نود و هفت: گ


1- گاو بی دم، مگسهای سایر گاوها را از بین می برد.
«گرجستانی»
2- گاو تنبل آب کثیف می نوشد.
«کلمبیایی»
3- گاو را بفروشی، شیرش را از دست داده ای.
«آلمانی»
4- گاو که پیر شد، گوساله اش عزیزتر می شود.
«انگلیسی»
5- گاو لنگ در بین گاوان نابینا نخست وزیر است.
«فلسطینی»
6- گاو ممکن است سیاه باشد، ولی شیرش سفید است.
«روسی» 289

7- گاو نجیب هم گاهی اوقات به گوساله لگد می زند.
«فرانسوی»
8- گاو نر را با شاخهایش می توان نگهداشت، مرد را با قولش و زن را با دامنش.
«سوییسی»
9- گاو نر را با شاخهایش می گیرند و مرد را با زبانش.
«چک و اسلواکی»
10- گاوصندوق های خالی، لازم نیست که قفل بشوند.
«آلمانی»
11- گاومیش، سنگینی شاخهای خود را احساس نمی کند.
«هندی»
12- گاوی که خرگوش بگیرد قیمتی است.
«چینی»
13- گاوی که شیر نمی دهد لگد می زند.
«برمه ای»
14- گاوی مریض شده است و یک گاو نر حق ویزیت بیمار است.
«ماداگاسکاری»
15- گاهی با یک نگاه تنها، نهال عشق کاشته می شود.
«مصری»
16- گاهی ترحم ظلم است و ظلم ترحم.
«ایتالیایی»
17- گاهی روزها بلند و گاهی شبها.
«هندی»
18- گاهی ظالم زودتر از مظلوم به عدالت مراجعه می کند.
«انگلیسی»
19- گاهی مرگ سریع، بهتر از عمر دراز است.
«گرجستانی» 290

20- گدا تصور می کند، هرچه در توبره او هست در توبره دیگران هم هست.
«ایرانی»
21- گدا را چه یک نان بدهی چه یک نان بگیری تأثیری در او ندارد.
«ایرانی»
22- گدا را که رو دادی خویش می شود.
«ایرانی»
23- گدا هر قدر گردنش را بیشتر کج نگه دارد، بیشتر دروغ می گوید.
«اسکاتلندی»
24- گدا، چشم دیدن گدای دیگر را ندارد.
«اسپانیایی»
25- گدا، هرگز راه خود را گم نمی کند.
«آلمانی»
26- گدای نیک انجام به از پادشاه بدفرجام.
«ایرانی»
27- گدایی، اگر ننگی ندارد، برکتی هم ندارد.
«ایرانی»
28- گدایی، کار بی مایه ایست فقط کمی رو می خواهد.
«ایرانی»
29- گدایی، کار بی مایه است.
«ایرانی»
30- گذشته را بدانید، تا آینده را بدانید.
«چینی»
31- گر تو بهتر می زنی، بستان بزن.
«ایرانی»
32- گر دست ما تهی است ولی چشم ما پر است.
«ایرانی» 291

33- گر صبر کنی، ز غوره حلوا سازی.
«ایرانی»
34- گربه ای که با صدای بلند میو می کند، کم موش می گیرد.
«هلندی»
35- گربه جرأت نمی کند موش را از غار شیر شکار کند.
«روسی»
36- گربه در جنگل بوته های کوچک شیر است.
«هندی»
37- گربه را دم حجله باید کشت.
در ابتدای کار میخ را باید کوبید.
«ایرانی»
38- گربه شیر است در گرفتن موش.
«ایرانی»
39- گربه گرسنه، در خواب موش می بیند.
«ایرانی»
40- گربه محض رضای خدا موش نمی گیرد.
«ایرانی»
41- گربه نُه جان دارد و زن نُه گربه.
«سوئدی»
42- گربه ی محبوبش ممکن است به شیر تبدیل گردد.
«هلندی»
43- گردن ما از مو هم باریکتر است.
کنایه به شخص مقابل و نمونه ضعیف بودن است.
«ایرانی»
44- گرز را خیلی بالا بلند مکن، چه ممکن است روی سر خودت بیفتد.
«فنلاندی»
45- گرسنگی، بستانکاری است که نمی توان از او فرار کرد.
«چک و اسلواکی» 292

46- گرسنگی به انسان خیلی چیزها می آموزد.
«یونانی»
47- گرسنگی به انسان می آموزد که در سیری افراط نکند.
«کانادایی»
48- گرسنگی بهترین چاشنی است.
«انگلیسی»
49- گرسنگی و انتقام انسان را به خواب وامی دارد اما مرگ و حسادت چشم را برای همیشه می بندد.
«انگلیسی»
50- گرسنگی، شمشیر تیزی است در شکم گرسنه.
«دانمارکی»
51- گرسنگی، فنون زیادی را می آموزد.
«آلمانی»
52- گرگ بر گوسفندان چوپانی می کند.
«یونانی»
53- گرگ بی دندان، مضحکه سگهاست.
«نگرویی»
54- گرگ پیر، مضحکه سگ است.
«آلبانیایی»
55- گرگ حساب سرش نمی شود.
«ارمنی»
56- گرگ را می بیند، معذالک دنبال رد پای گرگ می گردد.
«آلبانیایی»
57- گرگها، الاغی را که ارباب های مختلف دارد می خورند.
«اسپانیایی»
58- گرگی را که به خواب رفته بیدار مکن.
«روسی» 293

59- گرو گذاشتن فردا برای استفاده از امروز.
«نروژی»
60- گره را با زبانت آنگونه مزن که نتوانی با دندان بگشایی.
«اسکاتلندی»
61- گریستن با یک مرد عاقل بهتر از خندیدن با یک احمق است.
«یوگسلاویایی»
62- گریه زن را، فقط یک بوسه قطع می کند.
«رومانیایی»
63- گریه زن، دزدانه خندیدن است.
«آلمانی»
64- گریه زن، مکر زن است.
«ایرانی»
65- گریه مرد دلیل ضعف و گریه زن، نشانه مکر است.
«ایتالیایی»
66- گفتار شیرین و کردار تلخ خیلی ها را فریب می دهد.
«فرانسوی»
67- گفتن آسان است وقتی به اقدام می پردازی می دانی که عمل کردن چقدر دشوار است.
«چینی»
68- گفتن یک چیز است و عمل کردن یک چیز دیگر.
معادل فارسی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
«انگلیسی»
69- گفته بی نمک، شمشیری بیش نیست.
«عربی»
70- گل بی عیب خداست.
«ایرانی»
71- گل را تا پژمرده نشده باید چید.
«ترکی» 294

72- گل سرخ آمد و بنفشه را پنهان کرد.
«آلبانیایی»
73- گل سرخ فقط برای افرادی خار دارد که در صدد برمی آیند آنرا بچینند.
«چینی»
74- گل نیلوفر، از گل و لای سر بیرون می آورد.
«چینی»
75- گلها به ماه نگاه می کنند و با آسمان و خدا نجوا.
«ایتالیایی»
76- گلها به منزله کلماتی هستند که حتی یک کودک خردسال نیز قادر به فهم آن است.
«آمریکایی»
77- گلهای زیبا، زیاد در کنار جاده نمی ماند.
«سوئدی»
78- گناهکار، هرگز زیبا نیست.
«ژاپنی»
79- گناه، از گناه می زاید.
«ترکی»
80- گناهان کهن، زخمهای تازه و نو ایجاد می کند.
«اسکاتلندی»
81- گنجشکی که به دنبال باز می پرد، خیال می کند که باز از او می گریزد.
ایرانی: سگ زیر سایه دیوار خوابیده تصور می کند زیر سایه خود خوابیده.
«ژاپنی»
82- گندم از گندم بروید،جو ز جو.
هر عملی عکس العملی مشابه و متناسب با خود دارد.
«ایرانی»
83- گندم را به کمک باد می شود تصفیه کرد و فساد را با مجازات.
«آرژانتینی»
84- گودال های بزرگ را می توان پر کرد ولی دل آدمی پر شدنی نیست.
«چینی» 295

85- گوساله رفت وگاو مراجعت کرد.
«چک و اسلواکی»
86- گوسفند بشو، گرگ را خواهی دید.
«بلغارستانی»
87- گوسفندان از گوسفندان اقتدا می کنند.
«فلسطینی»
88- گوش خود را به خواستگاری بفرست نه چشمت را.
«نروژی»
89- گاوش زاییده است.
در کارش مشکل ایجاد شده.
«ایرانی»
90- گوشت بخری استخوان دارد، زمین بخری سنگ دارد.
«نگرویی»
91- گوشت تن خود بخور ومنت قصاب مکش.
«ایرانی»
92- گوش خود را قرض مده به کسی که حاضر است زبانش را به تو قرض بدهد.
«دانمارکی»
93- گوشت زن و گوشت مردی که به زور با هم عروسی کرده اند، در یک دقیقه نتوان پخت.
«عربی»
94- گوشت گرگ احتیاج به دندان ندارد.
«آلمانی»
95- گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.
همیشه زندگی به کام یک نفر نیست.
«ایرانی»
96- گیاهان هرز، هرگز نمی میرند.
«آلمانی»
97- گیاهان هرزه هرگز از بین نمی روند.
«بلژیکی»