بیست و شش: ک


1- کاچی بعض هیچی است.
کم بهتر از هرگز نبودن است.
«ایرانی»
2- کاخ بزرگان پر از زن است و کلبه فقرا پر از بچه.
«چینی»
3- کار از محکم کاری عیب نمی کند.
دقت و توجه براستواری کار می افزاید.
«ایرانی»
4- کارها نیکو شود اما به صبر.
«ایرانی»
5- کار امروز را به فردا مگذار.
«ایرانی»
6- کار با کارکردن و خواب با خوابیدن پایان نمی یابد.
«لاتویایی» 267

7- کار تلخ است ولی نانی که از راه کار و زحمت به دست می آید شیرین است.
«هندی»
8- کار خوب است، به شرط اینکه زندگی کردن را فراموش نکنی.
«بانتویی»
9- کار خود را دوست بدار، حتی اگر کاری کوچک باشد.
«فلسطینی»
10- کار جوهر مرد است، بدون آن فاسد می شود.
«کانادایی»
11- کار، دستبند زرین است.
«رومانیایی»
12- کار را در دست کسی که از عهده انجام کارهای شخصی خود بر نمی آید مسپار.
«مالتی»
13- کار را که کرد، آنکه تمام کرد.
«ایرانی»
14- کار زشت، صد فرسنگ می دود.
«ژاپنی»
15- کار عبادت است.
«فرانسوی»
16- کار کردن خر، خوردن یابو.
«ایرانی»
17- کار، مادر زندگی است.
«اسلواکی»
18- کار نیکی که امروز انجام می دهیم،فردا شادکامی به بار می آورد.
«هندی»
19- کار یک بار اتفاق می افتد.
احتیاط کن.
«ایرانی» 268

20- کار، ریشه ی تلخ و میوه شیرین دارد.
«آلمانی»
21- کار، جوهر انسان است.
«ایرانی»
22- کار، وجود مرد را مقتدر می کند.
«ایرانی»
23- کار، جوهر مرد را زیاد می کند.
«ایرانی»
24- کار، کار یاد می دهد.
«فلسطینی»
25- کار، انسان را به فراگیری می کشاند.
«فلسطینی»
26- کار، کلید آسایش است.
«هندی»
27- کارد، صابح خودش را می شناسد.
«بلژیکی»
28- کارد کند، همیشه زیر دست و پاست.
«کانادایی»
29- کارد، کار چنگال را می کند ولی لب را می برد.
«سوئدی»
30- کارد، باید به دست کسی باشد که می داند از آن چگونه استفاده کند.
«کانادایی»
31- کارد، هیچ وقت دسته ی خودش را نمی برد.
«ایرانی»
32- کارد اگر تیز باشد، خودش می داند چگونه میوه ها را ببرد.
«کانادایی» 269

33- کارگر بد همیشه از ابزارش بدگویی می کند.
«ایرانی»
34- کارگر بد هم مثل عروس بدرقص است، همیشه بهانه می گیرد.
«کانادایی»
35- کارها وقتی رونق پیدا می کنند که سرانجام گیرند.
«کانادایی»
36- کارها به سرانجام آنهاست.
«عربی»
37- کارهای بزرگ بیشتر از راه شجاعت انجام می گیرد تا از راه عقل و حکمت.
«آلمانی»
38- کارهای بزرگ را شجاعان انجام می دهند.
«کانادایی»
39- کاری بکن که هم خدا را خوش آید هم بنده ی خدا را.
«کانادایی»
40- کاری بکن بهر ثواب، نه سیخ بسوزد نه کباب.
«ایرانی»
41- کاری که دامنه اش تنگ تر است، به گشایش و فرج نزدیک تر است.
«عربی»
42- کاری که تو می کنی، باید کاری خدایی باشد.
«کانادایی»
43- کاسب، حبیب خدا است.
«ایرانی»
44- کاسب، چشم ندارد کاسب دیگری را ببیند.
«ایرانی»
45- کثافت کار، بهتر از زعفران بطالت است.
«مصری» 270

46- کجا خوش است؟ آنجا که دل خوش است.
«ایرانی»
47- کجا می روی اقبال، تو به پیش و من از دنبال.
«ایرانی»
48- کدخدا را ببین ده را بچاپ.
«ایرانی»
49- کدام اقیانوس است که بی موج است؟
«مالایایی»
50- کدام نعمتی است که روزگار آنرا تیره نگردانیده؟
«عربی»
51- کردار، میوه و قول برگ درخت است.
«آمریکایی»
52- کریستال بودن و شکستن بهتر از فعال نبودن در پشت بام خانه است.
«ژاپنی»
53- کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من.
هیچ کس به جز خود شخص بدردش نخواهد خورد.
«ایرانی»
54- کسانی که زنان و زنبوران با او مهربانند، به زودی غنی می شوند.
«سوئدی»
55- کسانی که نسبت به زنان حسود هستند، نسبت به مردم جسور نیستند.
«اسپانیایی»
56- کسانی که وارث ثروتی می شوند مزاحم تر از افرادی هستند که ثروت را تحصیل می کنند.
«کنگویی»
57- کسی با کور راجع به رنگها صحبت نمی کند.
«ترکی»
58- کسی به جهنم نمی رود که سیگارش را روشن کند.
«بلغارستانی» 271

59- کسی به دندانهای اسبی که هدیه داده شده نگاه نمی کند.
معادل فارسی: دندان اسب پیش کشی را نمی شمارند.
«لاتویایی»
60- کسی را به جای خود نشاندن.
تنبیه دادن و گوشمالی دادن.
«ایرانی»
61- کسی را در گور دیگری نمی گذارند.
گناه کسی را به حساب دیگری نخواهند نوشت.
«ایرانی»
62- کسی را که روی شانه هایت می نشانی، سعی خواهد کرد تا روی سرت بنشیند.
«دانمارکی»
63- کسی صاحب دوست می شود که، دوستانه رفتار کند.
«ایتالیایی»
64- کسی غیر از دوست به انسان خیانت نمی کند.
«فرانسوی»
65- کسی که «وجدان» ندارد، هیچ چیز ندارد.
«آمریکایی»
66- کسی که آتش برمی افروزد، نباید تقاضای محفوظ ماندن از گزند شعله را بنماید.
«عربی»
67- کسی که آخر از همه می آید، کمتر از همه می بیند.
«نروژی»
68- کسی که آخر از همه وارد می شود در را می بندد.
«ترکی»
69- کسی که آهسته خشمگین می شود، خشمش را دیرتر نگاه می دارد.
«مجارستانی»
70- کسی که از آتش می ترسد، خود را در برابر دود محافظت می کند.
«ترکی»
71- کسی که از دود می ترسد، نمی تواند از لذت حرارت آتش برخوردار شود.
«اسلواکی» 272

72- کسی که از رد پای وحشی می ترسد، نباید لوبیا بکارد.
«مالتی»
73- کسی که از رودخانه بیرون می آید، از باران ترس و وحشتی ندارد.
«بلغارستانی»
74- کسی که از مرگ نترسد، هیچ حربه ای به او کارگر نیست.
«فرانسوی»
75- کسی که از نیکی و خیر دیگران شاد شود، بهترین انسان است.
«پاکستانی»
76- کسی که اسبش را می زند، زن خودش را هم خواهد زد.
«لاتویایی»
77- کسی که انتظار آسایش دارد، باید کر و کور و لال باشد.
«ترکی»
78- کسی که اندازه های خودش را ندارد، کارش ساخته است.
«انگلیسی»
79- کسی که با بیوه جوان عروسی نکرده باشد، نمی داند بدبختی یعنی چه.
«روسی»
80- کسی که با دهانش خامه می سازد باید با بینی اش کره بسازد.
«آلمانی»
81- کسی که با زحمت کار می کند، با خوشحالی خواهد خورد.
«چینی»
82- کسی که با سگ می خوابد، با «کک» بیدار می شود.
«اسکاتلندی»
83- کسی که باد می کارد، توفان درو می کند.
«کوبایی»
84- کسی که بالا نمی رود، پایین هم نمی افتد.
«فلسطینی» 273

85- کسی که باید بمیرد، در تاریکی می میرد ولو اینکه فروشنده ی شمع باشد.
«کلمبیایی»
86- کسی که بچه ندارد معنی محبت را نمی فهمد.
«ایتالیایی»
87- کسی که بچه ندارد، نور چشم ندارد.
«ایرانی»
88- کسی که بر له تو دروغ می گوید، نزد تو هم دروغ خواهد گفت.
«بوسنیایی»
89- کسی که برابر میل دیگران خانه می سازد، خانه ای کج و معوج خواهد داشت.
«دانمارکی»
90- کسی که برای عشق زندگی می کند باید در اندوه به سر برد.
«اسپانیایی»
91- کسی که به «امید» مسافرت می کند، فقر راننده اش خواهد بود.
«سوئدی»
92- کسی که به «قیر» دست می زند، آلوده خواهد شد.
«انگلیسی»
93- کسی که به آسانی باور می کند، به آسانی هم گول خواهد خورد.
«چک و اسلواکی»
94- کسی که به آسانی پول به دست می آورد به آسانی هم خرجش می کند.
«فرانسوی»
95- کسی که به امید شانس زنده است، سالها قبل مرده است.
«فرانسوی»
96- کسی که به امید و انتظار زنده است، امکان دارد که به خطر گرسنگی مردن دچار شود.
«دانمارکی»
97- کسی که به اندرزهای زن گوش کند، دیوانه است.
«هندی» 274

98- کسی که به تو سخن چینی می کند، از تو نیز سخن چینی خواهد کرد.
«ترکی»
99- کسی که به دادگاه شکایت می کند، مرغ خود را به دست می آورد ولی کارش را از دست می دهد.
«چینی»
100- کسی که به زیبایی خدمت می کند، به زودی نوکرش خواهد شد.
«آلمانی»
101- کسی که به سمت خانه سفر می کند، اهمیتی به شگون بد نمی دهد.
«کنیایی»
102- کسی که به شر و فساد عادت کرده است، از نیکی بیزار است.
«مکزیکی»
103- کس بی کسان خداست.
«ایرانی»
104- کسی که به شما تملق می گوید، یا سرتان کلاه گذاشته و یا امیدوار است که کلاه بگذارد.
«رومانیایی»
105- کسی که به عنوان دوست نمی تواند به شما نیکی کند، ممکن است به عنوان دشمن به شما صدمه بزند.
«هلندی»
106- کسی که به فرزند خود حرفه ای نمی آموزد به او یاد می دهد که دزد باشد.
«فلسطینی»
107- کسی که به نادانی خود پی برده است، در جاده ی خردمندی گام نهاده است.
«نروژی»
108- کسی که پشم دارد، پشمش را می چیند.
«لاتویایی»
109- کسی که پول ندارد باید هوس چیزی را در دل نپروراند.
«ایتالیایی»
110- کسی که پول ندارد، مثل آن است که برادر ندارد.
همین مثل در فارسی هم موجود است.
«یوگسلاویایی» 275

111- کسی که تخم مرغ می خواهد، باید صدای قدقد مرغ را تحمل کند.
«انگلیسی»
112- کسی که تصمیم دارد ازدواج کند، باید نخست به همسایگانش نگاه کند.
«اسپانیایِی»
113- کسی که تف سربالا می اندازد، تف روی سر خودش می ریزد.
معادل فارسی: تف سر بالا به صورت می افتد.
«آلمانی»
114- کسی که تقریباً غرق شده است، از باران وحشتی ندارد.
«آلبانیایی»
115- کسی که تند می رود زود هم خسته می شود.
«لاتویایی»
116- کسی که تند می رود، زود خسته می شود.
«مجارستانی»
117- کسی که تنها می خورد، تنها هم سرفه می کند.
«مصری»
118- کسی که تو را نبیند، به وسیله آن چیزی را هم نخواهد دید.
«هندی»
119- کسی که تهدید می کند، همیشه می ترسد.
«فرانسوی»
120- کسی که تهمت می زند هزار بار می کشد ولی قاتل یک بار.
«چینی»
121- کسی که جایگاهش بالاتر از خورشید است، چیزی نمی تواند مقام او را پایین بیاورد.
«عربی»
122- کسی که جرأت تهدید دارد، باید جرأت جنگیدن را هم داشته باشد.
«مالایایی»
123- کسی که جستجو کند، عاقبت می یابد.
معادل فارسی: عاقبت جوینده یابنده بود.
«عربی» 276

124- کسی که چاپلوسی شما را می کند یا فریبتان داده و یا قصد فریبتان را دارد.
«رومانیایی»
125- کسی که چیزی را زیاد دوست دارد، زیاد حرفش را می زند.
«عربی»
126- کسی که حرف راست را می زند، باید یک پایش توی رکاب باشد.
«عربی»
127- کسی که حرف راست را می زند، مرتکب گناهی نمی شود ولی اسباب دردسر را فراهم می کند.
«مکزیکی»
128- کسی که حرف می زند می کارد و آنکه گوش می دهد، درو می کند.
«آرژانتینی»
129- کسی که حسادت می ورزد، به کمتری خود اعتراف کرده است.
«لاتینی»
130- کسی که خربزه می خورد، باید پای لرزش هم بنشیند.
«ایرانی»
131- کسی که خنده بر لب ندارد، نمی تواند دیگران را بخنداند.
«پاکستانی»
132- کسی که خواهان زن زیبا روست باید مهرش را بپردازد.
معادل فارسی: هر که را تاووس باید جور هندوستان کشد.
«عربی»
133- کسی که خودش را قلقلک می دهد، هر وقت که دلش بخواهد می خندد.
«لهستانی»
134- کسی که خوشی زیر دلش زده است، بگذار زن بگیرد.
«هلندی»
135- کسی که دارای در کوتاه است، باید خم شود.
«اسکاتلندی»
136- کسی که دارای همسایه ی خوب می باشد، می تواند خانه اش را صد سکه گرانتر بفروشد.
«چک و اسلواکی» 277

137- کسی که در آفتاب زحمت کشیده است، حق دارد که در سایه استراحت کند.
«آفریقایی»
138- کسی که در ابتدای کار فکر و اندیشه نکند، در پایان آه وناله خواهد کرد.
«ایتالیایی»
139- کسی که در برابر مورچه عاجز و ناتوان است بیهوده به جنگ فیل می رود.
«آفریقایی»
140- کسی که در بستر سیمینی قرار می گیرد رؤیاهای زرین می بیند.
«آلمانی»
141- کسی که در حال سیری غذا بخورد، گور خود را با دندانهایش می کند.
«ترکی»
142- کسی که در خود آتشی ندارد، نمی تواند دیگران را گرم کند.
«سوییسی»
143- کسی که در گرد وخاک می دمد، توی چشمش خاک می رود.
«انگلیسی»
144- کسی که در هنگام بیماری به یاد توست، پس از مرگ هم به یاد تو خواهد بود.
«کنگویی»
145- کسی که در هنگام پیروزی خود را کنترل می کند به پیروزی مجدد نایل گریده است.
«لاتینی»
146- کسی که درد خود را پنهان می کند، درمان نمی یابد.
«ترکی»
147- کسی که دروغ می گوید، دزد است.
«استونیایی»
148- کسی که دلش کوتاه است، باید پاهای دراز داشته باشد.
«آلمانی»
149- کسی که دوست جنگل است، نمی تواند دشمن درخت باشد.
«روسی» 278

150- کسی که دوستت دارد تو را به گریه خواهد انداخت.
«آرژانتینی»
151- کسی که دیگران را می ترساند، خودش بیش از دیگران می ترسد.
«لاتینی»
152- کسی که رعایت حال گرگ را بکند، مظلوم واقع می شود.
«عربی»
153- کسی که روزی یک سیب می خورد، نان پزشک را آجر می کند.
«چک و اسلواکی»
154- کسی که روی «امید» زندگی می کند در آرزو جان می دهد.
«بلژیکی»
155- کسی که روی کف اتاق نشسته وحشتی از زمین افتادن ندارد.
«چک و اسلواکی»
156- کسی که زر را به دورمی ریزد، مجبور می شود به جمع آوری مس بپردازد.
«چک و اسلواکی»
157- کسی که زن ثروتمند بگیرد در حقیقت آزادی خود را فروخته است.
«آلمانی»
158- کسی که زن ثروتمند بگیرد، آزادی خودرا فروخته است.
«آلمانی»
159- کسی که زن را دوست ندارد، سینه خود را مکیده است.
«انگلیسی»
160- کسی که زنش را می زند سه روز تعطیلی به او و سه روز گرسنگی به خودش داده است.
«سوئدی»
161- کسی که زیاد حرف می زند، زیاد دروغ می گوید.
«لاتویایی»
162- کسی که زیاد حرف می زند، یا زیاد می داند یا دروغ می گوید.
«اسلواکی» 279

163- کسی که زیاد عجله می کند، در جاده می ماند.
«نگرویی»
164- کسی که زیاد می داند، زیاد هم اشتباه می کند.
«ارمنی»
165- کسی که ستم می فروشد، تابلوی شیرین و پر آب و تاب روی دکان خود می آویزد.
«مجارستانی»
166- کسی که سر شیشه ای دارد، نباید سنگ پرتاب کند.
«انگلیسی»
167- کسی که سوار پلنگ شود، نمی تواند مدت زیادی سواری بگیرد.
«چینی»
168- کسی که سیاه به دنیا می آید، احتیاج به شستشو ندارد.
«آلمانی»
169- کسی که سیر را با کره می خورد، لازم نیست از ستم بترسد.
«چک و اسلواکی»
170- کسی که سیر کشت کند، ریحان نچیند.
«عربی»
171- کسی که شلوارش را تر نمی کند، ماهی را نخواهد خورد.
«نگرویی»
172- کسی که عصبانی می شود باید دو کار انجام دهد: عصبانی شود و عصباینت را ترک گوید.
«شیلیایی»
173- کسی که عنکبوت را نمی کشد، نمی تواند تار عنکبوت را از بین ببرد.
«اسپانیایی»
174- کسی که فاضلابش را تعمیر نمی کند، مجبور می شود که تمام خانه اش را تعمیر کند.
«اسپانیایی»
175- کسی که فرزندی از خود به یادگار می گذارد، جاودانه زنده است.
«کلیمانجارویی» 280

176- کسی که فقط به کمک چشم دیگران را می بیند، گول می خورد.
«فرانسوی»
177- کسی که فکر می کند خوشبخت است، خوشبخت است، ولی کسی که فکر می کند عاقل است، عاقل نیست. «مجارستانی»
178- کسی که قادر است گوش افراد را تبدیل به چشم کند، گوینده زیر دستی است.
«ایرانی»
179- کسی که قاطر به دنیا آمده، مجبور است که جفتک زند.
«ایتالیایی»
180- کسی که قدر خویش نشناسد، دیگری از او بیند آنچه را که خود نمی بیند.
«عربی»
181- کسی که قرض کنان می دود، گریه کنان می رود.
«ژاپنی»
182- کسی که قصد ازدواج کند، راه پشیمانی را طی می کند.
«یونانی»
183- کسی که کاری انجام نمی دهد، اشتباه هم نمی کند.
«ایتالیایی»
184- کسی که کردار بد و زشت دارد، گمانش نیز آن شود که عادتش را تصدیق کند.
«عربی»
185- کسی که کله اش از هواست، نباید در آفتاب راه برود.
«ایتالیایی»
186- کسی که کور به دنیا آمده هرگز به نور اعتقاد ندارد.
«آلمانی»
187- کسی که گاو را بالا می برد، خودش هم پایین می آورد.
هرکس به کارخود وارد است.
«ایرانی»
188- کسی که گاوهایش را بزند به جیبش ضرر زده است و کسی که زنش را بزند، خودش را زده است.
«بلغارستانی» 281

189- کسی که گران می خرد، ارزان می خورد.
«مالتی»
190- کسی که گردنبند مروارید به گردن می کند، نمی داند چندبار کوسه ها پاهای غواص را دندان گرفته اند.
«حبشه ای»
191- کسی که گناهش را انکار می کند، گناهش را دوبرابر می کند.
«فلسطینی»
192- کسی که لباس زمستانی می پوشد و بادبزن تابستانی به کار می برد، فرق بین گرم و سرد را تشخیص نمی دهد. «یونانی»
193- کسی که لباس عالی دارد، باید لباس ژنده هم داشته باشد.
«آمریکایی»
194- کسی که محسود واقع نشده، هنوز کار بزرگی انجام نداده.
«آلمانی»
195- کسی که مزه بدبختی را نچشیده، نمی تواند از نیک بختی لذت ببرد.
«گرجستانی»
196- کس که مغز بادام می خواهد، باید پوست آن را بشکند.
«انگلیسی»
197- کسی که می خواهد ازدواج کند، باید از گوش بیش از چشم استفاده کند.
«چک و اسلواکی»
198- کسی که می خواهد به اژدهایی عظیم تبدیل گردد، باید نخست مارهای کوچک را بخورد.
«هلندی»
199- کسی که می خواهد پولش را پنهان کند، نباید آن را هرگز زیر زبان نگه دارد.
«دانمارکی»
200- کسی که می خواهد درو کند، باید بکارد.
«آلمانی»
201- کسی که نسبت به نفس خود خوب نیست، چگونه می توان از او انتظار داشت که نسبت به دیگران خوب باشد. «اسپانیایی» 282

202- کسی که نمی تواند اطاعت کند نمی تواند فرمان بدهد.
«مجارستانی»
203- کسی که نمی تواند حرف بزند، نمی تواند ساکت بنشیند.
«لاتینی»
204- کسی که نمی تواند دستهایش را تحت کنترل قرار دهد، باید چشمهایش را تحت کنترل قرار دهد.
«آلمانی»
205- کسی که نمی خواهد اشتهایش را از دست بدهد، نباید به آشپزخانه برود.
«آلمانی»
206- کس که نمی داند بسترش چقدر سخت و ناهمواراست، از همه بهترمی خوابد.
«دانمارکی»
207- کسی که نیاموخته، بهتر از بدآموخته است.
«ایرانی»
208- کسی که وجدانش پاک باشد زود خوابش می برد.
«فرانسوی»
209- کسی که وجدانش پاک باشد، همیشه شادمان است.
«چینی»
210- کسی که هرگز به پیشروی نمی پردازد، عقب می ماند.
«آرژانتینی»
211- کسی که همیشه به من دروغ می گوید، هرگز گولم نمی زند.
«اسپانیایی»
212- کسی که یرقان دارد، همه جا را زرد می بیند.
معادل فارسی: کافر همه را به کیش خود پندارد.
«فرانسوی»
213- کسی که یک فن می داند از گرسنگی می میرد.
«عربی»
214- کسی که یک بار مرا فریب دهد برای خود ننگ را خریده و اگر دوبار فریبم دهد، ننگ را از آن خود کرده ام. «اسکاتلندی» 283

215- کسی را به گور کسی نمی گذارند.
«ایرانی»
216- کسی که، آنچه را که لازم ندارد می خرد، از خودش می دزدد.
«اسپانیایی»
217- کسی که، امروز را به فردا می اندازد بدتر از مرد تنبل است.
«چک و اسلواکی»
218- کسی موفق می شود که خسته نمی شود.
«پرتغالی»
219- کشتی بر خشکی روان نگردد.
«عربی»
220- کشور احمق، جایی است که خانواده اش در آن به سر می برند.
«روسی»
221- کشیشان و زنان، هرگز فراموش نمی کنند.
«آلمانی»
222- کف دستم را که بو نکرده ام.
بی خبر بودن.
«ایرانی»
223- کفایت و اعتدال، کامرانی است.
معادل فارسی: اندازه نگهدار که اندازه نکوست.
«انگلیسی»
224- کفش سیاه، نشانه دل سیاه نیست.
«سوئدی»
225- کفش گشاد که پوشیدی، آماده ی زمین خوردن باش.
«چینی»
226- کفگیرش به ته دیگ خورده.
چیزی در بساط ندارد.
«ایرانی»
227- کلاه نقی را سر تقی گذاشته.
این کلاه و آن کلاه کردن.
«ایرانی» 284

228- کلاهتو سفت بگیر باد ورش نداره.
مواظب خطر باش.
«ایرانی»
229- کلمات خوب، هویجهای وحشی را چرب نمی کند.
معادل فارسی: این حرفها دنبه کسی را چاق نمی کند.
«انگلیسی»
230- کلمات زرین، درهای آهنی را می گشاید.
«ترکی»
231- کلمات زرین، غالباً به دنبال اعمال سربی می آیند.
«هلندی»
232- کلمه ای که مانند گنجشک از دهان پرید، نمی توان آن را با چهار اسب بازش گرداند.
«چک و اسلواکی»
233- کلوخ انداز را پاداش سنگ است.
«ایرانی»
234- کلید زرین، هردری را می گشاید.
«انگلیسی»
235- کلیه امراض انسان، از خون سرچشمه می گیرد.
«فلسطینی»
236- کلیه قضاوت های عمومی، لغو و ناصحیح است.
«فرانسوی»
237- کمال همنشین در من اثر کرد.
«ایرانی»
238- کمتر گو، تا پشیمان نشوی.
«انگلیسی»
239- کمرنگ ترین جوهر، بهتر از قویترین حافظه است.
«چینی»
240- کوتاه خردمند به که نادان بلند.
«ایرانی» 285

241- کودکان و ابلهان، حقایق را بازگو می کنند.
«انگلیسی»
242- کودکان، زینت ازدواج اند.
«گینه ای»
243- کور از مار نمی ترسد.
«ژاپنی»
244- کور را چه حاجت به چراغ.
«ایرانی»
245- کور کور را می جوید و آب گودال را.
هرکسی همتای خود را می جوید.
«ایرانی»
246- کور چیزی غیر از عصا ندارد.
«نگرویی»
247- کوری می تواند، کور دگر را راهنمایی کند.
«انگلیسی»
248- کوری، کوری دگر را هدایت می کند.
معادل فارسی: کوری بود که عصاکش کوری دگر بود.
«عربی»
249- کوزه گر از کوزه ی شکسته آب می خورد.
«ایرانی»
250- کوشش بی فایده است، وسمه بر آبروی کور.
«ایرانی»
251- کوه به کوه احتیاج ندارد ولی انسان به انسان احتیاج دارد.
«باسکی»
252- کوه به کوه نمی رسد ولی آدم به آدم می رسد.
«ایرانی»
253- وقتی با عظمت تر می شود که، از نزدیک به آن بنگری.
«کانادایی» 286

254- کوهها تکان می خورند و موشی به دنیا آمد.
«اسلواکی»
255- که راه بجوید ز کور بی بصری.
«ایرانی»
256- که زنگی به شستن نگردد سفید.
«ایرانی»
257- کسی هیچ نمی داند، دچار شک و تردید هم نمی شود.
«یونانی»
258- کی مرد که تو عزیز شدی؟
کنایه به کسی که خود را در جمع بزرگان جا می زند.
«ایرانی»
259- کیسه خالی سنگین تر از کیسه ی پر است.
«بلغارستانی»
260- کیسه گدا سبک است.
«استونیایی»
261- کیسه گدا هرگز پر نمی شود.
«ترکی»
262- کیف پول بیمار، مدت درمان را دراز می کند.
«آلمانی»
263- کیک من خمیر است.
دستم نمک ندارد.
«انگلیسی»
264- کیمیایی مانند صرفه جویی وجود ندارد.
«انگلیسی»
265- کینه به دیگران آزار می رساند ولی خود را زخمی می سازد.
«انگلیسی»
266- کینه ای در دل نشست کینه گر را نابود می سازد.
«انگلیسی» 287

267- کفایت اعتدال کامرانی است.
«انگلیسی»
268- کم عمق ترین محل را برای عبور انتخاب کن.
با سخت کار خودتان را دچار مشکل نکنید.
«انگلیسی»
269- کریسمس، تنها یک بار در سال می آید.
پس به خوبی برگزار کن.
«انگلیسی»
270- کودک پدرانسان است.
مطالعه خصوصیات کودک آینده او را می توان شناخت.
«انگلیسی»
271- کتاب و دوست، باید کم باشد اما گزیده.
«انگلیسی»
272- کفش که پای را نیشگون می گیرد، پاره شود بهتر است.
دندانی را که درد می کرد بکش.
«انگلیسی»
273- کالای بد هرگز ارزان نیست.
نظیر: مفت گران است.
«انگلیسی»
274- کلمات خوب هویجهای وحشی را چرب نمی کند.
معادل پارسی: این حرفها برای فاطی تمبان نمی شود.
«انگلیسی»
275- کسی که هرگز دردی نکشیده، به رنج و درد دیگران می خندد.
نظیر مثل پارسی: سواره از پیاده خبر ندارد.
«انگلیسی»
276- کسی که سریع چیزی را می دهد، دو برابر داده است
«انگلیسی»
277- کسی که در گرد و خاک می دمد، توی چشم خودش می رود.
«انگلیسی»
278- کسی که زحمت می کشد مستحق اجرت خود باشد.
«انگلیسی»
279- کلید زرین هر دری را می گشاید.
«انگلیسی»