بیکار به چه کسی گفته می‌شود؟

 

خبرنامه دانشجویان ایران: همانطور که می دانیم همه ی انسان ها برای امرار معاش و تامین هزینه ها و نیاز های زندگی نیازمند کار و کسب در آمد می باشند، و در صورت نداشتن شغل یا همان بیکاری باعث بوجود آمدن مشکلات زیادی برای ادامه زندگی شان می شود، اما این تنها مشکل بیکاری نیست بلکه بیکاری معضلات زیادی در زمینه های فردی، خانوادگی، دینی و اجتماعی دارد و برای روشن تر شدن ابتدا باید بدانیم بیکاری چیست؟ و به چه کسی بیکار گفته می شود؟

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، بیکار در اقتصاد به فردی گفته می‌شود که در سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند. کودکان و افراد مسن از آن جهت که قادر به انجام کار نیستند، جزو جمعیت فعال به حساب نمی‌آیند. زنان خانه‌دار و دانشجویان اگر جویای کار نباشند، جزو جمعیت فعال شمرده نمی‌شوند، اما در عرف حتی به کسانی که مشغول به کارهایی مانند دستفروشی یا شغل های موقت با درآمد پایین می باشند نیز بیکار گفته می شود و این افراد را بیکار محسوب می کنند.

حال که با تعریف بیکاری آشنا شدیم بهتر می توانیم به آفات و آسیب های آن بپردازیم، اولین تاثیر منفی بیکاری در درون فرد بوجود می آید آنجایی که فرد بخاطر اینکه نمی تواند کار مفیدی داشته باشد خود را فردی بی ارزش و سربار خانواده و اجتماع تلقی می کند و این امر باعث منزوی شدن، افسردگی، و مشکلات روحی و روانی بسیاری می شود و خود زمینه ای می شود برای بروز مشکلات بزرگتر فردی و اجتماعی.

در دین مبین اسلام نیز بسیار به کار و فعالیت و کسب در آمد تاکید و سفارش شده است، پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) نیز در باره کار و کسب در آمد حلال می فرمایند: «اَلْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلال» یعنی عبادت هفتاد جزء است که برترین آنها کسب روزی حلال است. ایشان در فرمایشی دیگر می فرمایند: «ملعون من القی کله علی الناس.» ملعون است کسی که هزینه زندگی اش را به دوش دیگران اندازد.

از این فرمایشات پیامبر عظیم الشان اسلام و آیات و روایات دیگر ائمه معصومین می توان به اهمیت کار و کسب روزی حلال و همچنین ناپسندی بیکار در آموزه های دین مبین اسلام و مذهب تشیع پی برد.

اما آسیب بعدی بیکاری درعرصه خانواده نمایان می شود، وقتی پدر یک خانواده بیکار باشد توازن قدرت و مدیریت در خانواده تغییر می کند چرا که پدر بیکار به نوعی سرافکنده است و دیگر نمی تواند الگوی فرزندان باشد یا بر رفتار و اعمال آنها کنترل و نظارت داشته باشد، بدین گونه میبینم که بنیان خانواده ها کم کم سست می شود و وقتی در جامعه ای خانواده ها از بنیان محکمی برخوردار نباشند کم کم فساد و بزه کاری در خانواده و به تبع آن در اجتماع افزایش پیدا می کند.

از موارد دیگر تاثیرات بیکاری بر خانواده می توان به بروز اختلافات میان زن و شوهر، عدم رضایتمندی از از زندگی مشترک، مشکلات عمده اقتصادی اشاره کرد که در موارد متعددی به طلاق از دیگر آسیب های اجتماعی منجر می شود.

مقام معظم رهبری نیز در مورد معضلات بیکاری و آسیب های بارها هشدار داده اند و از مسئولین خواسته اند جهت رفع این مشکل اقدام جدی انجام بدهند، به عنوان مثال ایشان در سفراستانی به کرمانشاه نیز در این باره فرمودند: ((خانواده‌هائی که جوانهائی دارند، بسیاری هم تحصیلکرده، در سرتاسر این استان، در خود کرمانشاه، در شهرستانهای مختلف، جوانهای فهمیده، اینها بیکار باشند؛ خب، این خیلی سخت است. باید برای اینها اشتغال به وجود بیاید؛ این اساس کار است. وقتی اشتغال بود، مفاسد ناشی از بیکاری هم به خودی خود جمع خواهد شد؛ چون بیکاری به دنبال خود مفاسدی را می‌آورد - مفاسد اخلاقی، مفاسد اجتماعی، مفاسد امنیتی؛ انواع و اقسام مفاسد - اشتغال که به وجود آمد، همه‌ی اینها به خودی خود جمع میشود؛ هزینه‌ها از دوش دولت برداشته میشود.خب، اگر بخواهیم این اشتغال با همین شکلی که مسئولین محترم تصمیم‌گیری کردند، تحقق پیدا کند، کار لازم دارد))

آسیب بعدی بیکاری مربوط به جامعه است، همانطور که گفتیم در جامعه ای که بیکاری وجود داشته باشد افراد افسرده و سرخورده می شوند و به تبع آن خانواده ها دچار تزلزل شده و این تزلزل باعث بوجود آمدن مشکلات اجتماعی زیادی می شود، به عنوان نمونه میتوان به افزایش دزدی، افزایش فساد اخلاقی، بی بند و باری، باشد و این موضوع کم کم جامعه را از حرکت رو به جلو و تعالی باز می دارد و حرکات مثبت اجتماعی کمرنگ می شوند.

در اخبار حوادث بارها دیده و شنیده ایم که افرادی بخاطر بیکاری و یا اخراج به علت تعطیلی کارخانجات بیکار شده و اقدام به اعتراضات اجتماعی کرده و در آخر نیز برخی از آنها به خاطر مشکلات اقتصادی خودکشی می کنند که این خودکشی ها نشان از فشارهای زیاد روحی و درونی و همچنین فشارهای بیرونی بر افراد بیکار است.

گذشته از همه این مسائل، بیکاری افراد در جامعه و معضلات نه تنها از لحاظ فرهنگی و اجتماعی بلکه از لحاظ سیاسی و بین المللی نیز باعث آسیب به اقتدار و وجهه بین المللی کشور می شود، که در هرجامعه ای اگر بیکاری و مشکلات اجتماعی و فرهنگی وجود داشته باشد در عرصه بین الملل و ارتباط با دیگر کشور ها دچار ضعف خواهد شد.

بیکاری دلایل زیادی دارد که در این نوشتار مجال طرح آن نیست اما به طور مختصر می توان به چند نکته اشاره کرد که از جمله آن سیستم آموزشی بی ربط با نیاز ها و کارهای موجود در جامعه می باشد، در جامعه هر سال افراد زیادی در رشته ها مختلف تحصیل می کنند بدون آنکه مسئولین مربوطه درباره آینده شغلی آن رشته ها در جامعه برنامه ریزی کرده باشند.

شایان ذکر است که نه تنها برای آینده شغلی دانشجویان برنامه ریزی نمی شود بلکه در برخی رشته ها نیز نوع دروسی که تدریس می شود با اطلاعات مورد نیاز در آن شغل مطابقت زیادی ندارد و این باعث می شود افراد پس اط تحصیل باید مدتها دنبال شغل و هچنین کسب تجربه و اطلاعات مورد نیاز عملی برای انجام آن شغل باشند.

دولت های مختلف نیز با شعار از بین بردن بیکاری بر مسند ریاست می نشینند اما در عمل می بینیم که اقدام آنچنای برای رفع این مشکل انجام نمی دهند و غالب وقتشان را مشغول پرداختن به مسائل سیاسی و جناحی می کنند.

به عنوان مثال در زمانی که کارخانجات قدیمی و بزرگی نظیر ارج و بسیاری از کارخانجات و کارگاه های بزرگ و کوچک در جامعه تعطیل شده اند و افراد زیادی بیکار هستند و با بیکاری دست و پنجه نرم می کنند عده ای از مسئولین دغدغه شان برگزاری کنسرت در فلان شهر هست.

دلایل دیگری نیز وجود دارد که میتوان برای موضوع بیکاری برشمرد اما آنچه مسلم است این است که بیکاری یکی از مهمترین معضلات اجتماعی در کشور است که باید با راه حل های درست و منطقی برطرف شود وگرنه در آینده نه چندان دور شاهد تاثیرات منفی و شاید غیرقابل جبران آن در جامعه خواهیم بود.