ضرب المثل ها و جملاتی است که با حروف پارسی شروع میشوند
- خاک به امانت خیانت نمی کند.
«ایرانی»
2- خاک تهران دامن گیر است.
هر که داخل شد به شهر خود باز نمی گردد.
«ایرانی»
3- خاک سیاه، مال سفید می دهد.
«سوئدی»
4- خاموشی، گل خردمندی است.
«ژاپنی»
5- خاموشی، سلامت دوم است.
«ایرانی»
6- خانه ات را برای ترساندن موش آتش مزن.
«فرانسوی» 133
7- خانه ای که شوهر در آن نباشد، قبرستانی بیش نیست.
«هندی»
8- خانه ای نیست که از آن گاهی دود بلند نشود.
«سوییسی»
9- خانه بدون زن مانند چاه بدون دلو است.
«بلغاری»
10- خانه بی زحمت مانند چمن بی شبنم است.
«چک و اسلواکی»
11- خانه تاریک، چشمانی دارد که می بیند، خانه روشن چشمانی دارد که دیده می شوند.
«سوئدی»
12- خانه خرس وبادیه مس.
«ایرانی»
13- خانه دوست را بروب ولی در خانه دشمن را مکوب.
«ایرانی»
14- خانه و میهن انسان، جایی است که قلب و روح متوجه آنجاست.
«انگلیسی»
15- خائن، همیشه ترسو است.
«ایرانی»
16- خدا اشک را آفرید تا آتش درونی را خاموش کند.
«آلمانی»
17- خدا بداد مردی برسد که: محبت و مصیبتش، زن اوست.
«پاکستانی»
18- خدا به گاو وحشی شاخ کوتاه می دهد.
«مجارستانی»
19- خدا درد را بقدر توان می دهد.
خدا یار بی کسان است.
«ایرانی» 134
20- خدا دریا را ساخت و هلندی زمین را.
«هلندی»
21- خدا را شکر که حسود فقط نسبت به چیزهای دیدنی می تواند حسادت بورزد.
«اسپانیایی»
22- خدا روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می نویسد.
«برزیلی»
23- خدا، مارها، خرگوشها و ارمنی ها را آفرید.
«ترکی»
24- خداوند برای سرکوبی نفرت، هیچ سلاحی بهتر از عشق را نداشت.
«عربی»
25- خداوند مهلت می دهد ولی از خاطر نمی برد.
«عربی»
26- خدای سگ، لقمه یی است که روی زمین می افتد.
«کنیایی»
27- خدمت کردن ویا عوض خواستن، از بین بردن آن خدمت و از دست دادن استحقاق خویش است.
«چینی»
28- خدمت کن تا خدمتت کنند.
«بلغارستانی»
29- خر با شتر جلوه کند و چون خلوت کنی و تنها شوی، پس چه بد دوستی باشد.
«عربی»
30- خر چه داند قیمت نقل و نبات.
«ایرانی»
31- خرچنگ دریایی خفته را آب می برد.
«پرویی»
32- خردمند از نادانی خود با خبراست، نادان تصور می کند که از همه چیز آگاهی دارد.
«اسپانیایی» 135
33- خردمندی وتقوا مانند دو چرخ یک گاری اند.
«ژاپنی»
34- خرسی که گرسنه است هرگز نمی رقصد.
«ترکی»
35- خرگوش از حیث درازای گوش شبیه به الاغ است ولی نسبتی با الاغ ندارد.
«بامبارایی»
36- خروس جنگی چاق نمی شود.
«روسی»
37- خروس نمی تواند از دوستی با روباه نفع ببرد.
«گرجستانی»
38- خری که از خری واماند، یال و دمش را باید زد.
«ایرانی»
39- خرید خوب را کسانی کرده اند که چیزی به خانه نیاورده اند.
«سوییسی»
40- خریدار به صد چشم احتیاج دارد، دکاندار حتی به یک چشم نیازمند نیست.
«هندی»
41- خشم اولش نادانی و آخرش پشیمانی است.
«ایرانی»
42- خشم گرفتم به روزی که گذشت و چون اقوام را آزمودم به آن روز اشک حسرت ریختم.
«عربی»
43- خشنودی برای گناه، هدفی است که حاصل نمی شود.
«عربی»
44- خفتگان لقمه ی افراد بیدارند.
«ژاپنی»
45- خمیر مایه مختصر، تمام خمیر را ور می آورد.
«استونیایی» 136
46- خنده زن زیبا، گریه کیسه پول آقاست.
«ایتالیایی»
47- خنده گل، باعث می شود که بلبل سر خود را از دست بدهد.
«گرجستانی»
48- خواب برادر مرگ است.
«ایرانی»
49- خواب گنج مرد فقیر است.
«لاتویایی»
50- خوار شمردن هنر برابر است با ناآگاهی از آن.
«آلمانی»
51- خواستن، توانستن است.
«ایرانی»
52- خواهی که به کس دل ندهی، دیده ببند.
«ایرانی»
53- خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
همانند: در شهر نی سواران باید سوار نی شد.
«ایرانی»
54- خود را شناختن حکمت است، خود را از یاد بردن بلاهت.
«آلمانی»
55- خود را مفریب که تمامی جهان، از روز جوانی عوض نمی شود.
فردا پیری هم از راه می رسد.
«عربی»
56- خودستایی جان من برهان نادانی بود.
«ایرانی»
57- خود فروشی و بینوایی، سر و ته یک کرباسند.
«مکزیکی»
58- خود کرده را تدبیر نیست.
«ایرانی» 137
59- خودت را دوست داشته باش، در این حال رفیقی نخواهی داشت.
«استونیایی»
60- خودداری از نکوکاری بسی بهتر از نیکی کردن به امید دریافت پاداش است.
«چینی»
61- خورجین خالی را دور نیانداز.
«نگرویی»
62- خوردن اندوه، چیز از دست رفته را بر تو نمی گرداند.
«عربی»
63- خورشید غروب می کند ولی خطر هرگز غروب نمی کند.
«آمریکایی»
64- خورشید گوهرآسمان است و بچه گوهر خانه.
«چینی»
65- خوش بحال مردی که دوستانی دارد و بد به حال کسی که به داشتن دوست نیازمند است.
«چک واسلواکی»
66- خوش شانسی و اقبال زیاد، انسان را دیوانه می کند.
«بلژیکی»
67- خوش کردار، خطا نکند و بدکردار،وفا نکند.
«ایرانی»
68- خوشا بحال کسی که دختری زاییده است، پسر فرزند مادر شوهر است.
«ترانسوالی»
69- خوشبخت کسی است که قرض ندارد.
«انگلیسی»
70- خوشبخت ملتی که تاریخ ندارد.
«ایتالیایی»
71- خوشبخت ترین زن وشوهرهای دنیا دو نفر بودند، یک زن کور و یک مرد کر.
«چینی» 138
72- خوشبختی از جایی شروع می شود که خودخواهی پایان می یابد.
«مجارستانی»
73- خوشبختی دوستان مارا زیاد می کند و همین که بدبختی آمد، آنان را می آزماید.
«فرانسوی»
74- خوشبختی وزنان زیبا، خائن ترین و بی وفاترین چیزهای دنیا هستند.
«چک واسلواکی»
75- خوشبختی وبدبختی بشر دست خودش است.
«کانادایی»
76- خوشبختی یا بدبختی مرد، زن است.
«اسپانیایی»
77- خوشبختی، ثبات ندارد.
«انگلیسی»
78- خوشترین ساعات عمر زنان آن ساعتی است که بزازها برای آنها پارچه ذرع می کنند.
«سوییسی»
79- خوشی خانواده ندارد ولی «اندوه» زن و بچه دارد.
«ایتالیایی»
80- خوشی واندوه، همسایه دیوار به دیوار یکدیگرند.
«چک واسلواکی»
81- خوک را هر قدر بشویی باز خود را کثیف می کند.
کسی که کثیف بارآمده، همیشه کثیف است.
«روسی»
82- خون تمام افراد بشر یکرنگ است ولی بین لیاقتها، زمین تا آسمان فاصله است.
«آلمانی»
83- خون دامن گیر است.
بهرحال خون ریخته شده دامان خونریز را می گیرد.
«ایرانی»
84- خون را که با خون نمی شویند.
«ایرانی» 139
85- خون می خزد در جایی که نمی تواند جریان یابد.
«هلندی»
86- خویشتن داری، انسان را در ردیف خدایان در می آورد.
«فلسطینی»
87- خویشتن را قدر خواهی، ارج مردم را نبر.
«ایرانی»
88- خیر و نیکی وقتی شناخته می شود که می رود، شر و بدی وقتی معلوم می شوند که میآید.
«فلسطینی»
89- خیلی ارزان، خیلی گران است.
«آلمانی»
90- خیلی بهتر است سوراخ بزرگ در روی زانو باشد تا سوراخ کوچک در جیب.
«نگرویی»
91- خیلی خوش «بو» است، دم باد هم می نشیند.
«ایرانی»
92- خیلی خوش پرو پا است لب خزینه هم می نشیند.
«ایرانی»
93- خیلی خوش صداست توی خزینه هم آوازمی خواند.
«ایرانی»
94- خیلی زیاد درستکار مباش.
«فلسطینی»
95- خیلی ها، دستی را که آرزوی قطع شدنش را دارند، می بوسند.
«انگلیسی»
96- خیلی خوش چس است جلوی باد هم می نشیند.
«ایرانی»
97- خیلی خوش بو است جلوی باد هم می نشیند.
«ایرانی»
«ایرانی»
2- خاک تهران دامن گیر است.
هر که داخل شد به شهر خود باز نمی گردد.
«ایرانی»
3- خاک سیاه، مال سفید می دهد.
«سوئدی»
4- خاموشی، گل خردمندی است.
«ژاپنی»
5- خاموشی، سلامت دوم است.
«ایرانی»
6- خانه ات را برای ترساندن موش آتش مزن.
«فرانسوی» 133
7- خانه ای که شوهر در آن نباشد، قبرستانی بیش نیست.
«هندی»
8- خانه ای نیست که از آن گاهی دود بلند نشود.
«سوییسی»
9- خانه بدون زن مانند چاه بدون دلو است.
«بلغاری»
10- خانه بی زحمت مانند چمن بی شبنم است.
«چک و اسلواکی»
11- خانه تاریک، چشمانی دارد که می بیند، خانه روشن چشمانی دارد که دیده می شوند.
«سوئدی»
12- خانه خرس وبادیه مس.
«ایرانی»
13- خانه دوست را بروب ولی در خانه دشمن را مکوب.
«ایرانی»
14- خانه و میهن انسان، جایی است که قلب و روح متوجه آنجاست.
«انگلیسی»
15- خائن، همیشه ترسو است.
«ایرانی»
16- خدا اشک را آفرید تا آتش درونی را خاموش کند.
«آلمانی»
17- خدا بداد مردی برسد که: محبت و مصیبتش، زن اوست.
«پاکستانی»
18- خدا به گاو وحشی شاخ کوتاه می دهد.
«مجارستانی»
19- خدا درد را بقدر توان می دهد.
خدا یار بی کسان است.
«ایرانی» 134
20- خدا دریا را ساخت و هلندی زمین را.
«هلندی»
21- خدا را شکر که حسود فقط نسبت به چیزهای دیدنی می تواند حسادت بورزد.
«اسپانیایی»
22- خدا روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می نویسد.
«برزیلی»
23- خدا، مارها، خرگوشها و ارمنی ها را آفرید.
«ترکی»
24- خداوند برای سرکوبی نفرت، هیچ سلاحی بهتر از عشق را نداشت.
«عربی»
25- خداوند مهلت می دهد ولی از خاطر نمی برد.
«عربی»
26- خدای سگ، لقمه یی است که روی زمین می افتد.
«کنیایی»
27- خدمت کردن ویا عوض خواستن، از بین بردن آن خدمت و از دست دادن استحقاق خویش است.
«چینی»
28- خدمت کن تا خدمتت کنند.
«بلغارستانی»
29- خر با شتر جلوه کند و چون خلوت کنی و تنها شوی، پس چه بد دوستی باشد.
«عربی»
30- خر چه داند قیمت نقل و نبات.
«ایرانی»
31- خرچنگ دریایی خفته را آب می برد.
«پرویی»
32- خردمند از نادانی خود با خبراست، نادان تصور می کند که از همه چیز آگاهی دارد.
«اسپانیایی» 135
33- خردمندی وتقوا مانند دو چرخ یک گاری اند.
«ژاپنی»
34- خرسی که گرسنه است هرگز نمی رقصد.
«ترکی»
35- خرگوش از حیث درازای گوش شبیه به الاغ است ولی نسبتی با الاغ ندارد.
«بامبارایی»
36- خروس جنگی چاق نمی شود.
«روسی»
37- خروس نمی تواند از دوستی با روباه نفع ببرد.
«گرجستانی»
38- خری که از خری واماند، یال و دمش را باید زد.
«ایرانی»
39- خرید خوب را کسانی کرده اند که چیزی به خانه نیاورده اند.
«سوییسی»
40- خریدار به صد چشم احتیاج دارد، دکاندار حتی به یک چشم نیازمند نیست.
«هندی»
41- خشم اولش نادانی و آخرش پشیمانی است.
«ایرانی»
42- خشم گرفتم به روزی که گذشت و چون اقوام را آزمودم به آن روز اشک حسرت ریختم.
«عربی»
43- خشنودی برای گناه، هدفی است که حاصل نمی شود.
«عربی»
44- خفتگان لقمه ی افراد بیدارند.
«ژاپنی»
45- خمیر مایه مختصر، تمام خمیر را ور می آورد.
«استونیایی» 136
46- خنده زن زیبا، گریه کیسه پول آقاست.
«ایتالیایی»
47- خنده گل، باعث می شود که بلبل سر خود را از دست بدهد.
«گرجستانی»
48- خواب برادر مرگ است.
«ایرانی»
49- خواب گنج مرد فقیر است.
«لاتویایی»
50- خوار شمردن هنر برابر است با ناآگاهی از آن.
«آلمانی»
51- خواستن، توانستن است.
«ایرانی»
52- خواهی که به کس دل ندهی، دیده ببند.
«ایرانی»
53- خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
همانند: در شهر نی سواران باید سوار نی شد.
«ایرانی»
54- خود را شناختن حکمت است، خود را از یاد بردن بلاهت.
«آلمانی»
55- خود را مفریب که تمامی جهان، از روز جوانی عوض نمی شود.
فردا پیری هم از راه می رسد.
«عربی»
56- خودستایی جان من برهان نادانی بود.
«ایرانی»
57- خود فروشی و بینوایی، سر و ته یک کرباسند.
«مکزیکی»
58- خود کرده را تدبیر نیست.
«ایرانی» 137
59- خودت را دوست داشته باش، در این حال رفیقی نخواهی داشت.
«استونیایی»
60- خودداری از نکوکاری بسی بهتر از نیکی کردن به امید دریافت پاداش است.
«چینی»
61- خورجین خالی را دور نیانداز.
«نگرویی»
62- خوردن اندوه، چیز از دست رفته را بر تو نمی گرداند.
«عربی»
63- خورشید غروب می کند ولی خطر هرگز غروب نمی کند.
«آمریکایی»
64- خورشید گوهرآسمان است و بچه گوهر خانه.
«چینی»
65- خوش بحال مردی که دوستانی دارد و بد به حال کسی که به داشتن دوست نیازمند است.
«چک واسلواکی»
66- خوش شانسی و اقبال زیاد، انسان را دیوانه می کند.
«بلژیکی»
67- خوش کردار، خطا نکند و بدکردار،وفا نکند.
«ایرانی»
68- خوشا بحال کسی که دختری زاییده است، پسر فرزند مادر شوهر است.
«ترانسوالی»
69- خوشبخت کسی است که قرض ندارد.
«انگلیسی»
70- خوشبخت ملتی که تاریخ ندارد.
«ایتالیایی»
71- خوشبخت ترین زن وشوهرهای دنیا دو نفر بودند، یک زن کور و یک مرد کر.
«چینی» 138
72- خوشبختی از جایی شروع می شود که خودخواهی پایان می یابد.
«مجارستانی»
73- خوشبختی دوستان مارا زیاد می کند و همین که بدبختی آمد، آنان را می آزماید.
«فرانسوی»
74- خوشبختی وزنان زیبا، خائن ترین و بی وفاترین چیزهای دنیا هستند.
«چک واسلواکی»
75- خوشبختی وبدبختی بشر دست خودش است.
«کانادایی»
76- خوشبختی یا بدبختی مرد، زن است.
«اسپانیایی»
77- خوشبختی، ثبات ندارد.
«انگلیسی»
78- خوشترین ساعات عمر زنان آن ساعتی است که بزازها برای آنها پارچه ذرع می کنند.
«سوییسی»
79- خوشی خانواده ندارد ولی «اندوه» زن و بچه دارد.
«ایتالیایی»
80- خوشی واندوه، همسایه دیوار به دیوار یکدیگرند.
«چک واسلواکی»
81- خوک را هر قدر بشویی باز خود را کثیف می کند.
کسی که کثیف بارآمده، همیشه کثیف است.
«روسی»
82- خون تمام افراد بشر یکرنگ است ولی بین لیاقتها، زمین تا آسمان فاصله است.
«آلمانی»
83- خون دامن گیر است.
بهرحال خون ریخته شده دامان خونریز را می گیرد.
«ایرانی»
84- خون را که با خون نمی شویند.
«ایرانی» 139
85- خون می خزد در جایی که نمی تواند جریان یابد.
«هلندی»
86- خویشتن داری، انسان را در ردیف خدایان در می آورد.
«فلسطینی»
87- خویشتن را قدر خواهی، ارج مردم را نبر.
«ایرانی»
88- خیر و نیکی وقتی شناخته می شود که می رود، شر و بدی وقتی معلوم می شوند که میآید.
«فلسطینی»
89- خیلی ارزان، خیلی گران است.
«آلمانی»
90- خیلی بهتر است سوراخ بزرگ در روی زانو باشد تا سوراخ کوچک در جیب.
«نگرویی»
91- خیلی خوش «بو» است، دم باد هم می نشیند.
«ایرانی»
92- خیلی خوش پرو پا است لب خزینه هم می نشیند.
«ایرانی»
93- خیلی خوش صداست توی خزینه هم آوازمی خواند.
«ایرانی»
94- خیلی زیاد درستکار مباش.
«فلسطینی»
95- خیلی ها، دستی را که آرزوی قطع شدنش را دارند، می بوسند.
«انگلیسی»
96- خیلی خوش چس است جلوی باد هم می نشیند.
«ایرانی»
97- خیلی خوش بو است جلوی باد هم می نشیند.
«ایرانی»
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:43 توسط مترجم سیدخلیل مرتضوی
|
مولف : سیدخلیل مرتضوی -کارشناس مترجمی زبان انگلیسی -ساکن ایران -بوکان