إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ﴿4﴾
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ
خداوند کسانى را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند گوئى بنایى آهنین اند!
از نگاه نورانی علامه طباطبایی
تفسیر المیزان:
کلمه(صف ) - بنابه گفته راغب - به معناى اين است كه چند چيز، مثلا چند نفر انسان و يا درخت ، در خطى مستقيم قرار بگيرند. اين كلمه در آيه شريفه و در همه جا مصدرى است كه معناى اسم فاعل را مى دهد، و به همين جهت است كه جمع بسته نمى شود. و اگر منصوب آمده براى اين است كه حال از ضمير فاعل در جمله (يقاتلون ) مى باشد. و معناى آيه اين است كه : خدا دوست مى دارد كسانى را كه در راه او قتال مى كنند، در حالى كه به صف ايستاده اند.
كلمه (بنيان ) به معناى بناء، و كلمه (مرصوص ) به معناى ساختمانى است كه با رصاص محكم كارى شده ، به طورى كه در مقابل عوامل انهدام ، مقاوم باشد.
ايـن آيـه شـريـفه جنبه تعليل را دارد - البته با دلالت التزامى - و توبيخ قبلى را تعليل مى كند. به اين بيان كه وقتى خداى تعالى از مقاتلان آن كسانى را دوست مى دارد كه چون كوه ايستادگى كنند، قهرا از مقاتلاتى كه وعده پايدارى مى دهند، ولى پايدارى نمى كنند و پا به فرار مى گذارند، خشمگين خواهد بود.
تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی:
((خداوند كسانى را دوست مى دارد كه در راه او پيكار مى كنند همچون بنائى آهنين و سدى فولادين )) (ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص ).
بنابراين نفس پيكار مطرح نيست ، آنچه مهم است اينكه پيكار ((فى سبيل الله )) باشد، و آنهم با اتحاد و انسجام كامل همانند سدى فولادين .
((صف )) در اصل معنى مصدرى دارد، و به معنى قرار دادن چيزى در خط صاف است ، ولى در اينجا معنى اسم فاعل را دارد.
((مرصوص )) از ماده ((رصاص )) به معنى سرب است ، و از آنجا كه گاه براى استحكام و يكپارچگى بناها سرب را آب مى كردند و در لابلاى قطعات آن مى ريختند به طورى كه فوق العاده محكم و يكپارچه مى شد به هر بناى محكمى مرصوص اطلاق مى شود.
و در اينجا منظور اين است كه مجاهدان راه حق در برابر دشمن يك دل و يك جان و مستحكم و استوار بايستند، گوئى همه يك واحد بهم پيوسته اند كه هيچ شكافى در ميان آن نيست . لذا در تفسير على بن ابراهيم مى خوانيم كه در توضيح اين آيه فرمود: يصطفون كالبنيان الذى لا يزول : ((مجاهدان راه خدا صف مى كشند همانند بنائى كه هرگز ويران نمى گردد)).
در حديثى آمده است كه اءمير مؤ منان على (عليه السلام ) در ميدان ((صفين )) هنگامى كه مى خواست ياران خود را آماده پيكار كند فرمود:
((خداوند عز و جل شما را به اين وظيفه راهنمائى كرده است ... و فرموده ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص ، بنابراين صفوف خود را همچون يك بناى آهنين محكم كنيد، آنها كه زره پوشند مقدم شوند، و آنها كه بى زره اند پشت سر آنان قرار گيرند، دندانها را محكم به هم بفشاريد كه ... و در برابر نيزه ها در پيچ و خم باشيد كه براى رد كردن نيزه دشمن مؤ ثرتر است ، به انبوه دشمن خيره نگاه نكنيد تا قلبتان قويتر و روحتان آرامتر باشد، سخن كمتر بگوئيد كه سستى را دور مى كند، و با وقار شما مناسبتر است ، پرچمهاى خود را كج نكنيد و آنها را از جا تكان ندهيد، و جز به دست دليران مسپاريد))!
نكته ها:
1 - ضرورت وحدت صفوف
از مهمترين عوامل پيروزى در برابر دشمنان انسجام و به هم پيوستگى صفوف در ميدان نبرد است ، نه تنها در نبردهاى نظامى كه در نبرد سياسى و اقتصادى نيز جز از طريق وحدت كارى ساخته نيست .
در حقيقت قرآن دشمنان را به سيلاب ويرانگرى تشبيه مى كند كه تنها با سد فولادين آنها را مى توان مهار كرد، تعبير به ((بنيان مرصوص )) جالب ترين تعبيرى است كه در اين زمينه وجود دارد، در يك بنا يا سد عظيم هر كدام از اجزاء نقشى دارند، ولى اين نقش در صورتى مؤ ثر مى شود كه هيچگونه فاصله و شكاف در ميان آنها نباشد، و چنان متحد گردند كه گوئى يك واحد بيش نيستند، همگى تبديل به يك دست و يك مشت عظيم و محكم شوند كه فرق دشمن را درهم مى كوبد و متلاشى مى كند!
افسوس كه اين تعليم بزرگ اسلام امروز فراموش شده ، و جامعه بزرگ
اسلامى نه تنها شكل ((بنيان مرصوص )) ندارد، بلكه به صفوف پراكنده اى تبديل گشته كه در مقابل هم ايستاده اند، و هر كدام هوائى در سر، و هوسى در دل دارند.
بايد توجه داشت كه وحدت صفوف با گفتار و شعار به دست نمى آيد، نياز به ((وحدت هدف )) و ((وحدت عقيده )) دارد، و اين چيزى است كه بدون خلوص نيت و معرفت واقعى و تربيت صحيح اسلامى و احياى فرهنگ قرآن ممكن نيست .
اگر خدا مجاهدينى را دوست دارد كه همچون بنيان مرصوصند، پس اين جمعيتهاى پراكنده را دشمن مى دارد، و هم اكنون آثار خشم خدا و غضب الهى را در اين جامعه چند صدمليونى ، با چشم خود مى بينيم كه يك نمونه آن تسلط گروه كوچك صهيونيستها بر سرزمينهاى اسلامى است ، خدايا! به ما آگاهى و بيدارى و آشنائى به قرآن و تعليمات حياتبخش آن مرحمت فرما.
یادی از ۲ آیه نورانی قبل...
2 - گفتار بى عمل
زبان ترجمان دل است ، و اگر راه اين دو از يكديگر جدا شود نشانه نفاق است ، و مى دانيم يك انسان منافق از سلامت فكر و روح برخوردار نيست .
از بدترين بلاهائى كه ممكن است بر يك جامعه مسلط شود بلاى سلب اطمينان است ، و عامل اصلى آن جدائى گفتار از كردار است ، مردمى كه مى گويند و عمل نمى كنند هرگز نمى توانند به يكديگر اعتماد كنند و در برابر مشكلات هماهنگ باشند، هرگز برادرى و صميميت در ميان آنها حاكم نخواهد شد، هرگز ارزش و قيمتى نخواهند داشت ، و هيچ دشمنى از آنها حساب نمى برد. هنگامى كه غارتگران لشكر شام مرزهاى عراق را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند و خبر به گوش على (عليه السلام ) رسيد سخت ناراحت شد، خطبه اى خواند و چنين فرمود: ايها الناس المجتمعة ابدانهم المختلفة اهواؤ هم ، كلامكم يوهى الصم الصلاب ، و فعلكم يطمع فيكم الاعداء، تقولون فى المجالس كيت و كيت ، فاذا جاء القتال قلتم حيدى حياد!:
على (عليه السلام ) در اين گفتار كه از سوز دل مباركش حكايت مى كند به مردم عراق مى گويد: ((اى مردمى كه بدنهايتان جمع و دلها و افكارتان پراكنده است ، سخنان داغ شما سنگهاى سخت را درهم مى شكند، ولى اعمال سست شما دشمنانتان را به طمع وا مى دارد، در مجالس و محافل چنين و چنان مى گوئيد و اما به هنگام پيكار فرياد مى زنيد كه اى جنگ از ما دور شو)).
در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه فرمود: يعنى بالعلماء من صدق فعله قوله ، و من لم يصدق فعله قوله فليس بعالم : ((عالم كسى است كه عملش ، گفتارش را تصديق كند، و هر كس عملش گفتارش را تصديق نكند، عالم نيست )).
يكى از شعراى معاصر سرنوشت ملتهائى را كه اهل سخنند و نه اهل عمل ، و به همين دليل هميشه اسير چنگال دشمنانند در داستان زيبائى كه از زبان بلبل و باز شكارى مطرح كرده مجسم ساخته است :
و دیدگاه روان آیت محسن قرائتی:
پیام ها:
«بنيان» به معناى ساختمان است. «مرصوص»، از «رصاص» به معناى سُرب است و «بنيان مرصوص» يعنى ساختمانى كه از فرط استحكام، گويى از سرب ساخته شده است.
شايد آيه قبل، انتقاد از كسانى باشد كه شعار جهاد و پيكار دادند، ولى به آن شعارها عمل نكردند، لذا خداوند فرمود: كسانى كه عمل نكردند مورد غضب هستند، «كَبُرَ مقتاً» امّا در اين آيه از كسانى كه به شعار و وعده خود عمل كردند، تمجيد كرده و محبوب خدا دانسته است. «ان اللّه يحبّ الّذين يقاتلون»
در تاريخ آمده است كه در جنگ صفين حضرت اميرعليه السلام براى بالا بردن انگيزه ياران خود، اين آيه را تلاوت فرمودند.(8)
8) تفسير روح المعانى.
نکته ها:
1- در تربيت، قهر و مهر هر دو لازم است. (در آيه قبل سخن از قهر الهى بود و در اينجا سخن از مهر الهى است). «انّ اللّه يحبّ...»
2- براى بازداشتن از كار ناپسند انذار لازم است، «لِمَ تقولون... كَبُر مقتاً» ولى واداشتن به كار نيك، تشويق لازم دارد. «يحبّ الّذين يقاتلون»
3- جلب رضايت و محبت خداوند، بالاترين تشويق براى مؤمنان است، حتّى برتر از بهشت و امثال آن. «انّ اللّه يحبّ...»
4- كارهاى سخت، انگيزه قوى لازم دارد و بالاترين انگيزهها، محبوب خدا شدن است. «انّ اللّه يحبّ الّذين يقاتلون»
5 - مؤمنانِ مجاهد، دوستداران خداوند هستند و در راه او مىكنند، «يقاتلون فى سبيله» خداوند هم آنها را دوست دارد. «يحبّ الّذين يقاتلون»
6- در شرايط عادّى، وحدت و اتحاد و دورى از تفرقه لازم است ولى در برابر دشمن، صفوف مؤمنان بايد متّحدتر و نفوذناپذير و مستحكمتر باشد. «صفّاً كانّهم بنيان مرصوص»

مولف : سیدخلیل مرتضوی -کارشناس مترجمی زبان انگلیسی -ساکن ایران -بوکان