحقیقات پزشکی و … بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار کمک و اعانه پرداخت کرده است.

برگرفته از : businessinsider

میلیاردر شدن با ۱۴ توصیه‌ای که برای پول درآوردن باید بخوانید

میلیاردر شدن با ۱۴ توصیه‌ای که برای پول درآوردن باید بخوانید

 ۴

بیشتر آدم‌ها آرزو دارند شرایط‌شان به طرز معجزه‌آسایی تغییر کند. آنها تمایل ندارند خودشان آدم‌های بهتری شوند تا بتوانند شرایط‌شان را فعالانه بهبود ببخشند. اما برخلاف بیشتر آدم‌ها که منتظر نشسته‌اند تا شانس درِ خانه‌شان را بزند، شما می‌توانید دنبال تبدیل شدن به آدمی باشید که مجهز به مهارت‌ها و توانایی‌های مختلف برای انجام کارهای فوق‌العاده است. شما می‌توانید به آن آدمی تبدیل بشوید که کار بسیار اثرگذاری انجام می‌دهد. کار شما می‌تواند مسائل مهمی را حل کند. می‌تواند زندگی دیگران را بهتر کند و مورد توجه آدم‌های مهم قرار بگیرد که کار شما را نه به خاطر شما که برای خودشان به‌اشتراک می‌گذارند. در این مقاله با نکته‌هایی درباره‌ی میلیاردر شدن آشنا می‌شوید.

 

حتما بخوانید:

اینکه که هستید و چه می‌کنید، کاملا در اختیار خودتان است. اما نمی‌توانید بنشینید و فقط آرزو کنید که چنین اتفاقی بیفتد. باید تبدیل به آدمی بشوید که موفقیت را به سوی خود جذب می‌کند. چطور؟!

بزرگترین پاداشی که میلیاردر شدن به‌همراه دارد، مقدار پولی نیست که به‌دست می‌آورید، بلکه آن انسانی است که برای میلیاردر شدن باید به آن تبدیل شوید.

– جیم ران

 

بنجامین پی هاردی، دانشجوی دوره‌ی دکترای روان‌شناسی انگیزش و یکی از موفق‌ترین نویسندگان این حوزه، چهارده آموزه‌ی زیر را در اختیار کسانی قرار داده که می‌خواهند در مسیر میلیاردر شدن قدم بردارند.

۱. حداقل ۱۰ درصد از درآمدتان را روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید

میلیاردر شدن و اختصاص ۱۰ درصد از درآمد به خود

اگر برای چیزی پول پرداخت نکنید، بعید است توجهِ لازم را به آن داشته باشید. بیشتر آدم‌ها به‌دنبال چیزهای مجانی هستند، اما اگر چیزی را مجانی به‌دست آورید، بعید است ارزشی برایش قائل باشید و آن را جدی نمی‌گیرید.

اصلا چقدر روی خودتان سرمایه‌گذاری می‌کنید؟

چقدر نسبت به خودتان متعهد هستید؟

اگر روی خودتان سرمایه‌گذاری نمی‌کنید، پس در زندگی هیچ سرمایه‌گذاری‌ای نکرده‌اید. اگر روی کسب‌وکارتانسرمایه‌ گذاری نکرده‌اید، احتمالا کار باکیفیتی انجام نمی‌دهید. اگر روی روابط‌تان سرمایه‌گذاری نکرده باشید، احتمالا به‌جای آنکه روی چیزهایی تمرکز کنید که می‌توانید ارائه دهید، روی آن چیزهایی متمرکز هستید که می‌توانید از دیگران بگیرید.

از منظر خودبهبودی، سرمایه‌گذاریِ ۱۰ درصد از درآمدتان روی خود، بازدهی ۱۰۰ برابر یا حتی بیشتر به‌همراه خواهد داشت. به‌ازای هر یک تومانی که روی تحصیلات، مهارت‌ها و روابط خود سرمایه‌گذاری می‌کنید، حداقل ۱۰۰ تومان پس می‌گیرید.

اگر می‌خواهید عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته باشید، باید دورِ خودتان را با مربیان درجه یک پر کنید. هر کار فوق‌العاده‌ای که در زندگی انجام داده‌اید، نتیجه‌ی تربیت باکیفیتِ یک مربی درجه‌ی یک بوده است. اگر در زمینه‌ای به بن‌بست خورده‌اید، به این خاطر است که مربی باکیفیتی در آن زمینه نداشته‌اید.

بهترین مربی‌گری‌های دنیا، آنهایی هستند که بابتش به مربی‌تان پول پرداخت می‌کنید. اغلب، هر قدر بیشتر پرداخت کنید بهتر است، زیرا این رابطه را به‌مراتب جدی‌تر می‌گیرید. در چنین رابطه‌ای، باری به هر جهت برخورد نمی‌کنید. وقت خود را هدر نمی‌دهید. در حقیقت سرمایه‌گذاری کرده‌اید و به همین دلیل، دقیق‌تر گوش می‌کنید. بیشتر اهمیت می‌دهید. باملاحظه‌تر و درگیرتر خواهید بود. اگر موفق نشوید، پیامدهای بیشتری گریبان‌تان را خواهند گرفت، به همین خاطر همه‌چیز را جدی می‌گیرید.

خودِ من برای کمک گرفتن در نوشتن اولین معرفی کتابم که باید به کارگزاران ادبی ارائه می‌دادم، ۳۰۰۰ دلار به نویسنده‌ی بسیار موفقی پرداخت کردم. آن ۳۰۰۰ دلار را به‌ازای شاید ۴ یا ۵ ساعت از وقت او پرداخت کردم اما در آن ۴ یا ۵ ساعت، آنچه باید برای نوشتن یک معرفیِ عالی درباره‌ی کتابم یاد می‌گرفتم به من آموخت. با در اختیار گذاشتن منابعی، این فرآیند را به طرز چشم‌گیری برایم بهتر و سریع‌تر کرد. درنتیجه، با کمک او توانستم کارگزار ادبی مناسبی پیدا کنم و بعد هم یک قرارداد برای شش جلد کتاب نوشتم.

اگر آن زمان بیش‌ازحد نگران پرداخت آن ۳۰۰۰ دلار بودم، مطمئنا تا امروز هم معرفی کتابی ننوشته بودم. اگر هم نوشته بودم، نهایتا معرفی‌نامه‌ای بسیار بد بود. مسلما به اندازه‌ی امروز انگیزه نداشتم و انجام اقدامات لازم بعید بود.

اگر دارید با خودتان می‌گویید شما چنین پولی برای پرداخت ندارید، مطمئنا می‌توانید از پس خرید حداقل یک کتاب بربیایید؛ کتابی که در چنین شرایطی بتواند نقش آن مربی را برای شما ایفا کند. خودِ شما چقدر پول یا زمان صرف سرگرمی، لباس یا غذا می‌کنید؟ مسئله‌ی اصلی، اولویت است.

فقط وقتی انگیزه‌ی لازم را برای انجام کاری خواهید داشت که روی آن سرمایه‌گذاری کنید.

فراتر از بحث مربی‌گری، باید روی برنامه‌های آموزشی، دوره‌های آموزش آنلاین، کتاب و البته خوراک و استراحت خودتان هم سرمایه‌گذاری کنید.

سطح موفقیت شما مستقیما با سطح سرمایه‌گذاری‌تان سنجیده می‌شود. اگر نتیجه‌‌ی دل‌خواه‌تان را به‌دست نمی‌آورید، به این خاطر است که به اندازه‌ی کافی سرمایه‌گذاری نکرده‌اید تا به آن نتایج دست یابید.

اولویت شما در سرمایه‌گذاری باید خودتان باشید.

اینکه امروز چه کسی هستید، در حقیقت تعیین می‌کند که:

  • ازدواج‌تان چقدر باکیفیت خواهد بود؛
  • چقدر پدر یا مادر خوبی می‌شوید؛
  • کاری که انجام می‌دهید چقدر باکیفیت خواهد بود؛
  • سطح شادی‌تان چقدر خواهد بود.

حتما بخوانید: ۸ نکته برای کارمندانی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند

۲. حداقل ۸۰ درصد از اوقات فراغت خود را صرف یادگیری کنید

میلیاردر شدن و اختصاص ۸۰ درصد از اوقات فراغت به یادگیری

بیشتر آدم‌ها صرفا مصرف‌کننده هستند، نه آفریننده. آنها کار می‌کنند تا حقوق دریافت کنند، نه اینکه تفاوتی ایجاد کنند.

بیشتر آدم‌ها وقتی با ابزارهای دیجیتالی‌شان تنها می‌شوند، صرفا وقت تلف می‌کنند. اما فقط با سرمایه‌گذاریِ درست وقت است که از آن زمان چیزی به‌دست خواهید آورد.

تقریبا هر ثانیه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنید، زمان تلف‌شده است. نمی‌توانید آن را پس بگیرید. به جای بهبود آينده‌ی خود، درحقیقت آینده‌تان را بدتر کرده‌اید. درست مانند خوردن غذای فاسد می‌ماند؛ هر لحظه‌ای که هدر می‌دهید، وضعیت را بدتر می‌کند. هر ثانیه‌ای که به‌درستی سرمایه‌گذاری می‌کنید، وضعیت را بهتر می‌کند.

سرگرمی خوب است، اما فقط وقتی این سرگرمی مفید واقع می‌شود که در حقیقت سرمایه‌گذاری روی روابط یا روی خودتان باشد. اگر آن سرگرمی در آينده بازدهی داشته باشد، متوجه خواهید شد که درواقع سرمایه‌گذاری بوده است. این بازدهی می‌تواند دربردارنده‌ی خاطرات مثبت، یادگیری تحولی یا روابط عمیق باشد.

زندگی فقط سرگرم بودن نیست، آموزش و یادگیری هم مهم هستند. با آنکه هر دو واجب هستند اما آموزش، بازده بیشتری در آینده‌ی شما خواهد داشت.

موفق‌ترین آدم‌های دنیا مدام در حال یادگیری هستند. آنها فراوان می‌خوانند. آنها می‌دانند که دانسته‌هایشان تعیین می‌کنند که دنیا را چقدر خوب می‌بینند. می‌دانند که دانسته‌هایشان کیفیت روابطی را که می‌توانند داشته باشند و کیفیت کاری را که می‌توانند انجام دهند، مشخص می‌کند.

اگر مدام در حال اتلاف وقت در شبکه‌های اجتماعی هستید، چطور انتظار دارید کار ارزشمندی انجام دهید؟ ورودیِ شما مستقیما بر نتیجه‌ی شما اثر می‌گذارد. چیزهای بی‌ارزش وارد کنید، چیزهای بی‌‌ارزش خارج می‌شود.


حتما بخوانید: ۱۱ مهارتی که داشتن آنها برای رسیدن به موفقیت حیاتی است

۳. برای پول کار نکنید، برای یاد گرفتن کار کنید

میلیاردر شدن و کار برای یادگیری

تا وقتی جوان هستید، برای یادگیری کار کنید، نه برای کسب درآمد.

– رابرت کیوساکی

 

بیشتر زمان «کاری‌تان» هم مانند عمده‌ی اوقات فراغت‌تان باید صرف یادگیری شود.

آدم‌های ثروتمند و شاد برای یادگیری کار می‌کنند. آدم‌های ناموفق و ناشاد اصولا برای پول کار می‌کنند. فقط ۲۰ درصد از انرژی‌تان باید صرف انجام کار حقیقی‌تان شود. بقیه باید صرف یادگیری، بهبود و استراحت شود.

با «تیز کردنِ چاقو» است که مدام بهتر و تواناتر می‌شوید. همین‌طور که بخش بیشتری از زمانِ خود را صرف تفکر بهتر، ارتباط‌ و کار بهتر می‌کنید، کیفیت کارتان هم افزایش می‌یابد. کم‌کم می‌توانید هزینه‌های خیلی خیلی زیادی برای کارتان بگیرید، چون هیچ‌کسِ دیگری مثل شما نمی‌تواند آن کار را انجام دهد.

وقتی یادگیری و بازیابی را در اولویت قرار می‌دهید، آن وقت است که موقع کار کردن، در وضعیت کاملا آماده‌ای از نظر ذهنی هستید و همه‌ی وجودتان به کار مشغول می‌شود. دیگر مانند خیلی‌ها نیستید که موقع کار حواس‌شان پرت می‌شود. شما یا ۱۰۰ درصد مشغول کار هستید یا نه. وقتی به چنین سطحی می‌رسید، در چند ساعت، بیشتر از چند روز دیگران می‌توانید کار کنید.

در واقع زمان‌تان را به‌خوبی صرف می‌کنید، زیرا اولویت‌هایتان واضح هستند، به‌خوبی استراحت کرده‌اید و ذهن‌تان آماده است.


حتما بخوانید: ۵ نشانه که شغل‌ شما استعدادتان را به هدر می‌دهد

۴. برای سرگرمی یاد نگیرید، برای ارزش‌آفرینی بیاموزید

میلیاردر شدن و ارزش‌آفرینی

راز مهم موفقیت، تخصص فوق‌العاده نیست، بلکه تواناییِ استفاده از آن است. دانش بدون کاربردِ آن، بیهوده است.

– مکس لوکومینسکی

 

در عصر رسانه و اطلاعاتی که در آن هستیم، میلیون‌ها چیز وجود دارند که می‌توانید بیاموزید. اما اگر آموخته‌هایتان را سریع به‌کار نگیرید، به اطلاعات سطحی بدل می‌شوند.

اطلاعات و دانش دو چیز بسیار متفاوت هستند. دانش و خرد هم دو چیز بسیار متفاوت هستند.

برای تعیین اینکه چه چیزی باید بیاموزید، چرا باید آن را بیاموزید و چه وقت باید بیاموزید، نیاز به خرد هست. اگر سرمایه‌گذاری نکرده باشید، احتمالا با آن شدتی که لازم است تا آن دانش به حداکثر خود برسد نمی‌آموزید.

اگر ارزش وقت خود را ندانید، احتمالا هنگام یادگیری درک لازم برای چشم‌پوشی از چیزهای دیگر را نخواهید داشت؛ یادگیری‌ای که بالاترین بازدهی را برای‌تان خواهد داشت.

وقتی چیزی می‌آموزید، باید از آن آموخته‌ها چیزی به‌دست آورید. امروزه افراد بسیاری هستند که کتاب می‌خوانند، فقط برای اینکه بگویند خیلی کتاب می‌خوانیم. اگر آنچه می‌آموزید را به‌کار نگیرید، وقت خود را هدر داده‌اید.


حتما بخوانید: چطور هر چیزی را یاد بگیریم و از یادگیری آن لذت ببریم؟

۵. حداقل ۱۰ درصد از درآمد خود را روی چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید که پول بیشتری به‌همراه می‌آورند

میلیاردر شدن و سرمایه‌گذاری

آدم‌های بسیار اندکی از ثروت حقیقی برخوردارند. حتی افرادی با درآمد بالا هم واقعا ثروتمند نیستند. سبک زندگیِ بیشتر آدم‌ها با درآمدشان سازگار است. وقتی پول بیشتری به‌دست می‌آورند، بیشتر مصرف می‌کنند. در حقیقت، خیلی‌ها فقط پول به‌دست می‌آورند تا خرج کنند.
آدم‌های کمی هستند که برای سرمایه‌گذاریِ پول، آن را به‌دست آورند.

بهترین کار این است که کسب‌وکار خود را تنها یک‌دومِ معادله‌ی درآمدی‌تان بدانید. شما کسب‌وکار خود را دارید که درآمد به‌همراه دارد. بعد از آن سرمایه‌گذاری‌تان است که آن درآمد را به پول بیشتری تبدیل می‌کند.

اینکه در مدیریت پول هایتان چقدر خوب عمل می‌کنید، مانند هر چیز دیگری با میزان کیفیت هدایت‌شدن‌تان تعیین می‌شود. اگر می‌خواهید در کار با پول عالی شوید، روی آموزش و تربیت سرمایه‌گذاری کنید.

بهترین زمان برای کاشت درخت ۲۰ سال پیش بود. بهترین زمان برای آغاز سرمایه‌گذاری هم در گذشته بود. اما اگر هنوز شروع نکرده‌اید، ننشینید و حسرت گذشته را نخورید. برای کسانی که امروز کاری نمی‌کنند، فردایی وجود ندارد.

همین امروز شروع کنید. آموزش ببینید. کاری ایجاد کنید یا چندین کار که بتوانید ۱۰ درصد از درآمدتان را آنجا صرف کنید. کم‌کم این سرمایه‌گذاری‌تان می‌تواند منافع بیشتری داشته باشد، حتی بیشتر از کسب‌وکار اصلی‌تان.

سود مرکب واقعیت دارد. اگر شما ۱۰ درصد از درآمدتان را به سرمایه‌گذاری در مدت زمان طولانی اختصاص دهید، آینده را تضمین می‌کنید. برخلاف بسیاری از کسانی که درآمد بسیار بالایی دارند، شما هر زمان که بخواهید می‌توانید دست از کار بکشید، زیرا پولِ شما پول بیشتری برای‌تان به‌همراه می‌آورد؛ بیشتر از آنکه برای زندگی راحت نیاز داشته باشید.


حتما بخوانید: چگونه پس انداز کنیم؛ چگونه می‌توانیم هم حالا خرج کنیم هم در آینده

۶. انگیزه‌ی خود را از گرفتن به بخشیدن تغییر دهید

میلیاردر شدن و بخشش

این دنیا به بخشایندگان می‌بخشد و از گیرندگان می‌گیرد.

– جو پالیش

 

بیشتر آدم‌ها فقط روی چیزی متمرکز هستند که می‌توانند از زندگی بگیرند.

من! من! من!

اما وقتی نسبت به تعاملات دنیا آگاه می‌شوید، تمایل‌تان از گرفتن صرف، به بخشیدن تغییر می‌کند. می‌فهمید که این شیوه بسیار رضایت‌بخش‌تر از گرفتنِ صرف است. علاوه‌براین، با چیزی تحریک می‌شوید که به آن باور عمیق دارید.

وقتی انگیزه‌ی اصلی‌تان بخشیدن باشد، می‌فهمید چگونه باید روابط‌تان را بهبود ببخشید. مدام به ذهن‌تان می‌آید که عبارت «سپاسگزارم» را به دیگران بگویید.

ایده‌های بیشتری درباره‌ی بهبودبخشی زندگی و کار دیگران خواهید داشت. شروع به مشارکت بیشتر می‌کنید که خود این به‌مراتب منجر به فرصت‌های بیشتر و روابط عمیق‌تر خواهد شد. مردم شما را دوست خواهند داشت و به شما اعتماد خواهند کرد. کارتان را با انگیزه‌ی والاتری دنبال می‌کنید و در نتیجه، الهام و تأثیر بسیار بیشتری خواهید گرفت.


حتما بخوانید: درمان خودخواهی با ۱۳ راهی که محبوبیت شما را افزایش می‌دهد

۷. به‌صراحت اذعان کنید که چقدر به دیگران وابسته‌اید

میلیاردر شدن و وابستگی به دیگران

فقط به این خاطر که انگیزه‌ی اصلی‌تان کمک کردن است، این معنی را نمی‌دهد که کمک دیگران را نمی‌خواهید. در واقع، همه‌ی آدم‌ها مدام به‌دنبال دریافت کمک هستند.

واقعیت این است که همه به‌شدت به یکدیگر وابسته هستند تا بتوانند کاری را که باید انجام دهند. اما اذعان صریح به این وابستگی، خِرد و تواضع می‌طلبد. به جای آنکه آن را نقطه ضعف ببینید، بدانید که نقطه‌ی قوت است.

فراتر از اذعان به وابستگی، مدام قدردانی خود را نسبت به افرادی که در زندگی‌تان هستند بیان کنید. اینکه شما قدردانی می‌کند، خودش مورد قدردانی قرار می‌گیرد. روابطِ شما، داشته‌هایی هستند که در طول زمان باید آن‌ها را رشد دهید و بهتر کنید.

اگر از روابط‌تان قدردانی نکنید و به آنها بی‌توجه باشید، آسیب خواهند دید. همه‌ی روابط مثل حساب بانکی هستند؛ اگر کسی مدام در حال واریز باشد و دیگری مدام در حال برداشت، سرانجام همه‌ی منابع خالی می‌شوند.

در چنین روابطی یک به علاوه‌ی یک کمتر از ۲ می‌شود. برعکس، در روابط هم‌افزا و سالم، یک به علاوه‌ی یک خیلی بیشتر از ۲ خواهد شد. وقتی دو نفر مدام در حال بخشیدن و گرفتن هستند، حساب بانکی رابطه‌ای به رشد و گسترش خود ادامه می‌دهد و چندین منفعت منتظره و غیرمنتظره به‌همراه می‌آورد.

برای مثال، خودِ من اخیرا با برادرم به باشگاهی ورزشی رفتم. در آغاز تمرین، او سردرگم بود. نه به انرژیِ من اضافه می‌کرد و نه کمکم می‌کرد تمرینم بهتر از تمریناتم هنگام تنهایی انجام بدهم. انرژی‌ام را می‌گرفت و باعث می‌شد انرژی و تلاش بیشتری از زمان تنهایی‌ام صرف کنم.

به او گفتم چه اتفاقی در حال افتادن است و او هم سریع وضعیت هیجانی‌اش را تغییر داد. فهمید که حالتش چقدر روی من تأثیرگذار است. در حقیقت در آن لحظه، انگیزه‌ی او از یک تجربه‌ی ورزشی صرف، به ایجاد چیزی فوق‌العاده تغییر کرد.

وضعیت ذهنی مشترک ما بالا رفت. ما را به جریانی گروهی سوق داد. تمرین ما خیلی فراتر از چیزی شد که به‌تنهایی می‌توانستم انجام دهم. نه فقط آن، بلکه شروع به ردوبدل کردن جملات الهام بخش کردیم. این منجر به درکی فوق‌العاده و روابطی شد که اتفاقا به کتابی که در حال نوشتن آن هستم هم مربوط بود.

این تمرین فوق‌العاده، پیامد هم‌افزایی را به‌دنبال داشت. این ادراکاتی که با شما درمیان گذاشتم هم منافع غیرمنتظره‌ای برای کتاب من بودند. این فقط زمانی می‌تواند رخ دهد که هر دو طرف فعالانه در حال بخشیدن و گرفتن در قالب یک رابطه باشند؛ جایی که هر دو روی آفرینش تمرکز دارند، نه مصرف، جایی که انگیزه‌ی اصلیِ هر دو کمک به دیگری برای موفق شدن است.

۸. برای دست‌یابی به اهداف ۱۰ برابری و ۱۰۰ برابری، شراکت‌های راهبردی بُرد بُرد ایجاد کنید

میلیاردر شدن و شراکت برد برد

همه‌ی شرکت‌های شکست‌خورده مثل هم هستند؛ آنها برای فرار از رقابت شکست خوردند.

– پیتر تیل

 

بیشتر آدم‌ها، بیشتر در وضعیت رقابتی به‌سر می‌برند تا همکاری.

همکاری سطح بسیار بالاتری از رقابت است. رقابت روی خود تمرکز می‌کند. تفکر بسیار سطح پایینی هم هست، زیرا آنچه به خودیِ خود می‌توانید انجام دهید، بسیار محدود است. افراد رقابتی، مدام در تقلا هستند. آنها بیشتر روی پیروزی تمرکز دارند تا ایجاد راه‌حل‌های واقعی.

اما وقتی تفکرتان گسترش می‌یابد، می‌فهمید که با کمک دیگران می‌توانستید کار بیشتری انجام دهید. همکاری، ارتباطات منحصربه‌فردی ایجاد می‌کند که تنها کار کردن، هرگز نمی‌توانست چنین کاری کند.

مسلما شما مهارت‌ها و دانشی دارید که در حوزه‌ی تخصصی‌تان فوق‌العاده است. افراد دیگری هم هستند که در حوزه‌های دیگری دارای مهارت‌ها و دانشی هستند که کاملا خارج از آگاهی شماست. این افراد صاحب داشته‌هایی هستند که شما ندارید.

اگر می‌خواهید نتایجی ۱۰ برابر یا ۱۰۰ برابر نسبت به دیگران در حوزه‌ی تخصصی خود بگیرید، باید شراکت‌های «برد برد» استراتژیک ایجاد کنید. این امر عموما زمانی رخ می‌دهد که شما طرحی ایجاد می‌کنید که مجموعه مهارت‌ها و داشته‌هایتان با مجموعه مهارت‌ها و داشته‌های شخص دیگری درهم می‌آمیزند.

آنچه شما به‌خوبی انجام می‌دهید، برای شخص دیگری دشوار است. آنچه شما نمی‌توانید از پسش برآیید، دیگران می‌توانند به‌خوبی انجام دهند.

پس با چه کسی می‌توانید شراکت کنید که سرعت‌تان بیشتر شود؟

چه کسی دارایی‌ها و منابعی دارد که شما از آنها برخوردار نیستید؟

چگونه می‌توانید به این افراد کمک کنید؟

قادر به توسعه‌ی چه نوع مشارکت‌هایی هستید تا به شما اجازه دهند سریع‌تر به اهداف‌تان دست یابید و به دیگران هم کمک کند تا سریع‌تر به اهداف خودشان دست یابند؟

وقتی با دیگران همکاری می‌کنید، در حقیقت یک به‌علاوه‌ی یک بیش از ۲ خواهد شد. این کل، با جمع تک تکِ اجزا فرق دارد.

این‌گونه است که تبدیل وضعیت رخ می‌دهد. فقط کسانی که همکاری می‌کنند، تبدیل وضعیت واقعی را تجربه می‌کنند. آنهایی که فقط به‌تنهایی خوب کار می‌کنند، در جهان‌بینیِ محدود خود گرفتار هستند.

وقتی با دیگران در هم می‌آمیزید، ایده‌ها و اهداف‌تان تغییر می‌کنند. بزرگ‌تر و بهتر می‌شوند. متفاوت با آن چیزی می‌شوند که قبل از آن می‌توانستید به‌تنهایی انجام دهید.

تنها شیوه‌ی داشتن چنین مشارکت‌هایی، تفکر بلندمدت است. باید در این بازی سرمایه‌گذاری کنید. صرفا نمی‌تواند تبادلی باشد. «این در ازای آن» نیست. چیزی به‌مراتب عمیق‌تر است. به این صورت، اخلاق‌مداریِ بیشتری در کارتان دارید. بیشتر قدر کارتان را می‌دانید. مدام کار درست را انجام می‌دهید، حتی اگر آن کار درست، دشوار و سخت باشد.

به‌دنبال روابط تبادلی نباشید. فقط به‌دنبال روابط تبدیل وضعیتیِ بلندمدت باشید.


حتما بخوانید: ۱۲ تفاوت مهم بین کارمندان و کارآفرینان

۹. اهداف ۱۰ برابری تعیین کنید و با ترس‌هایتان روبه‌رو شوید

میلیاردر شدن و اهداف ۱۰ برابری

به اهداف کنونیِ خود نگاه کنید.

چرا این معیار شما برای «موفقیت» است؟

اصلا چرا چنین چیزی هدف شماست؟

اگر این هدف را ۱۰ برابر بزرگ‌تر کنید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

اگر به‌جای مثلا ماهی ۳ میلیون تومان، ماهی ۳۰ میلیون را هدف قرار دهید چه؟

آیا چنین چیزی اصلا ممکن است؟

البته که ممکن است. آدم‌های زیادی هستند که چنین می‌کنند. تنها فرق میان آنها و شما، تحصیلات، روابط و راهکارهایشان است.

وقتی هدف‌تان را ۱۰ برابر می‌کنید، باید خیلی متفاوت درباره‌ی رفتارهای روزانه‌تان بیندیشید. باید در تمام جنبه‌های زندگی جدی‌تر باشید. باید تفکر محدود و حواس پرتی ها را حذف کنید.

۱۰ برابر کردن هدف، یکی از بهترین چیزهایی است که می‌توانید برای خود انجام دهید. این هدف باید در همان زمانی درنظر گرفته شود که در اوج هستید. با انجام کاری قدرتمند است که به‌اوج می‌رسید؛ خواه آن کار تمرین باشد، یادگیری باشد یا حضور در محیطی منحصربه‌فرد همچون یک کشور خارجی. با حضور میان افراد خاصی هم می‌توانید در اوج قرار بگیرید؛ کسانی که به شما الهام می‌بخشند تا بهترین نسخه‌ی خودتان باشید.

فقط خودتان هستید که می‌دانید چه چیزی شما را به نقطه‌ی اوج و اشتیاق می‌رساند. بنابراین هر کاری می‌توانید انجام دهید تا به آنجا برسید و بعد هم اهداف‌تان را بنویسید. آنچه قصد انجامش را دارید به‌وضوح بیان کنید. بعد هم آن هدف را بنویسید و هر روز آن را تجسم کنید تا به واقعیت تبدیل شود.

وقتی به این هدف فکر می‌کنید، از جریان طبیعیِ ایده‌هایی که دنبال می‌کنید، منحرف نشوید.

شما نمی‌توانید با همان تفکر و رفتارهایی که اکنون دارید، نتایج آتی را ۱۰ برابر کنید. در این مسیر، وقتی به هدف‌تان فکر می‌کنید، به ایده‌های جدیدی هم دست خواهید یافت تا سریع‌تر به آن هدف دست یابید.

این احتمال هم وجود دارد که شما از نادانسته‌هایتان آگاهی ندارید. بنابراین باید واقعا شروع به آموزش خودتان کنید؛ آموزش اینکه چگونه ممکن است به هدف‌تان دست پیدا کنید. باید نسبت به آنچه انجام می‌دهید محکم‌تر ظاهر شوید. باید بیشتر بیافرینید و بیشتر شکست بخورید. در حقیقت بارها و بارها. اغلب سریع‌ترین مسیر به سوی کیفیت است.

نه فقط آن، بلکه وقتی درباره‌ی هدف ۱۰ برابری خود فکر می‌کنید هم، احتمالا ایده‌هایی به نظرتان خواهد رسید که شما را می‌ترسانند. وقتی کاری می‌کنید که شما را می‌ترساند، در حقیقت مرزی را رد می‌کنید که بیشتر آدم‌ها هرگز از آن عبور نمی‌کنند. کار ترسناک اغلب بسیار سودمند و ارزشمند است.


حتما بخوانید: چطور با ترس از شکست مقابله کنیم؟

۱۰. در بازاریابی خیلی خیلی خوب شوید

میلیاردر شدن و بازاریابی

بازاریابی چیزی نیست جز روان‌شناسی کاربردی؛ ارتباط با آدم‌ها، متقاعد کردن دیگران و کمک به آنها.

خیلی‌ها فکر می‌کنند بازاریابی چیزی کثیف و غیراخلاقی است!

بسیاری از «هنرمندان» بازاریابی را نمی‌آموزند، چون نمی‌خواهند «خودشان را بفروشند». آنها می‌خواهند کارشان خالص باشد. دانشگاهی‌ها هم بهتر از این نیستند. آثار آنها در دسترس مردم عادی نیست.

بازاریابی چیزی نیست جز آسان‌تر و بهتر کردنِ یافتن و استفاده از کارتان.

حقیقت این است که مردم یک دفعه ظاهر نمی‌شوند که محصول یا خدمات شما را بخرند. آنها ناگهان ظاهر نمی‌شوند تا نوشته‌های شما را بخوانند.

اصلا بیایید در مورد همین لحظه فکر کنید: چطوری به این صفحه آمدید؟ به عنوان این مقاله نگاه کنید. همین مقاله را می‌توانستیم «توصیه‌هایی برای موفقیت» بنامیم. اما آیا روی چنین عنوانی کلیک می‌کردید؟

احتمالا نه. اما روی «میلیاردر شدن» کلیک کردید. چرا روی این عنوان کلیک کردید؟ چطوری تا اینجای مقاله را خواندید؟

درباره‌ی همین تجربه فکر کنید.

بازاریابی «چگونگی» هر کاری است که انجام می‌دهید.

دلیل اینکه بیشتر مردم موفق نیستند، به این خاطر است که یا از بازاریابی می‌ترسند و یا از آن امتناع می‌کنند. به همین دلیل هم بیشتر افراد معلم‌های بدی هستند. آنها بیشتر روی محتوا تمرکز دارند تا تحویل و طراحیِ آن محتوا. اما تحویل (یا همان چگونگی) اگر مهم‌تر نباشد، درست به اندازه‌ی اینکه چه کاری انجام می‌دهید یا چرا این کار را انجام می‌دهید مهم است.

شاید شما درمان سرطان را بدانید. اما اگر آن را درست بازاریابی نکنید، هیچ‌وقت نمی‌توانید درمان خود را عرضه کنید. شاید مهم‌ترین پیامِ دنیا را داشته باشید یا بهترین قصه‌ی دنیا را بدانید، اما اگر آن را هوشمندانه عرضه نکنید، هیچ‌کس آن را نخواهد دید.


حتما بخوانید: ۱۱ نکته برای اینکه مدیر بازاریابی موفقی شوید

۱۱. روی زمان و تلاش تمرکز نکنید، به‌جای آن روی نتایج تمرکز کنید

دن سولیوان (Dan Sullivan) که بنیان‌گذار پلت‌فرم کارآفرینی اختصاصی به نام استراتژیک کوچ (Strategic Coach) است، بین کسانی که در «اقتصاد زمان و تلاش» فعال هستند، با کسانی که در «اقتصاد نتایج» هستند، تمایز قائل می‌شود.

اگر شما هم در اقتصاد زمان و تلاش فعالیت دارید، در واقع روی مشغول بودن تمرکز دارید. در واقع به مقدار زمان و انرژی‌ای عقیده دارید که صرف می‌کنید. در مقابل، وقتی در اقتصاد نتایج هستید، فقط روی دست‌یابی به نتیجه‌ای مشخص متمرکز هستید.

خط معیار همان چیزی است که اهمیت دارد و بنابراین یافتن مؤثرترین راه برای رسیدن به آنجا بسیار مهم می‌شود. این یکی از تفاوت‌های مهم بین کارآفرینان و کارمندان است. سولیوان می‌گوید:

کارآفرینان «خط معیار»، «اقتصاد زمان و تلاش» را به سوی «اقتصاد نتایج» رد کرده‌اند. برای آنها درآمد تضمین‌شده‌ای وجود ندارد. کسی هر دو هفته یک بار برای‌شان چک نمی‌نویسد. آنها با توانایی‌شان در ایجاد فرصت با ایجاد ارزش برای مشتریان‌شان زندگی می‌کنند. گاهی اوقات زمان و تلاش زیادی صرف می‌کنند، ولی نتیجه‌ای نمی‌گیرند. گاهی اوقات هم آن‌قدرها زمان و تلاش صرف نمی‌کنند، اما نتیجه‌ی فوق‌العاده‌ای به‌دست می‌آورند. تمرکزِ کارآفرینان همیشه باید روی نتایج باشد، وگرنه درآمدی نخواهند داشت. اگر برای یک کارآفرین کار کنید چطور؟ این امر برای شما هم صدق می‌کند. با آنکه احتمالا درآمد تضمین‌شده‌ای دارید، اما باید بدانید کسب‌وکاری که در آن مشغول هستید، داخل اقتصاد نتایج موجودیت می‌يابد، حتی اگر آن را دقیق هم نبینید. به‌نظر من این نکته باعث نمی‌شود احساس ناامنی کنید، اما نشان‌تان می‌دهد که چگونه باید در چنین محیطی موفق بود؛ با به‌حداکثررساندن نتایج و به‌حداقل‌رساندن زمان و تلاشی که برای رسیدن به آنها صرف می‌کنید.

خیلی‌ها به نتایج فکر نمی‌کنند، زیرا امنیت‌شان در حقوقی نهفته است که دریافت می‌کنند. اما وقتی تمرکز خود را از اینکه «چقدر کار می‌کنید» به «چقدر می‌توانید کار کنید» تغییر می‌دهید، «چگونه کار کردن‌تان» را هم تغییر می‌دهید.

شروع به یادگیری راه‌هایی برای انجام سریع‌تر کارها می‌کنید. مسئولیت بیشتری قبول می‌کنید. محیط خود را تغییر می‌دهید و این را هم می‌فهمید که خواب و استراحت چقدر برای دست‌یابی به تعداد زیادی از نتایج ممکن اهمیت دارد. بنابراین شروع به استفاده از مرخصی‌های بیشتر و بیشتر و استراحت می‌کنید.

اگر ۸۰ درصد از انرژی خود را به استراحت و خودبهبودی اختصاص دهید، وقتی واقعا مشغول کار می‌شوید، ذهن و جسم آماده‌ای برای حل مسائل دارید.

آن وقت ۱۰ بار بهتر از دیگران فکر می‌کنید. در بازه‌ی زمانی کوتاه و با فشار بالا کار می‌کنید. موقع کار می‌توانید حسابی از پس وظایف‌تان برآیید، چون زمان خیلی زیادی را صرف استراحت و آماده‌سازیِ خودتان می‌کنید.


حتما بخوانید: چرا حرفه‌ای‌ها بیش از حد کار نمی کنند؟

۱۲. محیط اطراف‌تان را مدام تغییر دهید

میلیاردر شدن و تغییر محیط

محیطی که در آن کار می‌کنید، باید بازتاب‌دهنده‌ی کاری باشد که انجام می‌دهید.

انجام چند نوع کار در محیطی یکسان تأثیر کافی را ندارد. اما آدم‌ها همیشه چنین کاری می‌کنند. آنها در یک صندلی می‌نشینند و ذهن‌شان را از کاری به کار دیگر مشغول می‌کنند.

رویکرد بسیار بهتر، دسته‌بندیِ فعالیت‌ها و انجام آنها در محیط مرتبط‌شان است.

برای مثال، وقتی پستی برای بلاگ می‌نویسم، در کتابخانه‌ی ساکتی کار می‌کنم که حواسم پرت نشود. به این خاطر که محیط اطرافم کیفیت نگارشم را بیشتر می‌کند و از آنجا که می‌دانم آن روز کارم فقط نوشتن است، زیاد می‌نویسم. نوشتن ۲ تا ۵ پست بلاگ در یک جلسه، آسان‌تر از نوشتن یک پست در هر بار است.

آری میزل (Ari Meisel)، نویسنده و کارآفرین، فعالیت‌هایش را دسته‌بندی کرده و بسته به کاری که انجام می‌دهد، محیط‌های کاری خود را تغییر می‌دهد. در روزهایی که قرار است پادکست ضبط کند، به استودیو می‌رود و در یک جلسه، حدود ۵ پادکست ضبط می‌کند.

در روزهای دیگر، کل روزش را در جلسات می‌گذراند. این کار را در آپارتمان دوستش انجام می‌دهد، چون محیطی است که حسابی در آن تمرکز می‌کند.

خیلی هم می‌نویسد و این کار را در باشگاه سوهو هاوس (SOHO HOUSE) نیویورک انجام می‌دهد، چون محیط آرامی است با دسترسی به اینترنت ضعیف. سرعت کم اینترنت باعث می‌شود مدام اینترنت‌گردی نکند و حتی از موبایلش هم استفاده نکند، زیرا آنتن ندارد.

۱۳. «ثروت» و «موفقیت» را برای خود تعریف کنید

میلیاردر شدن و تعریف ثروت و موفقیت

همه‌ی معنای موفقیت و ثروت در پول خلاصه نمی‌شود. خیلی‌ها هستند که پول زیادی دارند، ولی در بقیه‌ی حوزه‌های مهم زندگی خود «سرمایه»ی اندکی دارند.

مسلما پول خیلی مهم است. مشکلات زیادی را حل می‌کند. فرآیندها را سرعت می‌بخشد. اما پول فقط یک ابزار است. وسیله‌ای برای انجام کار است. برای کسانی که مشغول کاری هستند که عمیقا به آن اعتقاد دارند، پول فقط ابزاری برای انجام کار بیشتر است.


حتما بخوانید: ۱۲ درس موفقیت از نگاه مدیرعامل قهوه استارباکس

۱۴. پایه‌ی محکمی داشته باشید، این رویکرد به برندتان تبدیل می‌شود

میلیاردر شدن و پایه محکم

برای موفق شدن، باید به چیزی عقیده داشته باشید. باید پایه‌ای داشته باشید.

همه‌ی برند ها و افراد موفق یک چرای واضح دارند. سایمون سینک (Simon Sinek) در کتابش با عنوان «با چرا شروع کنید» (Start With Why) می‌گوید مردم «آنچه را می‌فروشید» نمی‌خرند، بلکه «چرا می‌فروشید» را می‌خرند.

اپل مثال فوق‌العاده‌ای است. آنها در کل بازاریابیِ خود، ویژگی‌های فنیِ محصولات‌شان را توضیح نمی‌دهند، بلکه ارزش‌های اصلی خود را تعریف می‌کنند و آن‌ها را به‌اشتراک می‌گذارند.

اگر می‌خواهید متقاعدکننده و جالبِ توجه باشید، باید عمیقا به چیزی اعتقاد داشته باشید. باید پایه‌ی روشنی داشته باشید. آن پایه به برندتان تبدیل می‌شود. به نام تجاری شما تبدیل می‌شود. به تمایزتان نسبت به دیگران تبدیل می‌شود.

وقتی پایه و برند مشخصی دارید، متمایز هستید. دیگر خنثی نیستید. به چیزی عقیده دارید و برای تغییری مشخص مبارزه می‌کنید.

در نتیجه، افراد یا عاشق شما می‌شوند یا متنفر. این چیزی است که می‌خواهید. بی‌اشتیاقی یعنی چیزی برای گفتن ندارید. بی‌اشتیاقی یعنی تلاش می‌کنید همه را راضی نگه دارید.

ثروتمندان به‌دنبال هدف مشخصی هستند. هدف مشخصِ شما باید مخاطبان‌تان باشند. آنها گروه خاصی هستند که با پایه‌ای که در تلاش برای ساختنش هستید موافقند. آنها به شما ایمان دارند.

اگر سعی کنید همه را راضی نگه دارید، پیام، بازاریابی و محصولات شما بسیار بد خواهند شد. نسبت به آن چرایتان رویکرد مشخصی ندارید و هیچ‌کس دیگری هم نمی‌داند چرا. در نتیجه شما هم مانند دیگران یک آدم متوسط خواهید بود و کارتان تمایزی نخواهد داشت.

فقط افرادی که پایه‌ی محکمی دارند، در بازاریابی خیلی خیلی خوب خواهند شد. آنها آن‌قدر به پیام‌شان اهمیت می‌دهند که آن را اعلام کنند. آنها می‌دانند که «چگونه» هم به همان اندازه‌ی «چه» و «چرا» اهمیت دارد.

چگونه پولدار شویم؛ ۱۶ راه پولدار شدن که باید بدانید

چگونه پولدار شویم؛ ۱۶ راه پولدار شدن که باید بدانید

 

مطمئن هستیم بار اول نیست که با این سبک مطالب برخورد می‌کنید و مطمئن هستیم آخرین بار هم نخواهد بود، اما شک نداریم این مطلب را فراموش نخواهید کرد، چرا که در اینجا ما کلیشه‌ها و حرف‌های رویایی و داستانی را کنار زده‌ایم تا حقیقت بعضا تلخِ پولدار شدن را از میان آنها بیرون بکشیم. ما می‌خواهیم زمانی که شما این مقاله را کامل مطالعه کردید تصویر آینده و مسیر پولدار شدن خود را شفاف‌تر ببینید، نه اینکه با حرف‌های کلیشه‌ای و پوچ شما را ناامید کنیم و به زندگی عادی برگردانیم. نقطه عطف زندگی شما زمانی است که این مسیر را شفاف ببینید و باور کنید که واقعا راه‌حلی برای رسیدن به ثروت وجود دارد و حرکت خود را درست بعد از این مقاله شروع کنید. با ما همراه باشید تا مسیر پولدار شدن را در قالب ۱۶ کلید طلایی و راه پولدار شدن برای شما شفاف کنیم و ببینید که پاسخ سوال « چگونه پولدار شویم » چیست.


حتما بخوانید: ۷ سوال عجیب برای یافتن هدف زندگی‌

به سادگی ژنتیک، شرایط محیط، خانواده و گذشته خود را برای چند دقیقه کنار بگذارید و با دقت ادامه‌ی مقاله را مطالعه کنید چون شما می‌خواهید پاسخ سوال « چگونه پولدار شوم » را بدانید. حتی اگر موردی برای شما بدیهی به نظر رسید به خواندن ادامه دهید.

۱. اگر رویا و عشق خود را پیدا نکرده‌اید، یعنی هنوز به دنیا نیامده‌اید

عشق موتور تغییر

حتما این مورد را از هر انسان واقعا موفق و هر انسان به ظاهر موفقی هم شنیده‌اید، اما واقعیت این است که موتور انگیزه‌ انسان فقط با این موضوع روشن می‌شود و ادامه‌ی مسیر با هل دادن ماشین خیلی آسان نیست و بهتر است موتور را روشن کنید. یکی از اصولی که انسان را از مغز استخوان به حرکت و تلاش وا می‌دارد این است که از مسیری که می‌روید لذت ببرید.

وقتی عاشق کاری شدید دیگر کسی نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد و به شما برسد.

 

خیلی بعید است که شما بتوانید در شغل یا کاری که دوست ندارید به درجات بالایی برسید. باور کنید اگر رویای خود را بیابید و بدانید که واقعا عاشق چه کاری هستید ناگهان شخص متفاوتی را در آینه خواهید دید، ناگهان ذهن شما حرف‌هایی می‌زند که فکر نمی‌کردید بلد باشید و دستان شما کارهایی انجام می‌دهد که تصور نمی‌کردید قابلیت انجام آنها را داشته باشید.

برای موفقیت باید تغییر کرد و عشق قدرتمند‌ترین موتور تغییر است.

 

پس اگر هنوز احساس می‌کنید عشق و رویای خود را پیدا نکرده‌اید، فرصت را از دست ندهید. شاید سال‌ها طول بکشد اما ارزشش را دارد که کاری انجام دهید که شب‌، هنگام خواب برای شروع فردا لحظه‌شماری کنید.

۲. کارمند بهتری باشید، فقط در بهترین شرکت‌ها کار کنید و خودتان را به خوبی اثبات کنید

بازیکن خوب نتیجه تیم خوب - چگونه پولدار شویم

بسیاری از ما که آرزوی پولدار شدن را داریم کارمند هستیم و برای شخص دیگری کار می‌کنیم. اگر احساس می‌کنید این کار به رسیدن شما به پول لطمه وارد می‌کند هزار بار اشتباه می‌کنید. محل کارتان هر قدر هم که درآمد خوبی برای شما نداشته باشد، مهم‌ترین عرصه برای اثبات توانایی‌ها و ایجاد فرصت‌ها برای شما است. کارمند بودن می‌تواند بزرگ‌ترین سکوی پرتاب شما به سمت موفقیت باشد، اما نه هر کارمندی بودن. نکته این است که باید هم جای درست کار کنید و هم بهترین خودتان باشید. در هر شرکتی خصوصا شرکت‌های بزرگ و موفق فرصت‌های بیشماری برای شما وجود دارد که تنها با نشان دادن خودتان به عنوان یک فرد معتمد، توانا و مسئولیت‌پذیر می‌توانید به آنها دست پیدا کنید.

نه دانشگاه و نه مطالعه از اینترنت، هیچکدام به اندازه‌ی کار کردن در یک شرکت موفق و تاثیرگذار بودن در آن نمی‌تواند شما را برای پرواز پرورش دهد.

 

پس همین الان به مسیر شغلی خود فکر کنید، اگر در جایی کار می‌کنید که سازمان خوبی نیست و همه‌ی افراد، تنبل و غیرمتخصص هستند، هر چه سریع‌تر به فکر شرکتی جدید، موفق و بهره‌ور باشید که آنجا بتوانید توانایی خود را نشان داده و همیشه به عنوان کارمند، بهترینِ خودتان باشید.


حتما بخوانید: ۵ نشانه که شغل‌ شما استعدادتان را به هدر می‌دهد

۳. همیشه در حال یادگیری باشید، قدم به قدم متخصص شوید و در رشته‌ی خود بهترین باشید نه نفر دوم، اگر لازم شد مربی خوبی پیدا کنید

طلا فقط به نفر اول می‌رسد

متخصص بودن در یک رشته‌ی خاص، به معنای درآمد بالا و بهترین بودن در همان رشته، به معنای پولدار شدن است. تخصص پیدا کردن یا بهترین شدن به این معنا نیست که ظرف یک هفته ناگهان در یک رشته متخصص شوید، این موضوع همانند تفکر کایزن ژاپنی‌ها باید قدم به قدم و به طور مداوم انجام شود.

رابطه تخصص با پول مانند المپیک با مدال است، نفر اول تخصص، طلا می‌گیرد که بی‌نهایت ارزش بیشتری نسبت به مدال نقره و برنز نفرات بعدی دارد.

 

همیشه باید در حال یادگیری و رشد باشید، چون در غیر این صورت هم خود را به درستی نخواهید شناخت هم اینکه بسیاری از فرصت‌های موقت یادگیری را از دست خواهید داد که دوباره تکرار نخواهند شد. حتی تصورش را هم نمی‌توانید بکنید که چه تخصص‌های ساده و کم‌درآمدی می‌توانند تبدیل به یک مشاغلی بسیار پردرآمد شوند، تنها اگر در آن کار بهترین شوید. حال این کار می‌تواند نظافت خانه باشد یا حسابداری یا کارمند فروشگاه یا هر شغلی که به ظاهر نمی‌تواند شما را میلیاردر کند، غافل از اینکه اگر به قله‌های این مشاغل نزدیک شوید زندگی شما دگرگون می‌شود.

مورد آخر اینکه برای رسیدن به قله و تخصص پیدا‌کردن نیازمند یک مربی خوب هستید، شاید برای همه این راه‌حل درست نباشد، اما در اکثر مواقع داشتن یک مربی و یک الگوی در دسترس، می‌تواند چالش‌های بزرگی را برای شما آسان کند و باعث شود تصمیمات بسیار بهتری در زندگی بگیرید.


حتما بخوانید: ۱۰ مهارت ضروری برای موفقیت در هر کاری

۴. برای پولدار شدن باید کالری مصرف کرد، باید به استقبال چالش‌های جدید رفت و کالری را در جهت درست استفاده کرد

استفاده هوشمندانه از کالری‌ها به سمت بالا - چگونه پولدار شویم

پولدار شدن مثل کاهش وزن است. بسیاری از ما در جستجوی خوراکی‌هایی هستیم که ما را لاغر کنند، از چای سبز لاغرکننده‌ی تقلبی گرفته تا هر چیزی که در تلگرام ببینیم. اما وزن کم کردن و پولدار شدن یک چیز مشترک دارند. آدم باید عرق بریزد تا آنها را به دست آورد.

نمی‌توانید وقتی دست‌تان توی جیب‌تان است از نردبان موفقیت بالا بروید.

– آرنولد شوارتزنگر

 

شاید بگویید این نکته‌ای کلیشه‌ای است، اما حرف ما تنها این نیست که بدون تلاش به جایی نمی‌رسید، حرف اصلی ما این است که هوشمندانه‌تر زندگی کنید و کالری مصرفی خود را در جهت موفقیت صرف کنید، چون همانند زمان که محدود است،‌ در طول روز هم شما کالری محدودی دارید. مثلا به جای اینکه شب‌ها وقت بگذارید و برای قدم زدن به پارک بروید، هر روز صبح تا محل کار پیاده‌روی کنید. این کار هم ذهن شما را صبح‌ها شاداب‌تر می‌کند، هم یافتن آدرس و جهت‌یابی ذهن شما را تقویت می‌کند و نکته‌ی دیگر اینکه دیدن آدم‌ها، چیزها و مسائل مختلف در طول مسیر، خلاقیت شما را افزایش می‌دهد. علاوه بر این، شب هم لازم نیست دوباره نیم ساعت پیاده‌روی کنید و می‌توانید این زمان را به کار دیگری اختصاص دهید. کافی است به ۲۴ ساعت خود نگاهی بیندازید و ببینید که انرژی خود را صرف چه کارهایی می‌کنید و اگر انرژی خاصی در جهت موفقیت صرف نمی‌کنید، همین حالا تصمیم بگیرید و کالری‌های خود را در جهت موفقیت قرار دهید. شما با صبر کردن و خوردن و خوابیدن پولدار نخواهید شد، مگر آنکه شاهزاده‌ای عرب باشید یا پدرتان قبلا عرق ریخته باشد یا اینکه از راه خلاف بخواهید پول درآورید که دیگر نیازی به خواندن ادامه‌ی مقاله ندارید. برای پولدار شدن باید تصمیم بگیرید، باید روی کاغذ بنویسید و به دیوار بزنید، تصویر پس‌زمینه موبایل و کامپیوتر خود را هم باید در همین راستا عوض کنید.

اگر به شما چالش جدیدی از سوی مدیرتان پیشنهاد شد، نترسید چون این بهترین فرصت برای حرکت رو به جلو است حتی اگر شکست بخورید در نهایت سود خواهید کرد.

 

بیشتر ما زمانی که یک تغییر در روند کار یا یک پروژه جدید مطرح می‌شود، عقب می‌ایستیم و صبر می‌کنیم دیگران این چالش جدید را پیش ببرند و اگر موفق شدند شما هم از آن‌ها درس بگیرید. دقیقا این همان کاری است که باعث می‌شود در اکثر اوقات عقب بمانید و کم کم از دایره افراد رو به رشد و موفق بیرون بیایید. نه تنها از چالش جدید نترسید بلکه به مدیر خود هم بگویید که به دنبال چالش هستید و هر پروژه جدیدی که پیش آمد دوست دارید که خود را بیازمایید.


حتما بخوانید: ۲۴ پند وارن بافت برای پولدار شدن

۵. زمان را هدر ندهید و از ابزارهایی مثل موبایل که بیشترین وقت را از شما می‌گیرند، در جهت بهتری استفاده کنید

موبایل سازنده یا نابودگر، انتخاب با شماست

یک دقیقه چه برای شما چه برای یک کارمند رستوران که با تمام وجود کار می‌کند و یاد می‌گیرد و چه برای کسی که در رشته‌ی مورد علاقه‌ی خود در دانشگاه تحصیل می‌کند، یکسان است. شما دقیقه‌های خود را در تلگرام و تفریحات دیگر صرف کردید، آن کارمند رستوران با سرمایه‌گذاری دقیقه‌هایش بعد از ۳ سال، رستوران کوچک خود را زد و آن دانشجو، دکترای رشته‌ی مورد علاقه‌اش را گرفت و پیشنهاد‌ها پشت سر هم به سویش سرازیر شد.

یک موبایل، هم می‌تواند نصف وقت آزاد شما را نابود کند و هم می‌تواند مربی شما برای یادگیری زبان یا یک تخصص باشد، تصمیم با خودتان است.

 

این دقایق به مانند سکه‌هایی هستند که می‌توانید در تفریحات سرمایه‌گذاری کنید یا در آینده. تصمیم با خود شما است. مثلا برای اینکه چک کنید واقعا این مورد را رعایت می‌کنید نگاهی به اپلیکیشن‌های موبایل خود بیندازید. آیا اکثر اپلیکیشن‌های شما بازی‌هایی مانند clash of clans یا بازی‌های بی‌مورد و بدون فایده هستند یا اپلیکیشن‌ّهای فوق‌العاده‌ای ماننده doulingo برای یادگیری زبان جدید یا اپلیکیشن‌هایی که به مدیریت زمان و بهره‌وری شما کمک می‌کنند؟ اگر واقعا جواب سوال «چگونه ثروتمند شویم» را می‌خواهید بدانید، باید جوانب مختلف زندگی خود را در همین راستا قرار دهید. تلفن هوشمند به دلیل اینکه بخش بزرگی از زندگی روزمره ما را اشغال کرده یکی از این جنبه‌های بزرگ است و هم می‌تواند بسیار برای موفقیت شما مفید باشد و هم می‌تواند یک اسباب بازی برای هدر رفتن زندگی شما.


حتما بخوانید: یک تکنیک ساده برای مدیریت زمان

۶. نسبت به اطراف‌تان تیزبین باشید، فرصت‌ها و نیاز‌ها را ببینید و «تفکر سیستمی» را در ذهن خود پرورش دهید

تیزبینی و تفکر سیستمی - چگونه ثروتمند شویم

شاید بگویید تیزبینی و تفکر سیستمی چه ارتباطی با هم و چه ارتباطی با اینکه چگونه پولدار شویم دارند. اول اینکه بگوییم تعریف ساده‌ی تفکر سیستمی این است که بتوانیم لایه‌های زیرین یک اتفاق را ببینیم و بتوانیم روابط علّی و معلولی‌ای را تشخیص دهیم که این اتفاق را به وجود آورده‌اند و این سیستم روابط علّی و معلولی به ما کمک‌ می‌کند فرصت‌ها را بشناسیم و بتوانیم یک اتفاق را تکرار کنیم. این موضوع نیازمند تیزبینی و توجه بالا نیز هست، چون بسیاری از اتفاقات کوچک و بزرگ و مهم را نخواهیم دید و بدون داشتن اطلاعات کافی نمی‌شود یک سیستم درست و منطقی از علت‌ها و معلول‌ها را ساخت. سرتان درد گرفت؟ مثلا فرض کنید به یک روستا سفر کرده‌اید و پیرمردی را دیده‌اید که نوعی خاص از کفش را می‌دوزد.

تیزبینی نمی‌گذارد اطلاعات را از دست دهید اما تفکر سیستمی به شما امکان تحلیل اطلاعات و ترسیم فرصت را می‌دهد، یک عقاب فقط با چشم شکار نمی‌کند، بلکه با تفکر سیستمی می‌فهمد در چه زمانی باید حمله کند.

 

اگر تیزبین باشید و تفکر سیستمی داشته باشید تنها به این اکتفا نمی‌کنید که به پیرمرد «خسته نباشید» بگویید. بلکه به شرایط مُد در شهر خود توجه می‌کنید، به اینکه قیمت تمام‌شده‌ی این محصول چقدر است،‌ آیا نیازی در بازار برای این محصول هست؟ آیا امکان افزایش تولید این محصول هست؟ آیا امکان ایجاد تنوع در این محصول یا افزایش کیفیت هست یا خیر؟ رقبای این محصول چه کسانی هستند و چطور می‌توانید محصولی رقابتی را به شهر خود ببرید و فروش خوبی داشته باشید؟ و هزار سوال دیگر که سیستم ذهنی شما را تشکیل می‌دهند. از این دست فرصت‌های خام و به ظاهر بی‌ارزش هزاران بار در زندگی شما اتفاق خواهد افتاد که کسی قبل از شما به آنها توجه نکرده است. بزرگ‌ترین اشتباه در این زمینه این است که به خود بگویید‌ «چون کسی این کار را نکرده یا چون کسی این ایده را ندیده، پس حتما درست نیست.» خیر، هزاران فرصت نهفته در همین اطراف‌تان وجود دارد که منتظر تیزبینی و تفکر سیستمی شما هستند.

مورد بعدی این است که نیازهای بازار را ببینید. وقتی می‌بینید که مثلا برای یک تخصص در حیطه کاری شما صدها آگهی استخدام وجود دارد یا اینکه می‌بینید در دنیای غرب یک تخصص به شدت در حال رشد است باید کم کم متوجه آن شوید که اگر شما زودتر اقدام نکنید یک فرصت بزرگ را از دست خواهید داد.


حتما بخوانید: چطور به یک متفکر انتقادی تبدیل شویم؟

۷. پولدار به نظر برسید و به مکان‌هایی بروید که پولدارها می‌روند

با پولدارها بگردید - چگونه ثروتمند شویم

شاید بگویید من اهل تظاهر نیستم و دوست دارم به خاطر چیزی که هستم مرا بخواهند، اما شما به خاطر سوال «چگونه پولدار شویم» اینجا هستید ، می‌خواهید بدانید راه پولدار شدن چیست و کمی باید واقعیت‌های تلخ را ببینید. پس همین الان تفکرات قدیمی خودتان را تایپ کنید،‌ پرینت کنید و در یک محل امن با کبریت بی‌خطر آتش بزنید و خیلی خوب لحظه به لحظه آتش گرفتن این تفکر را تماشا کنید. نه تنها در کار، بلکه در زندگی نیز ظاهر اهمیت دارد. اگر حتی برای همسر خود با ظاهری کثیف و ژولیده حاضر شده‌اید، بدانید همسر شما هم از این موضوع شاکی است و روز به روز از چشم او می‌افتید چه برسد به کسی که برای بار اول در یک جلسه‌ی کاری یا مصاحبه‌ی شغلی شما را دیده است و ذهنش در ۵ ثانیه‌ی اول تا ته خط را قضاوت خواهد کرد.

بعضی اوقات فرصت‌هایی که در یک ساعت گپ زدن در یک باشگاه بدنسازی لوکس پیش می‌آید از کل فرصت‌هایی که تا به حال دیده‌اید مهم‌تر و بزرگ‌تر هستند.

 

اگر آزادکار (فریلنسر) هستید یا برای شغل جدیدی درخواست داده‌اید، تاثیر یک ظاهر شیک و گرانقیمت به طور کاملا مستقیم در قیمت شما تاثیر دارد. همین الان به فکر خریدن لباس‌های شیک باشید،‌ به آراستگی خود حتی زمانی که جلسه‌ی کاری ندارید فکر کنید چون شانس پولدار شدن شما با ظاهر بد تقریبا نزدیک به صفر خواهد بود. هر از چند گاهی ولخرجی کنید و یک سفر حتی دو روزه به یک جای لوکس بروید. بسیاری از فرصت‌های بزرگ برای ثروتمند شدن در مکانی اتفاق می‌افتند که تعداد ثروتمندان در متر مربع بیشتر است، مثلا شما شانس بیشتری برای یافتن دوستان جدید و فرصت‌های جدید در یک هتل ۵ ستاره‌ی لوکس یا یک باشگاه بدنسازی لوکس دارید تا در مسافرخانه‌ای ۳۰ کیلومتر دورتر از شهر یا یک باشگاه ارزان‌قیمت ته کوچه‌ی بیست و دوم! حتی نمی‌توانید تصورش را بکنید که چه پتانسیل‌هایی خصوصا در ایران در این مکان‌ها نهفته است و شما هنوز سر جای خود نشسته‌اید و فکر می‌کنید برای هر کاری پارتی لازم است.


حتما بخوانید: ۱۰ توصیه مهم درباره‌ی پولدار شدن

۸. مهارت‌های ارتباطی، قدرت مذاکره و افزایش کاریزما را جزو درس‌ها و تمرینات روزانه قرار دهید

مهارت‌های ارتباطی و پول - چگونه پولدار شویم

ما می‌دانیم که شما مار هفت‌خط هستید و گنجشک را رنگ می‌کنید جای دکل حفاری می‌فروشید، اما متاسفانه باید به شما بگوییم به احتمال خیلی زیاد از اصول مذاکره مطلع نیستید. بی‌ادبی ما را عفو بفرمایید، اما قدرت مذاکره چیزی نیست که شما به انتهای آن برسید و خط پایان را در حالی که اشک شوق دارید رد کنید، این موضوع نیاز به کار کردن بسیار زیاد روی زبان بدن،‌ اصول جدید مذاکره، فن بیان و بسیاری مهارت‌های دیگر دارد که همگی نیازمند تمرین و مطالعه هستند. خدا را شکر کاریزما در ایران آنقدر زیاد است که شما باید پدیده‌ای جدیدی در خود خلق کنید تا بتوانید روی دیگران تاثیر بگذارید.

نوشتن، مذاکره، زبان بدن، فن بیان و… همه مهم هستند و بدون آنها باید صدبرابر بیشتر تلاش کنید.

 

کاریزمای واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که همانند قدرت مذاکره، تمام اصول آن را بدانید. تاثیرگذاری و فن بیان خوب، فرصت‌هایی را برای شما نمایان خواهد کرد که حتی تصور آن را نمی‌کنید و شک نکنید که بدون این مهارت‌ها هیچ‌کس ارزش واقعی شما را نخواهد شناخت. مهارت‌های ارتباطی به اینجا ختم نمی‌شوند، از تاثیرگذاری روی دیگران گرفته تا شناخت زبان بدن تا هزار و یک بُعد دیگر که همگی برای موفقیت الزامی هستند و باید هر روز در موردشان مطالعه و تمرین داشته باشید. مورد آخر و بسیار مهم، برخورد اول است. بایددر برخورد اول جذاب به نظر برسید تا شانسی برای رسیدن به فرصت‌های جدید داشته باشید.


حتما بخوانید: ۷ راه افزایش کاریزما

۹.مدیریت هزینه‌ها، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در هر جا که ممکن است

همیشه پول وجود دارد

برای ثروتمند شدن باید سرمایه‌گذاری کنید و مسلما برای این کار باید پول داشته باشید! شاید بگویید ما با این درآمد‌های کم،‌ پول‌مان کجا بود؟ اینجا است که می‌گوییم خیر، شما اگر اینترنت دارید و وقت دارید که این مقاله را بخوانید، احتمالا در حدی پول دارید که بتوانید پس‌انداز کنید. اینکه شما قدرت کاهش هزینه‌ها یا مدیریت هزینه‌های خود را ندارید و نمی‌خواهید کوچک‌ترین سختی‌ای بکشید بحث دیگری‌ است چون پولدار شدن بدون سختی مثل لاغری بدون کم کردن غذا است. اگر مدیریت هزینه برای‌تان سخت است خود را در عمل انجام شده قرار دهید،: وام بگیرید، تکه زمینی بخرید و قسط آن را بدهید. این یک راه حل فوق‌العاده برای افرادی است که این کار برای‌شان سخت است. اگر همسرتان زیاد از حد خرج می‌کند خیلی روشن و شفاف برنامه‌ی چند ساله‌ای درست کنید و بگویید با از دست دادن چه چیز‌هایی در آینده، چه چیزی به دست خواهید آورد. مطمئن باشید که پس‌انداز کردن غیرممکن نیست (منتظر چه هستید؟ ماشین حساب را از کمد در بیاورید و شروع کنید).

داشتن پس‌انداز فقط برای مقابله با مشکلات پیش‌بینی نشده نیست بلکه به شما کمک می‌کند با حسرت از کنار فرصت‌های نایاب نگذرید و همیشه مقداری پول برای ریسک داشته باشید.

 

نکته‌ی بعدی این است که از سرمایه‌گذاری نترسید، چه سرمایه‌گذارهای مطمئن و چه سرمایه‌گذاری‌هایی که ریسک دارند. کافی است با یک متخصص بازار سهام مشورت کنید یا پول خود را به مراکزی مانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک بسپارید که به طور تخصصی این کار را انجام می‌دهند. در هر صورت فکر نکنید که بدون صرف وقت و هزینه، پول شما خود به خود در حساب شما زیاد می‌شود. پس دیگر این بهانه را نیاورید که پول ندارید. مثلا شما می‌توانید به وبسایت شرکت مدیریت فناوری بورس تهران مراجعه کنید و در منوی «صندوق‌ها» به بخش «سهام» یا «درآمد ثابت» بروید و ببینید که در بخش سهام تا بیش از ۵۰ درصد و در بخش درآمد ثابت تا بیش از ۲۰ درصد سود به مشتریان پرداخت شده است. برای این کار کافی است موارد را بر اساس میزان سود پرداخت شده مرتب کنید.


حتما بخوانید: ۷۱ نشانه که می‌گویند هیچ سر‌رشته‌ای در مدیریت پول‌ تان ندارید

۱۰. تخصص‌های کمیاب را یاد‌ بگیرید نه تخصص‌های رایج، قیمت خود را بدانید و خود را ارزان نفروشید

کمیاب یعنی با ارزش - چگونه پولدار شویم

یکی از کلاسیک‌ترین و راحت‌ترین روش‌های ثروتمند شدن خاص بودن و نادر بودن است. همانگونه که الماس و برخی از عناصر به طور شگفت‌انگیزی و بدون هیچ دلیل فیزیکی، گرانقیمت هستند شما نیز می‌توانید با نادر بودن شانس پولدار شدن خود را بالا ببرید. فرض کنید می‌خواهید یک زبان جدید یاد بگیرید. کافی است یک تحقیق بکنید و ببینید که مثلا ۸۰ درصد افراد دو زبانه‌، انگلیسی و بقیه بیشتر فرانسوی، آلمانی و اسپانیولی را به عنوان زبان دوم انتخاب کرده‌اند. از سوی دیگر ارتباط کشور ما با کشور چین در این سال‌ها و نقش همواره رو به افزایش این کشور در اقتصاد جهانی، یک موضوع غیرقابل انکار است. حال به نظر شما چطور می‌توانید نادر باشید؟ زبان چینی را حتی به صورت دست و پا شکسته یاد بگیرید و ببینید که دستمزد شما چند برابر یک فردی خواهد بو که زبان انگلیسی را مثل بلبل حرف می‌زند.

اولین روش قیمت‌گذاری در زندگی بشر این بوده که هر چیزی چقدر کمیاب است. پس اگر درآمد بیشتر می‌خواهید تخصص‌های کمیاب را یاد بگیرید

 

این موضوع در مورد هزاران فرصت دیگر هم صدق می‌کند، از تخصص‌های دنیای کامپیوتر گرفته تا هنر تا صنعت و هر جای دیگر. البته قیمت‌گذاری بر اساس کمیاب بودن متخصصین، در سایر کشورهای جهان به این راحتی نیست چون عموما تخصص نادر، تقاضای کمی هم دارد یا اینکه آنقدر کسب تخصص در آن رشته سخت است که متخصصین آن نادر شده‌اند،‌ اما در ایران عزیز ما اینگونه نیست. تخصص‌هایی آسان و در عین حال پرتقاضا وجود دارند که افراد کمی در آنها تخصص دارند و فرصت درآمد‌های خارق‌العاده‌ای را ایجاد کرده‌اند که بعضا افراد تیزبین آنها را شکار کرده‌اند. مثلا راهنمای توری که زبان چینی یا زبانی غیرانگلیسی بلد است، درآمدی نزدیک به دو تا سه برابر راهنمای توری دارد که زبان انگلیسی بلد است. نکته‌ی آخر هم اینکه بدانید که چقدر نادر هستید و اگر واقعا در کاری تخصص دارید که تقاضای آن خیلی بیشتر از تعداد متخصصین آن حوزه است، قیمت خود را بالا ببرید، چون کارفرما هیچگاه ارزش‌گذاری دقیقی روی شما انجام نمی‌دهد و بیشتر به تامین منافع خودش از طریق به خدمت گرفتن تخصص‌تان فکر می‌کند. مورد آخر این نکته هم اینکه تخصص کمیاب لزوما کارهایی نیست که هیچ کس تقاضای آن را ندارد و هیچ کس آن را نمی‌شناسد، این کمیاب بودن می‌تواند در عمق یک تخصص باشد یا می‌تواند شاخه خاص از یک تخصص رایج باشد که تقاضا برای آن وجود دارد اما نیروی متخصص کافی برای آن وجود ندارد.


حتما بخوانید: ۱۵ قانون مذاکره برای گرفتن بهترین پیشنهاد شغلی

۱۱. دوستان درستی انتخاب کنید، شبکه‌ی دوستان خود را مدیریت کنید چون تمام کار‌ها را نمی‌توانید به تنهایی انجام دهید

مدیریت شبکه دوستان

بخواهید یا نخواهید اکثر فرصت‌هایی که در زندگی ثروتمندان پیش‌ آمده است به واسطه دوستان آنها بوده است. چه به دنبال فرصت‌های شغلی خوب باشید چه به دنبال فرصت‌های کارآفرینی یا هر فرصت دیگری که فکرش را کنید، اگر شبکه‌ی دوستانِ بزرگ‌تر و باکیفیت‌تری داشته باشید، قطعا تعداد فرصت‌هایی که برای شما پیش خواهد آمد بیشتر خواهد بود. دوستان شما می‌توانند افرادی متخصص در زمینه‌های مختلف باشند که به شما در تحقق هدف‌تان به عنوان کارآفرین کمک می‌کنند، از جمله دوستانی که در سازمان‌های بزرگ کار می‌کنند و اگر ارتباط خود با آنها را به خوبی مدیریت کرده باشید و در حافظه‌ی آنها حضور فعال‌تری داشته باشید، در صورتی که فرصتی پیش روی آنها قرار گیرد به طور قطع شما را به عنوان یکی از گزینه‌ها مطرح خواهند کرد، چه شما کارمند باشید، چه فریلنسر و چه کارآفرین.

دوران پیدا کردن طلا در کوه و دشت تمام شده است، در دوران کنونی فرصت‌های ثروت را باید نزد دیگران یافت.

 

این موضوع تنها به فرصت‌ها ختم نمی‌شود، دوستان خوب در شکل‌گیری شخصیت شما، فرهنگ اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی، تخصص‌ها، ایده‌ها و بسیاری عناصر مهم برای پولدار شدن، تاثیر مستقیم دارند. آنها همانند منبع بی‌نهایتی از دانش و فرصت هستند که تنها با توجه شما و مدیریت شما ارزشمند می‌شوند و اگر دوستان اشتباهی انتخاب کنید و از مفهوم دوستی تنها به دنبال هدف تفریح و وقت‌گذرانی باشید قاعدتا سود ملموسی هم از این دوستی‌ها نخواهید داشت. لزوما خودِ دوستان شما نباید پولدار یا متخصصی خارق‌العاده باشند تا برای شما سود داشته باشند، بلکه یک دوست خوب که به شما انگیزه دهد و در سختی‌ها کنار شما باشد هم می‌تواند شما را در رسیدن به اهداف‌تان کمک کند.

برای رشد کردن باید با افرادی بهتر از خودتان دوست باشید

 

راه‌ حل هم خیلی ساده است، هزار و یک ابزار مفید برای تسهیل این کار وجود دارد. مطمئنا شما یک تلفن هوشمند دارید و از اینترنت و کامپیوتر هم استفاده می‌کنید، پس باید تمام افرادی که یک درصد ممکن است در آینده با آنها کاری داشته باشید را در بخش دفترچه‌ی تلفن ذخیره کنید و توضیحات کاملی از فرد مورد نظر بنویسید. در شبکه‌های اجتماعی در یک بازه‌ی زمانی مشخص و نه به صورت اعتیاد اینترنتی، با افرادی که برای شما مفید خواهند بود ارتباط داشته باشید و حضور اجتماعی خود را کمرنگ نکنید. در شبکه‌هایی مانند لینکدین که سرشار از فرصت‌های جذاب و بعضا غیرمنتظره هستند، شبکه‌ی خود را گسترش دهید و پروفایل مناسبی برای خود درست کنید. و از همه مهم‌تر حتی در صورت قطع ارتباط با افراد باارزش، هیچ‌گاه پل‌های پشت سر را خراب نکنید و همیشه راهی برای ارتباط دوباره با این افراد باقی بگذارید.


حتما بخوانید: ۱۰ نکته برای این‌که دوستان بیشتری داشته‌ باشید

۱۲. عادت‌های روزانه و سبک زندگی افراد موفق را بیاموزید و سلامت جسم خود را جدی بگیرید

عادت‌های روزانه موفقیت

عادت‌های روزانه و سبک زندگی افراد موفق خیلی هم دور از توانایی‌های ما نیست، اتفاقا این عادت‌ها خیلی ساده هستند و اجرای آنها به هیچ عنوان سخت نیست. از ورزش و تغذیه گرفته تا رفتار‌های روزانه‌ی ساده که زندگی این افراد موفق را شکل داده و هر کدام دلیلی دارد، همگی می‌تواند شما را برای رسیدن به ثروت آماده کند. مثلا شاید بگویید من که مشکل قلبی یا اضافه وزن آنچنانی ندارم که بخواهم هر روز ۲۰ تا ۳۰ دقیقه ورزش کنم، اشتباه نکنید، ورزش فقط برای سلامت قلب و بدن یا کاهش وزن نیست،‌ یکی از کاربردهای ورزش بهبودعملکرد مغز است، هر چند ما در گروه چطور خیلی ورزشکار نیستیم اما قلبا دوست داریم که ورزش کنیم. تاثیر مستقیم بر روی عملکرد در مورد خیلی از عادات ساده‌ی روزانه هم صدق می‌کند، عادت‌هایی که با وجود انرژی و زمان کمی که از ما می‌گیرند، اثرات بسیار بزرگی دارند.

حتی یک خودروی مازِراتی هم با یک روغن موتور اشتباه خراب می‌شود چه برسد به بدن ما.

 

این عادت‌های به ظاهر کوچکِ افراد موفق، می‌تواند انقلابی در نظم و بهره‌وری شما ایجاد کند. مثلا اینکه دقایق اول کار را به یادداشت کارها و اهداف روزتان اختصاص دهید و لیست شفافی تهیه کنید یا اینکه در چه ساعاتی از روز به انجام کار و در چه ساعاتی به جلسه و گفتگو بپردازید و بسیاری عادات دیگر که در عین سادگی اثراتی بزرگ و همیشگی بر روند موفقیت شما خواهند گذاشت.


حتما بخوانید: ۱۱ عادت کارآفرین‌های میلیاردر

۱۳. به شکست خوردن عادت کنید و دلایل را در خودتان جستجو کنید نه در اطراف‌تان

شکست را مثل صبحانه میل کنید - چگونه پولدار شویم

همیشه در مسیر‌، دست‌انداز و بن‌بست وجود دارد و اگر کسی داستان موفقیتی برای شما تعریف کرد که در آن از شکست خبری نبود، باور نکنید. حتی اگر به شما گفتند فقط بار اول شکست خوردیم و بعد پیروز شدیم هم باور نکنید. شکست برای افراد موفق و ثروتمند مثل صبحانه و ناهار بوده است! تفاوت بین کسی که شکست می‌خورد و در نهایت به موفقیت و پول نمی‌رسد با کسی که شکست را به عنصر تشکیل‌دهنده‌‌ی موفقیت تبدیل می‌کند در این است:

– افراد موفق و پولدار واقعی خسته نمی‌شوند، بازنمی‌ایستند و تسلیم نمی‌شوند حتی اگر پولدار شوند باز دوست‌دارند ریسک کنند.

– افراد موفق و پولدار واقعی دلیل شکست را به خود نسبت می‌دهند و همیشه به فکر بهبود قدم بعدی خودشان هستند نه بهانه آوردن و نسبت دادن اتفاقات به دلایل خیالی

– از شکست بعدی نمی‌ترسند و در عین حال انرژی مثبت تمام وجودشان را برای رسیدن به پیروزی گرفته است.

یادگیری از شکست، حتی از ۴ سال دانشگاه هم عمیق‌تر است، ولی اگر دلایل شکست را در خودمان نببینیم و نشناسیم، به جای یادگیری، ترس نصیب ما می‌شود.

اما منظور از اینکه دلایل را در خود جستجو کنید چیست؟ پاسخ این سوال دقیقا همان چیزی است که جمله‌ی کلیشه‌ای «شکست مقدمه‌ی پیروزی است» را تبدیل به یک ابزار برای موفقیت می‌کند.

در زمان شکست نسبت دادن دلایل به محیط و تصور اینکه ما اشتباهی نکردیم، لذت بخش و اعتیاد آور است،‌ افراد معتاد به این موضوع معمولا هیچ قله‌ای را فتح نخواهند کرد.

 

نسبت دادن دلایل به عوامل بیرونی، مثل یک اعتیاد است که تمام انگیزه و انرژی شما را برای زندگی و تلاش ذره ذره می‌خورد و شما را به یک انسان بسیار تنبل تبدیل می‌کند که کوچک‌ترین کاری نمی‌تواند انجام دهد و همیشه در حال گلایه کردن از شرایط است. حتما شما هم آن پیره‌مردهای بازنشسته را دیده‌اید که از حقوق بازنشستگی خود راضی نیستند و همه چیز را به دولت و انگلیس‌ها نسبت می‌دهند، اگر می‌خواهید تبدیل به آن پیره‌مرد نشوید بهانه‌های مسخره و خیالی را رها کنید و به بهبود خودتان بپردازید. بله، کسانی که در زمان شکست به دنبال اصلاح خودشان هستند همان افرادی هستند که به سمت موفقیت و ثروت می‌دوند و ما که در زمان شکست از آسمان و زمین گلایه می‌کنیم همان فرد معتاد یا پیره‌مرد بازنشسته‌ای هستیم که هر لحظه به دنبال بهانه‌ای جدید هستیم و همیشه یاس و ناامیدی وجود ما را فرا گرفته است.


حتما بخوانید: چطور شکست را به پیروزی تبدیل کنیم؟

۱۴. شناخت خطاها و سوگیری‌های ذهنی رمز تبدیل شکست به پیروزی است

خطاهای ذهنی - چگونه پولدار شویم

به شکست عادت کردن یک طرف، مثل مگس خوردن به شیشه هم یک طرف. می‌دانستید که شما روزانه بیش از ۳۰ هزار تصمیم و قضاوت ذهنی دارید؟ حال تصور کنید که اکثر این تصمیمات بدون منطق و بر اساس میانبرهای ذهنی و بخش ناخودآگاه ذهن ایجاد می‌شوند که به طور ساختاری خطای زیادی دارد. اگر نتوانیم اطراف خود را شفاف ببینیم مثل مگس از حضور شیشه بی‌خبریم و فقط بیهوده تلاش می‌کنیم که دوباره شکست بخوریم. سوگیری‌های ذهنی و شناختی (Cognitive Biases) شوخی نیستند، باید با تمام آنها آشنا شوید تا ناگهان با بخش تاریک و پر از خطای ذهن ناخودآگاه‌تان آشنا شوید و ببینید که چقدر در زندگی می‌توانستید از تصمیمات اشتباه جلوگیری کنید، فقط اگر زودتر با این خطاها آشنا شده بودید.

تفکر سیستمی و تیزبینی‌ای که در بخش ۶ همین مقاله ذکر شد، برای اینکه تصویری را صد در صد شفاف ببینیم کافی نیست، یک عینک قوی از جنس دانش و خودآگاهی لازم است که خطاهای ذهنی را کنار بزند و تصویر تار را شفاف کند. برای شناخت این خطاها و مقابله با آنها می‌توانید به مقاله‌ی راه‌های مقابله با خطاهای ذهنیمراجعه کنید. شاید ترسناک به نظر برسد، اما بیش از ۳۰ نوع مختلف سوگیری و خطای ذهنی وجود دارد که همگی به نوعی میانبری برای مغز هستند تا زودتر به نتیجه برسد، اما در عین حال می‌توانند واقعیت را در خود مخفی کنند. مثال‌های زیادی می‌شود زد که یک سوگیری ساده‌ی ذهنی باعث می‌شود اشتباهات بزرگی انجام دهید. تصور کنید شما در هر سه سال گذشته در یک قرعه‌کشی بانکی برنده نشده‌اید و باز هم امسال پول خود را در بانک می‌گذارید تا در قرعه‌کشی شرکت کنید و ایمان دارید که امسال دیگر نوبت شما است و حتما برنده خواهید شد. اینجا در واقع سوگیری ذهنیِ «اشتباه قمار‌باز» گریبان شما را گرفته است. این خطا می‌گوید هیچ ارتباطی بین شکست‌های قبلی شما و شانس پیروزی شما در این قرعه‌کشی وجود ندارد و شما ممکن است تا ابد شکست بخورید. البته خطای دیگری نیز در این تصمیم نهفته است و آن خطای «هزینه‌ی نابرگشتنی» (sunk cost) است که شما را وادار به ادامه‌ی اشتباه می‌کند. در این خطا شما احساس می‌کنید که با ۳ سال خواباندن پول‌تان در بانک هزینه‌ی زیادی پرداخته‌اید و اگر در یک قرعه‌کشی برنده نشوید تمام این هزینه به باد می‌رود، پس باید همچنان به این اشتباه ادامه دهید. اما غافل از اینکه این یک خطای ذهنی است و هر زمان جلوی ضرر را بگیرید به نفع شما است.

لحظه‌ای که خطاهای ذهنی را شناختید همانند این است که برای چشم ضعیف‌تان یک عینک خریده‌اید، مطمئنا از دیدن دنیای شفاف متعجب خواهید شد.

 

یکی از خطرناک‌ترین و رایج‌ترین خطاهای ذهنی، خطای سوگیری تأییدی (Confirmation Bias) است که در ایران نیز به شدت مشکل ایجاد کرده است. این خطا حالتی است که شما تنها به دنبال تأیید نظر خود هستید و فقط اطلاعات همسو و تأیید‌کننده‌ی نظر خود را می‌بینید. به طور مثال فکر می‌کنید یک سهام، آینده‌ی روشنی دارد و حتما سرمایه‌گذاری خوبی است، پس در اینترنت تنها به دنبال جنبه‌های مثبت شرکت مربوطه هستید و لینک‌های منفی و خبرهای بد را حتی باز نمی‌کنید. نمونه‌ی دیگر آن زمانی است که مثلا یک گوشی می‌خواهید بخرید و مطمئن هستید که تصمیم درستی است،‌ چند روز مانده به خرید وقتی به دنبال اطلاعات هستید، فقط و فقط نکات برجسته و مثبت محصول را می‌بینید و حتی برای کسب اطلاع فقط به سایت رسمی آن محصول می‌روید نه سایر وبسایت‌ها و انجمن‌های اینترنتی.


حتما بخوانید: چطور سخت‎ترین تصمیمات زندگی را بگیریم؟

۱۵. نه گفتن را یک بار برای همیشه یاد بگیرید و برای دیگران زندگی نکنید، اما نظرات را بشنوید!

نه گفتن را یاد بگیرید اما گوش کنید

خیلی از بزرگان و افراد موفق دنیا مستقیم یا غیرمستقیم این موضوع را بیان کرده‌اند. نوابغ و کارآفرینان زیادی به این نکته تاکید بسیار داشته‌اند :

 

در صورتی که به ۱۰۰۰ درخواست و ایده نه نگویید، از مسیر اصلی خارج می‌شوید و فقط بار کار زیاد کمر شما را خواهد شکست. ما همیشه به بازارهایی که می‌توانیم وارد شویم فکر می‌کنیم، اما فقط نه گفتن به آنها این قدرت را به ما داد تا روی مسائلی تمرکز کنیم که واقعا اهمیت دارند.

– استیو جابز

 

همچنین افرادی که میلیارد‌ها دلار را در کسب‌وکارهای خودساخته خود بدست آورده‌اند هم این نکته را تایید می‌کنند:

تفاوت بین افراد موفق و افراد واقعا موفق این است که افراد واقعا موفق تقریبا به همه چیز نه می‌گویند.

– وارن بافت

 

شاید بگویید اینها همه شعار هستند که البته یکی از شعارهای فرهنگ سازمانی ما در چطور است،‌ اما به راستی این یکی از معدود مواردی است که واقعا رمز موفقیت است و افراد موفق صد در صد در مورد آن صادق بوده‌اند. نکته‌ی بعدی که در ادامه‌ی نه گفتن است این است که برای خودتان زندگی کنید. نه تنها نه گفتن را باید به خواسته‌ها و ایده‌ها و وسوسه‌های به ظاهر مثبت بگویید، بلکه باید به پیشنهادات، انتقادات و بعضا راهنمایی‌ها هم نه بگویید. هیچ‌کس به اندازه‌ی شما نمی‌داند که شما چه می‌خواهید و چه چیزی را دوست دارید. از انتخاب رشته گرفته که پدر و مادرمان با چند استدلال ما را از مسیر عشق‌مان به مسیر منطق و حسابگری منحرف کردند گرفته تا پیشنهاداتی که دوستان و آشنایان در مورد کار شما می‌دهند و هر کس احساس می‌کند که در زمینه‌‌ی کاری شما صاحب نظر است، همگی ممکن است بزرگ‌ترین ضربه به مسیر موفقیت شما باشند. مسیرهایی هستند که اگر به حرف دل‌تان گوش کرده بودید یک کیلومتر بیشتر نبودند، اما حالا سال‌ها زندگی خود را صرف حرف دیگران کرده‌اید و دیگر زمانی ندارید به عشق و علاقه‌ و استعدادتان برسید. استیو جابز در این رابطه سخن جالبی دارد: «زمان شما محدود است، بنابراین آن را برای زندگی کردن طبق خواسته‌ی دیگران هدر ندهید.» این به آن معنا نیست که نباید به محیط گوش کنید، برعکس باید بیشتر گوش کنید اما عکس‌العمل شما به محیط نباید به گونه‌ای باشد که مسیر اصلی و عشق خود را رها کنید و بعد از مدتی حتی یادتان نباشد که با چه هدفی مسیر را شروع کرده‌اید.

اما یک جنبه‌ی تاریک در این نکته وجود دارد و آن این است که باید نظرات را بشنوید و هضم کنید. نه گفتن و برای خود زندگی کردن به معنای آن نیست که نظرات و ایده‌ها را نشنوید. تا جایی که ‌می‌توانید نظرات افراد را بشنوید و بعدا به آنها خوب فکر کنید و عصاره‌ی آنها را یادداشت و تحلیل کنید تا همیشه تصمیمات را با چشمی باز بگیرید.


حتما بخوانید: چطور بدون عذاب وجدان نه بگوییم؟

۱۶. در زمان درست دیگر کارمند بودن را کنار بگذارید، کسب‌وکار خود را بسازید و کارآفرین شوید

کارآفرینی قله‌ای خطرناک اما بلند - چگونه پولدار شویم

اگر واقعا قله‌های بلندی را نشانه رفته‌اید و می‌خواهید چیزی بیش از یک درآمد بالا داشته باشید و سرمایه‌ی بزرگی را برای آینده‌ی خود رقم بزنید، یکی از راه‌های رایج برای رسیدن به این هدف آن است که کسب‌و‌کار خود را به راه بیندازید. شاید گفتن این که کارآفرین و صاحب کسب‌وکار شوید در نگاه اول نکته‌ای بدون عمق و غیر کاربردی به نظر برسد اما باید بدانید که ۱۵ مورد قبل دقیقا قدم‌هایی هستند که یک کارآفرین خوب در زندگی خود طی کرده است. شما با استفاده از نکات قبلی در واقع خود را برای کارآفرین شدن مهندسی می‌کنید و از خود فردی خواهید ساخت که شانسی صد‌ها برابر بیشتر نسبت به یک فرد عادی در این مسیر خواهد داشت. مهم نیست موفق هستید یا خیر، داشتن ۱۵ مورد بالا بدون شک به شما کمک خواهد کرد سریع‌تر به جلو بروید و قله‌های بلندتری را فتح کنید.

کارآفرینی مانند یک کوه است، مسیری بسیار سخت، اما با قله‌های بلند و لذت صعود.

 

بهترین روش این است که بعد از کسب دانش در حوزه‌ی کاری مورد نظر در هر سنی که هستید، چند سالی در سازمان‌های موفق آن حوزه کار کنید و تا می‌توانید تجربه و شبکه‌ی خود را گسترش دهید و پس از آن، زمان درستی را برای خروج و اقدام به ایجاد کسب‌وکار خود انتخاب کنید. این کسب‌و‌کار می‌تواند فردی باشد، به عبارتی فریلنس کار کنید یا می توانید چند نفر از شبکه‌ی دوستان خود را قانع کنید و با هم کاری را شروع کنید. اگر هم سرمایه‌ای اندوخته باشید می‌توانید چند ماه یا حتی یک سال سرمایه‌گذاری و هزینه کردن را تحمل کنید تا کم کم چرخ کسب‌وکار شما بچرخد و بتوانید هزینه‌های خود را تامین کنید و پس از چند سال خواهید دید که شما کناری نشسته‌اید و دیگران این چرخ را برای شما می‌چرخانند و شما بیشتر وقت خود را یا در تعطیلات یا در هدایت یک سازمان بزرگ صرف می‌کنید و به عبارتی پولدار شده‌اید.

5کتاب برتر آموزش زبان انگلیسی کودکان عبارتند از:

5کتاب برتر آموزش زبان انگلیسی کودکان عبارتند از:

۱-کتاب American Family and Friends

کتاب آموزش آمریکن فمیلی

کتاب آموزش آمریکن فمیلی

این کتاب که ویرایش دوم آن از انتشارات جنگل منتشر شده است، کتابی ست با ساختار ساده، و برنامه درسی متوسط رو به سریع، با داستان های سرگرم کننده و آهنگ های انگلیسی.

کتاب بهمراه سی دی صوتی ارائه شده است. این کتاب با مشورت کامل با اساتید زبان کودکان تهیه شده است و از جهت یادگیری، یکی از استانداردترین کتاب های دنیاست.

۲-کتاب The very hungry Caterpillar (توسط Eric Carle)

کتاب آموزش Caterpillar

کتاب آموزش Caterpillar

این کتاب درباره یک کرم شب تاب است که هر روز غذای بیشتری می خورد. کتاب با یک کرم کوچک داستان خود را شروع می کند. در ابتدا این کرم شب تاب از غذاهای سالم مانند سبزیجات و میوه های تغذیه می کند و سپس شروع به خوردن غذاهای ناسالم می کند.

کم کم معده و شکمش درد می گیرد و به همین خاطر، کرم شب تاب دوباره تصمیم می گیرد غذاهای خوب بخورد و به پروانه تبدیل شود.

این کتاب برای یادگیری کلمات ضروری زبان انگلیسی ضروری است (اعداد، غذاها، روزهای هفته و..). دقت کنید که تکرار در یادگیری کودکان بسیار بسیار مهم است، چیزی که در این کتاب به وفور یافت می شود.

دقیقا نمی دانم این کتاب در کدام انتشارات ایران یافت می شود یا اصلا در ایران وجود دارد یا نه، ولی من یک صفحه خلاصه پی دی اف این کتاب را برای دانلود گذاشتم.

لینک دانلود

نرم افزارهای استاندارد آموزش زبان انگلیسی کودکان مزیت های بی شماری نسبت به کتاب دارند. (از جمله افزایش سرعت یادگیری، تقویت قوه شنیداری زبان و …)  لیست نرم افزارهای ما را ببینید.

 

۳-کتاب Curious George

کتاب جرج کنجکاو

کتاب جرج کنجکاو

این یک کتاب از سری معروف جرج کنجکاو است که در باره ماجراهای یک میمون ماجراجوست. واژه Curious به معنای اشتیاق برای دانستن چیزهای جدید است. در واقع جرج کنجکاو ما بیش از حد کنجکاو است. همین موضوع باعث می شود که انسان ها او را بگیرند و به شهر بزرگ خود ببرند.

در شهر، این میمون دوست داشتنی ماجراها و دردسرهای زیادی ایجاد می کند، به آتش نشانی زنگ می زند، با بالن به آسمان سفر می کند و نهایتا به باغ وحش بر می گردد.

این کتاب پر از جملات کوتاه و ساده کاربردی است. در ایران انیمیشن همین مجموعه برای دانلود در اینترنت وجود دارد، هر چند پر از کم و کاستی!

دقت کنید، کتاب های موجود در انتشارات کشور، ممکن است این کتاب ها یا بسیاری از کتاب های استاندارد جهانی را نداشته باشند. اگر این کتاب ها را پیدا نکردید، سعی کنید از نرم افزارهای تایید شده و علمی استفاده کنید.

لینک دانلود

۴-کتاب درخت بخشنده (Giving Tree)

The_Giving_Tree

The_Giving_Tree

در این داستان جذاب، پسربچه ای ای عاشق بازی با یک درخت سیب است و درخت سیب هم او را دوست دارد. پسربچه بزرگ و بزرگ تر می شود تا اینکه دیگر با درخت بازی نمی کند. بعد از مدتی دوباره به پیش درخت می آید و از او کمک می خواهد…

این کتاب معنای عمیقی دارد و بسیار سرگرم کننده و جذاب است. از کلمات ساده برای رساندن مفاهیم استفاده می کند.

این کتاب ترجمه شده و در وبسایت های فارسی برای خرید آنلاین قرار داده شده است. از اینجا می توانید خرید کنید.

۵-کتاب  Corduroy

دیکشنری تصویری کودکان به آنها کمک می کند که سریع تر زبان انگلیسی را بیاموزند و وجود تصویر باعث می شود لغات برای همیشه در ذهن کودک باقی بمانند. این دیکشنری دارای فایل های PDF و MP3 می باشد که فایل پی دی اف این دیکشنری شامل: Student Book – Work Book – Teacher’s Book – Activity resource Book می باشد.

دانلود این کتاب

اگر شما هم تجربیاتی در زمینه کتاب های مفید آموزش زبان انگلیسی به کودکان دارید با بهترین کودک در میان بگذارید.

آشنایی با ۵ روش تدریس زبان انگلیسی

این روزها بسیاری از مردم به دنبال یادگیری زبان انگلیسی هستند و با انگیزه‌های متفاوتی در کلاس‌های عمومی یا خصوصی آموزش زبان انگلیسی ثبت‌نام می‌کنند. روش تدریس زبان انگلیسی در همه‌ی کلاس‌ها یکسان نیست و بسته به محیط آموزشی و شرایط زبان‌آموزان از روش‌های مختلفی برای تدریس مهارت‌های زبانی (صحبت کردن، گوش دادن، خواندن و نوشتن) استفاده می‌شود. هر کدام از این روش‌ها مزیت‌ها و معایب خاص خودشان را دارند و چنانچه متناسب با نیاز زبان‌آموز انتخاب شوند، تأثیرگذارتر خواهند بود. در ادامه‌ با ما همراه باشید تا با چند مورد از این روش‌ها آشنا شوید و یاد بگیرید هر روش مناسب چه گروهی از افراد است.

 

حتما بخوانید: آموزش زبان انگلیسی به کودکان با ۶ نکته ساده اما کاربردی


۱. روش تدریسِ دستوری

تدریس دستورمحور، رایج‌ترین روش‌ تدریس زبان انگلیسی در محیط‌های آموزشی سنتی است؛ شاید به این علت که در این محیط‌ها در دروس زبان مادری نیز قواعد دستوری محوریت دارند. بر اساس این روش، محوریت قواعد دستوری باید در تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم نیز رعایت شود.

اِعمال روش دستوری فقط در صورتی امکان‌پذیر است که مدرس علاوه بر زبان انگلیسی به زبان مادری زبان‌آموز نیز مسلط باشد، زیرا بخش عمده‌ی این روش به توانایی مدرس در ترجمه بستگی دارد. قواعد دستور زبان انگلیسی باید به زبان مادری زبان‌آموز تدریس شوند و با مثال‌های واضح در قالب جملات ساده‌ی انگلیسی همراه باشد. مدرس باید این مثال‌ها را به زبان مادری زبان‌آموز ترجمه کند تا زبان‌آموز بتواند قواعد فراگرفته را با زبان مادری خود قیاس کند. قواعد زبان انگلیسی باید مؤکدانه به زبان‌آموز دیکته شود. همچنین مدرس باید به زبان‌آموز فرصت دهد تا ساختار و دستور زبان انگلیسی را در قالب مثال‌ها و آزمون‌های مختلف تمرین کند.

در روش دستوری، یادگیری واژگان زبان انگلیسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا زبان‌آموز باید دانش واژگانی گسترده‌ای داشته باشد تا بتواند مثال‌های دستوری زبان انگلیسی را ترجمه کند و نیز خودش مثال‌های دستوری بزند. آزمون‌های دستور و واژگان مانند نیروی محرکه‌ی این روش هستند و باید در رأس برنامه‌ی آموزشی قرار گیرند. در این روش، سطح تسلط زبان‌آموز به زبان انگلیسی بر اساس قواعد دستوری سنجیده می‌شود.


حتما بخوانید: بهترین روش برای یادگیری گرامر زبان انگلیسی


تبلیغات

این روش مناسب چه افرادی است؟

روش دستوری بیشتر مناسب زبان‌آموزانی است که قواعد دستوری زبان مادری‌شان تفاوت زیادی با زبان انگلیسی دارد. در این روش، مدرس باید علاوه بر تسلط قوی به زبان انگلیسی به قواعد دستوری زبان مادری زبان‌آموز نیز مسلط باشد. به همین دلیل، این روش در کلاس‌هایی مؤثر است که زبان مادری همه‌ی زبان‌آموزان مشترک باشد.

۲. روش تدریسِ شنیداری

روش تدریس زبان انگلیسی به روش شنیداری

در روش شنیداری، محوریت تدریس روی طبیعی‌ترین شیوه‌ی یادگیری زبان یعنی شنیدن قرار دارد. کودکان انگلیسی‌زبان خیلی قبل‌تر از اینکه به زبان انگلیسی بخوانند و بنویسند، مکالمه‌ی این زبان را از طریق شنیدن مکالمات والدین و اطرافیان‌ یاد می‌گیرند. در روش شنیداری مبنای آموزش بر شنیدن قرار دارد و تا زمانی که زبان‌آموز نتواند به زبان انگلیسی صحبت کند، تدریس خواندن و نوشتن محوریت نخواهند داشت.

این روش شامل تمرینات مکالمه است. در آغاز، زبا‌ن‌آموز بیشتر شنونده است. مدرس می‌تواند با استفاده از ابزارهای کمک‌آموزشی دیداری مثل تصاویر اشیاء به زبان‌آموز کمک کند تا تصاویر را به واژگانی که می‌شنود، ربط دهد. سپس به زبان‌آموز آموزش داده می‌شود که خودش واژگان و جملات را اَدا کند. در این روش، واژگان و قواعد ابتدایی دستور زبان انگلیسی از طریق شنیدن و صحبت کردن آموزش داده می‌شوند و نیازی به آموزش‌های پیشرفته یا نوشتن نیست. مدرس نباید واژگانی را که استفاده می‌کند بنویسد، بلکه باید بخش عمده‌ی آموزش را بر مبنای مکالمه پیش ببرد. در این روش، تلفظ صحیح از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، به همین دلیل زبان‌آموز اجازه دارد تلفظ واژگانی را که یاد می‌گیرد به زبان مادری خود یادداشت کند.


حتما بخوانید: راهکارهایی موثر برای یادگیری زبان از طریق فیلم


این روش مناسب چه افرادی است؟

روش شنیداری بیشتر مناسب زبان‌آموزان کم‌سن‌‌ و سال‌تر و نیز زبان‌آموزانی است که سیستم نوشتاری زبان مادری‌شان با زبان انگلیسی کاملا متفاوت است، مثلا زبان ماندارین یا عربی. در این روش، زبان انگلیسی صرفا از طریق شنیدن آموزش داده می‌شود و زبان‌آموز با یادگیری هم‌زمان املای واژگان گیج نخواهد شد. آموزش خواندن و نوشتن باید به زمانی موکول شود که زبان‌آموز در مکالمه‌ی زبان انگلیسی به اندازه‌ی کافی پیشرفت کرده باشد.

۳. روش تدریسِ تک‌زبانه (فقط انگلیسی)

روش تک‌زبانه یکی از مستقیم‌ترین روش‌های تدریس زبان انگلیسی است. در این روش، مدرس و زبان‌آموز نباید در طول تدریس به زبان مادری خود صحبت کنند. به بیان دیگر، تدریس باید کاملا به زبان انگلیسی انجام شود.

در روش تک‌زبانه، تدریس واژگان در اولویت قرار دارد، زیرا واژگان به ویژه اگر به کمک ابزارهای کمک‌آموزشی دیداری تدریس شوند، به سهولت توسط زبان‌آموز فراگرفته خواهند شد. وقتی دایره‌ی واژگان زبان‌آموز به قدر کافی گسترده شد، مدرس می‌تواند آموزش واژگان و عناصر انتزاعی زبان انگلیسی را آغاز کند، اما نیازی نیست ساختارهای دستوری را توضیح دهد یا روی قواعد دستوری تکیه کند. در این روش، پیچیدگی‌های زبان انگلیسی به صورت ذاتی آموخته می‌شوند و زبان‌آموز الگوهای زبانی را فقط از طریق تمرین و استفاده از الگوهایی که مدرس ارائه می‌دهد، فرامی‌گیرد.

در پایان کلاس‌، مدرس ممکن است زمانی را به رفع اِشکال اختصاص دهد تا زبان‌آموزان بتوانند اشکالات‌شان را پیرامون درس آن جلسه مطرح کنند و از سردرگمی دربیایند. در روش تک‌زبانه همین که مغلوب دشواری‌های یادگیری زبان انگلیسی نشوید، کافی است تا این زبان را به طور طبیعی بیاموزید.


حتما بخوانید: ۷ روش برای یادگیری کلمات جدید زبان خارجی


این روش مناسب چه افرادی است؟

روش تک‌زبانه بیشتر مناسب موقعیت‌هایی است که مدرس به زبان مادری زبان‌آموز مسلط نیست که البته در این صورت، برگزاری جلسات رفع اشکال غیرممکن خواهد شد. این روش همچنین مناسب موقعیت‌هایی است که زبان مادری زبان‌آموزان شرکت‌کننده در کلاس با یکدیگر متفاوت است. به این ترتیب می‌توان موانع و محدودیت‌هایی را که معمولا به دلیل زبان مادری غیرمشترک ایجاد می‌شوند، نادیده گرفت و پرقدرت‌تر روی زبان انگلیسی تمرکز کرد.

۴. روش تدریسِ ترجمه‌ای

روش تدریس زبان انگلیسی به روش ترجمه ای

روش ترجمه‌ای تا حدودی به روش دستوری شبیه است با این تفاوت که در این روش، ساختار زبان انگلیسی بر زبان مادری زبان‌آموز ارجحیت دارد. اِعمال این روش فقط در صورتی امکان‌پذیر است که مدرس به زبان مادری زبان‌آموزان مسلط باشد و تمامی زبان‌آموزان شرکت‌کننده در کلاس نیز به یک زبان صحبت کنند.

در روش ترجمه‌ای، زبان انگلیسی مانند سایر دروس تدریس می‌شود. عناصر مختلف زبان مانند واژگان، دستور، نحو، مکالمه، خواندن و نوشتن در هر جلسه مورد توجه قرار می‌گیرند. در این روش، استفاده از برگه‌های یادداشت بسیار کاربرد دارد. زبان‌آموز می‌تواند واژگان و مفاهیم دستوری زبان انگلیسی را روی یک سمت برگه‌ها یادداشت کند و در سمت دیگر، ترجمه‌ی این نکات را به زبان مادری خود بنویسد.

در این روش نیز مانند روش دستوری باید از زبان‌آموزان امتحان گرفته شود. پرسش‌ها در مراحل ابتدایی باید به زبان مادری زبان‌آموز مطرح شوند و در مراحل بعدی، آزمون‌ها باید کاملا به زبان انگلیسی باشند. بخش عمده‌ی آموزش در این روش از طریق توضیحات شفاهی مدرس ارائه می‌شود و زبان‌آموزان نیز اجازه دارند سؤالات‌شان را بپرسند.


حتما بخوانید: چگونه زبان انگلیسی را سریع یاد بگیریم؟


این روش مناسب چه افرادی است؟

روش ترجمه‌ای بیشتر مناسب زبان‌آموزانی است که زبان انگلیسی را به دلایل آکادمیک دنبال می‌کنند و هدف‌شان صرفا علاقه یا نیاز به صحبت کردن به زبان انگلیسی نیست. در این روش، مهارت‌های صحبت کردن، خواندن و نوشتن دارای اهمیت یکسانی هستند و تدریس قواعد دستوری و مفاهیم انتزاعی زبان انگلیسی برای طبیعی‌تر شدن شیوه‌ی تدریس حذف نمی‌شود. زبان انگلیسی در روش ترجمه‌ای مانند سایر دروس به شیوه‌ی آکادمیک تدریس می‌شود و برای افرادی که به این روش منضبط علاقه‌مند هستند، بسیار مناسب است.

۵. روش تدریسِ فراگیر

روشِ فراگیر یکی از مناسب‌ترین راهکارهای یادگیری زبان انگلیسی به ویژه برای افراد بزرگ‌سال است که می‌توانند به منظور یادگیری زبان، به کشورهای خارجی سفر کنند. برای اینکه زبان انگلیسی را به این روش یاد بگیرید، نیازی نیست در هیچ کلاسی ثبت‌نام کنید، فقط کافی است از منابع مالی و سایر امکانات مورد نیاز برای سفرهای خارجی برخوردار باشید.

مثلا به شخصی که زبان انگلیسی را با لهجه‌ی بریتانیایی می‌پسندد، توصیه می‌شود به بریتانیا سفر کند یا اگر بیشتر مشتاق لهجه‌ی آمریکایی است، قطعا سفر به آمریکا کارسازتر خواهد بود. اما اگر به دنبال یادگیری آکادمیک و منضبط هستید، می‌توانید از طریق ثبت‌نام در دوره‌های آموزش زبان در کشورهای خارجی اقدام کنید. البته‌، برای یادگیری زبان انگلیسی به این روش به هیچ‌وجه لازم نیست حتما در دوره‌های آموزشی ثبت‌نام کنید.

اقامت در یک کشور انگلیسی‌زبان باعث می‌شود که بنا به ضرورت، زبان کشور مقصد را سریع‌تر یاد بگیرید. در این حالت، نه تنها اطرافیان‌تان به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند، بلکه حتی وقتی تلویزیون یا رادیو را روشن می‌کنید نیز با زبان انگلیسی مواجه خواهید شد، و این زبان تمام جنبه‌های زندگی‌تان را فرا می‌گیرد. با این روش راحت‌تر می‌توانید موانعی را که به دلیل مواجهه با زبان مادری‌تان ایجاد می‌شوند، کنار بزنید و علاوه بر صحبت کردن به زبان انگلیسی، فکر کردن با این زبان را نیز یاد بگیرید.


حتما بخوانید: ۷ نکته برای یادگیری زبان جدید از دید مترجم‌های TED


این روش مناسب چه افرادی است؟

همان‌طور که پیشتر گفته شد، روش غوطه‌وری فقط مناسب زبان آموزانی است که از امکانات کافی برای سفر به کشورهای خارجی برخوردار باشند و بتوانند مدت قابل توجهی را در کشور مقصد اقامت کنند تا به خوبی به زبان آن کشور مسلط شوند.